گرم‌ترین نقطه بیابان لوت

بیابان لوت و عوارض خاصی که در آن وجود دارد، همیشه مداجله‌ای برای ثبت دما و گرم‌ترین نقطه ثبت شده در آن داشته است. یکی از مواردی که همیشه در بین می‌باشد عنوان گرم‌ترین نقطه بیابان لوت و کره زمین بوده است که از طرفداران زیادی برخوردار است. در این خصوص باید یادآور شویم برای ثبت عنوانی چون گرم‌ترین نقطه بیابان لوت نیاز به فاکتور‌های زیادی است که با توجه به نبود ایستگاه‌های هواشناسی در منطقه به سادگی از آن‌ها نمی‌توان گذشت.
پیشتر در خصوص ثبت گرما در بیابان لوت در این پست + به تفصیل سخن گفته‌ایم و لازم است بدانیم برای سنجش دمای سطح زمین به استاندارهایی چون زاویه تابش خورشید، میزان شدت تابش خورشید، نوسانات تشعشعات خورشیدی، جنس سطح زمین و رنگ خاک، جریان هوای غالب در منطقه تحت سنجش، وضعیت ژئومرفولوژی و شرایط توپوگرافی منطقه را باید در نظر داشت.
پس با این شرایط باید در عنوان گرم‌ترین نقطه سطح زمین با درایت و محتاطی بیشتری سخن گفت و در این بیابان صرفا می‌توانیم بر اساس آمار ماهواره ناسا و اندازه‌گیری آن بحث و نتیجه‌گیری کنیم.
بد نیست بدانیم پست‌ترین نقطه بیابان لوت حدود ۱۰۸ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بالاترین درجه ثبت شده توسط ماهواره‌های ناسا در گذشته بیابان لوت ۷۰/۷ درجه سانتی گراد بوده است و در تحقیقاتی که پس از آن به نتیجه رسیده و به عنوان یک مقاله علمی منتشر شده است دمای آن بالای ۸۰ درجه سانتی گراد هم ثبت شده است. این مقاله را از اینجا می‌توانید دریافت کنید + .

آب در بیابان

کاروانیان برای عبور از بیابان‌ و رسیدن به منزل‌گاه‌ها با دو مشکل اساسی روبرو بوده‌اند که یکی از آنها تامین آب و دیگری علوفه و علیق چهارپایان همراه خود بوده است. با توجه به این‌که برخلاف تصور همگان، آب در بیابان پیدا می‌شود! آبی که با وجود شور بودن می‌تواند برای رفع عطش و شرب چهار پایان مورد استفاده قرار بگیرد، پس مشکل اصلی عبور از بیابان‌ها تامین علیق شترها بوده است که هر کاروان می‌بایست به مقدار مورد نیاز و بسته به نوع مسیر با خود حمل می‌کرده‌.
آب شرب مورد نیاز افراد کاروان نیز در روش‌های مختلف و بسته به نوع مسیر حمل می‌شده است و از دیرباز عابران بیابان روش‌های خاص خود را برای نگهداری و استفاده از آن داشته‌اند. می‌دانیم که در زمانی دور مردم خوب بلوچ به عنوان راهنمایان و عبور کنندگان اصلی بیابان لوت در این بیابان وسیع تردد می‌کردند و برای همین، به روش‌های مختلف آب شرب خود را برای گواراتر شدن تا به امروز حمل می‌کرده‌اند. مرسوم‌ترین روش برای حمل آب آشامیدنی توسط بلوچ‌ها که هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، استفاده از بطری‌های آب معدنی خالی است که با ابتکار جالبی به صورت قمقمه برایشان تغییر کاربری داده است. در این روش که به آن سولوک ( SOLLOK ) به معنی گالن کوچک در زبان بلوچی اطلاق می‌شود از همین بطری‌ها و یا گالن‌های ۴ لیتری و حتی ظروف آلومینیومی که در دسترس باشد استفاده می‌کنند و در ابتدا به دور آنها یک لایه پارچه نخی بسته و بعد با پارچه گونی کنفی که متخلل است آنها را پوشش داده و پس از محکم کردن با تکه بند یا تسمه‌ای در بالا آن را مهار کرده تا به مانند بند قمقمه کارایی داشته و در کنار وسیله نقلیه خود از موتور تا ماشین در جایی که حتی المکان سایه داشته باشد قرار میدهند. (در گذشته نیز به پالان و جهاز شتر آویزان میکرده‌اند) در عکسی که در لینک + قرار داده شده یکی از این سولوک‌ها که در بیابان رها شده را با جزییات کامل می‌توانید ببینید.
برای استفاده پس از پر کردن بطری‌ها پوشش روی آنها که از گونی کنفی است را خیس کرده و در سایه‌ و محلی که در حرکت وسیله نقلیه به آن باد بخورد قرار می‌دهند. بدیهی است آب درون بطری با این ترفند خنک‌تر از دمای محیط شده و برای نوشیدن گوارا خواهد بود.

روستای مکی

شهرستان راور از دوران گذشته به دلیل قرار داشتن در حاشیه بیابان لوت و بالطبع در راه کاروانیان مورد توجه بوده و از این جهت که در این شهرستان کاروانسراهای زیادی وجود دارد به آن لقب شهر کاروانسراها داده‌اند. راور با داشتن باغ‌های انار و با محصولی خوش رنگ و دانه درشت و همین‌طور انجیر آن مشهور بوده و به همین جهت به عنوان قطبی در صنعت باغداری منطقه شناخته شده بود. علاوه بر اینها راور شهر قالی‌های دست بافت بود که پتانسیل مناسبی برای مرکزیت آن در منطقه برای اسکان و ایجاد روستاهایی در اطراف آن بود. متاسفانه به مرور زمان با برچیده شدن داربست قالی‌ها و تبدیل باغ‌های انار به پسته هر دو این شاخصه دیگر از یادها رفته و روستاها هم از جمعیت سابق خود خالی شدند و صنعت کشاورزی و قالی‌بافی هم رونق خود را از دست داد. اما هنوز هم راور دارای پتانسیل مناسبی برای صنعت گردشگری است.
یکی از این مکان‌ها زیبای این شهرستان روستای مُکی و طبیعت اطراف‌اش است. روستایی بکر و زیبا در کنار حاشیه بیابان لوت که با تنوع گیاهی و جانوری بسیار، آن‌هم در آخرین نقطه‌ای که آب و آبادی در کنار دشت وسیع لوت که از چشم‌ها دور افتاده وجود دارد قرار گرفته است.
روستای مکی در ۳۵ کیلومتری شرق شهرستان راور است و راه دسترسی به آن نیز از نزدیکی قلعه قهقهه می‌گذرد. با قرار گرفتن در ابتدای مسیر خاکی روستا به نظر می‌رسد در حال عبور از محل دفن نخاله‌های ساختمانی هستید ولی با گذشتن از آنها ناگهان وارد جاده‌ای خاکی و پر پیچ با دیواره‌های چند متری می‌شوید که انگار به نوعی در صحنه‌هایی از فیلم Mad Max قرار گرفته‌اید. با عبور از دهلیزهایی که هیجان عبور را برای شما دوچندان می‌کند به دره‌ای با کوه‌های کوتاه اطرافش میرسید و در ادامه راه از گدار چند رودخانه خشک، رودخانه‌هایی که با عرض وسیع خود حکایت از سیلابی بودن منطقه دارد و پس از آن‌ها راه به یک دو‌راهی می‌رسد که با تابلویی کوچک مسیر روستا و آبشار ییلاقی آن مشخص شده است. روستای مُکی این روزها تقریبا خالی از سکنه است و به نظر می‌رسد به روستایی فصلی تبدیل شده و فقط در فصل کشت و کشاورزی ساکنانی که از آنجا به شهرستان راور کوچ کرده‌اند به زمین‌های خود برای کاشت تا برداشت محصول برمی‌گردند. برای رسیدن به آبشار باید در دو راهه‌ای که راه روستا و آبشار را از هم جدا می‌کند به راه سمت چپ وارد شد و تا انتهای دره پیش رفت. جایی که درختان نخل و مزارع از دور پیدا است همراه با رودخانه‌ای که در دره منتهی به آن جریان دارد با کلبه‌هایی کوچک و سقف‌های گنبدی که برای زندگی در فصل کاشت توسط مردمان روستا ساخته شده است. ییلاق کنار روستا که آبشاری در آن جریان دارد به بهشتی می‌ماند که در حاشیه بیابان لوت قرار دارد، نام آبشار به نام روستا مشهور شده است، آبشار مُکی دارای دو طبقه است که با آب نسبتا گرم و متبوعی با حدود ارتفاع ۱۲ متر به حوضچه کوچک سنگی زیر خود می‌ریزد، و با صدایی زیبا که در سکوت دره می‌پیچد آن را می‌شکافد و به پایین دست می‌رود. آب آبشار در مسیر رو به پایین توسط جوی آبی باریک به استخری در محوطه نخلستان و کلبه‌ها می‌ریزد و از آنجا به زمین کشاورزی که به نظر زیر کشت گندم و جو رفته است وارد می‌شود و از باغ نخل کوچکی که زیبایی دوچندانی به این مکان داده خارج می‌گردد. جالب آن است که مشخصا این آبشار و چشمه‌ یا رودی که آب آن را تامین کرده به یقین پرآب تر بوده و در گذشته مشخصا رود پر آبی از اینجا جریان داشته است، چرا که آثار رودخانه عریضی در پایین دست این آبشار به وضوح با عمق زیاد مشخص است.
در بالادست کلبه‌ها و روی کوه مجاور قبرستانی وجود دارد که نشان از دفن مردم روستای مُکی از قدیم در آن جا می‌دهد، مکانی پوشیده شده از سنگ که اگر دقت نکنید قبرها را نخواهید دید. با نبودن سنگ قبر یا نشانه‌ای روی آنها، از قدمت، نام و نشان قبرها چیزی مشخص نیست و تنها منظره‌ای که از بالای آن به خوبی بیابان لوت پیدا است، حسرتی دوچندان را برای ما نسبت به دفن‌شدگان دست می‌دهد.

منظره‌ای از درخشش دشت لوت بر بلندای روستای مکی

تقسیم‌بندی منطقه‌ای بیابان لوت

بیابان لوت منطقه‌ای بیابانی در بین استان‌های سیستان و بلوچستان، کرمان، یزد و خراسان جنوبی است که از جهت وضع زمین شناختی، آن را به سه قسمت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم کرده‌اند.
لوت شمالی به شکل مثلثی است که شهرستان‌ راور و روستای نای‌بند از یک طرف و روستای دهسلم و کوه سرخ و پختو و عبدالهی از سمت دیگر حدود آن را مشخص کرده و در قاعده خود رود شور، رود دایمی بیابان لوت آن را دربر گرفته است. در لوت شمالی عوارض زمین‌شناختی خاصی برای عبور و مرور کاروانیان در زمان‌های قدیم و امروزه وجود نداشته و کاروانیان در گذشته از این قسمت بیابان به راحتی عبور می‌کرده‌اند. از عوارض مهم بیابانی در لوت شمالی، علاوه بر رود شور و آتش‌فشان‌های جوان لوت، میتوانیم به تپه بازالتی گندم بریان که حاصل فعالیت این آتش‌فشان‌ها بوده و همینطور جنگل‌های نبکا اشاره کنیم که هر کدام به نوعی خاص و منحصر به‌فرد در کنار کوه‌های مرغاب کوه و پشه کلوت جزو دیدنی این قسمت از بیابان لوت می‌باشند.
در جنوب مرغاب کوه، آتش‌فشان‌های محمودی (درشمال) و کردوانی (درجنوب) به عنوان جوان‌ترین آتش‌فشان‌های خاموش ایران زیبایی دوچندانی را به دشت لوت داده‌اند.
لوت مرکزی نیز تقریبا به شکل مثلثی وارونه در انتهای قاعده مثلث شکل لوت شمالی واقع شده و دو ضلع محدود کننده آن را کلوت‌ها با کوچه‌‌ها و کریدورهای پیچ درپیچ خود و همین‌طور در سمت دیگر ریگ زار فرا گرفته که هر کدام به نوعی در عبور برای کاروانیان در زمان‌های قدیم مشکلات فراوانی را ایجاد میکرده است.
لوت جنوبی را دشتی هموار می‌دانیم که در حال حاضر به نام ریگ زنگی احمد معروف است و از سمت جاده بم به زاهدان تا روستای کشیت و فهرج محدوده آن مشخص شده است.
کلا عبور از بیابان لوت در تمامی جهت‌ها از نظر زمین شناختی قابل تردد است و تنها در چاله انتهایی رود شور، آن هم در فصل زمستان به دلیل باتلاقی شدن منطقه شما را دچار مشکل می‌کند. این چالش تفاوت بزرگی است که بیابان لوت را با دشت کویر مرکزی جدا می‌کند، وجود باتلاق‌های دایمی در دشت کویر. اما با این وجود چرا بیابان لوت در ایام قدیم شناخته شده نبوده و مردم حاشیه لوت نیز به قلب آن وارد نمی‌شدند؟ از نکات مهم، عدم وجود آب شرب و فقدان چراگاه و مرتع مناسب برای استر و شترهای کاروانیان بوده است. چرا که شتر به عنوان حیوانی بارکش و وسیله سفر برای کاروانیان با وجود مقاومت بدنی در مقابل کمبود آب، نیاز به علیقه داشته که از این نظر در بیابان لوت، کاروانیان دچار مشکل می‌شده‌اند و می‌بایست علاوه بر ذخیره آب شرب نسبت به حمل علوفه برای شترها نیز اقدام میکردند.

خبر تکمیلی تعرض به حریم بیابان لوت

خوشبختانه در پی آگاهی‌رسانی و در پی آن پیگیری‌های خوبی که توسط دوستانمان در پایگاه میراث جهانی بیابان لوت و سازمانهای میراث فرهنگی استان‌های کرمان و خراسان جنوبی به عمل آمد، توانستیم حق مطالبه‌گری خود را در خصوص تعرض به حریم بیابان لوت که خبرش در چند روز گذشته اعلام شد + به خوبی پیش برده و فعلا اقداماتی در جهت این مهم به انجام رسید که خبر آن در صفحه اینستاگرام منسوب به پپایگاه میراث جهانی بیابان لوت + بدین شرح درج گردیده است که به رسم امانت داری درج می‌گردد:

به اطلاع دوستداران و حامیان میراث جهانی بیابان لوت می رساند که پس از دریافت گزارش های واصله از فعالیت معدنی در کوه ملک محمد، پایگاه میراث جهانی بیابان لوت پس از پیگیری های لازم و حضور تیم نظارتی پایگاه استان کرمان در محل کارگاه معدنی، حکم دستگاه قضایی مبنی بر توقف هرگونه فعالیت معدنی را به سرپرست مربوطه ابلاغ نمود. بدیهی است پیگیری های قانونی در خصوص آسیب های وارده و همچنین ابطال پروانه بهره برداری معدن مذکور ادامه خواهد یافت.
بر اساس ارزیابی تیم نظارتی پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در استان کرمان، شروع جاده سازی و انتقال تجهیزات به محل از حدود دو هفته قبل آغاز شده بود، اما عملیات اکتشاف و استخراج معدن در محل کوه ملک محمد تاکنون انجام نشده است. با توجه به اینکه اقدام مربوطه بدون استعلام از پایگاه انجام شده و همچنین انتقال تجهیزات از مبادی اصلی ورود به عمق لوت صورت نگرفته است، اطلاع از موضوع هم برای پایگاه و هم برای تورهای گردشگری با تاخیر دو هفته ای همراه بود. بدیهی است حفاظت از عرصه و حریم میراث جهانی بیابان لوت با مساحت بیش از ۴۰ هزار کیلومترمربع و با محیطی بیش از ۹۶۰ کیلومتر بدون مشارکت همه ذی نفعان امکان پذیر نیست. لذا در این راستا از کلیه جوامع محلی، گردشگران، راهنمایان تور و حامیان این میراث طبیعی جهانی دعوت می شود در صورت مشاهده هرگونه تخریب یا آسیب به ارزش های این اثر جهانی، موضوع را به پایگاه جهانی بیابان لوت جهت پیگیری و اقدام لازم ارجاع نمایند.
شایان ذکر است پایگاه میراث جهانی بیابان لوت طی چند سال اخیر از ده‌ها استعلام و فعالیت معدنی در عرصه و حریم این میراث جهانی جلوگیری نموده و بر عدم وجود هر گونه مداخله انسانی آسیب رسان به منظور حفظ ارزش های جهانی بیابان لوت تاکید داشته است. با این وجود، حفاظت و مدیریت یکپارچه میراث جهانی بیابان لوت نیازمند مشارکت مؤثر کلیه ذی‌نفعان، ذی‌نفوذان، ذی‌ربطان و به ویژه حامیان این اثر جهانی شگفت انگیز است.

در اینجا لازم است ضمن تشکر از جناب آقای دکتر مهران مقصودی به عنوان مدیر پایگاه میراث جهانی بیابان لوت در یونسکو که با اهمیتی که به این قضیه نشان دادند در صدد پیگیری و اقدام فوری بودند، از دوستان و پرسنل خوب سازمان میراث در استان‌‌های خراسان جنوبی و کرمان نیز تشکر و قدردانی لازم به عمل آوریم.
البته هنوز هم مطالبه‌گری ما به عنوان دوست‌دار طبیعت ایران به خصوص بیابان لوت به اتمام نرسیده و نیاز است تا با اهمیت و اعتباری که بیابان لوت به صورت جهانی نه ملی بدست آورده بیش از اینها شاهد حفاظت این اثر طبیعی جهانی باشیم.
– همان‌طور که در متن اطلاعیه‌ای که در صفحه اینستاگرامی که منسوب به پایگاه میراث جهانی بیابان لوت است (متاسفانه این خبر و اقدامات در سایت پایگاه میراث جهانی بیابان لوت درج نشده است) نیز ذکر شده هنوز حکم قضایی برای ابطال پروانه بهره‌برداری معدن صادر نشده و صرفا حکمی آن‌ هم به سرپرست کارگاه در منطقه داده شده و مشخص نیست این صدمه‌ای که حداقل به منظر بیابان آنهم در منطقه‌ای منحصر‌به‌فرد از بیابان لوت با جاده‌کشی و عملیات راهداری زده شده چگونه جبران خواهد شد و در چه زمان این دستگاه‌ها و کانکس‌‌ها جمع‌آوری شده و چگونه و با چه سازوکاری می‌توان شاهد برگرداندن منظر بیابان به صورت طبیعی خود بود!
– پایگاه میراث جهانی بیابان لوت باید بیش از یک نهاد نظارتی عملگرا بوده و به نحوی عملیاتی با حضور پررنگ خود در سازمان‌‌ها، ادارات و دیگر سازوکارهایی که به نوعی می‌تواند به این بیابان زیبا ربط داشته باشد فعالیت داشته و حکمی چون نوش‌دارو پس از مرگ سهراب پیش نیاید. عرصه وسیع بیابان لوت دلیل خوبی برای اطلاع نداشتن از فعالیت‌‌‌هایی که در این بیابان رخ میدهد، نبوده و با توجه به قانونی بودن و داشتن ضوابط اجرایی توسط آن پایگاه انتظار می‌رود تا بیش از آنچه که باید و میبینیم در این زمینه نظارت و اجرا به عنوان یک بازدارنده و نگهدارنده داشته باشد.
– برای ورود به بیابان لوت آن هم با وجود گستردگی مساحتی خود، دارای گلوگاه‌هایی است که تمامی علاقمندان این بیابان از آن اطلاع دارند و به راحتی می‌توان با جلسات و تعیین احکامی که به نهاد‌های امنیتی و راهداری ابلاغ می‌شود از ورود چنین ماشین‌آلاتی باخبر و جلوگیری به عمل آید. چنانچه همان‌طور که تاکنون نیز برای علاقمندان طبیعت بیابانی وجود داشته و ورود خودروهای آفرودی نیز صرفا با اخذ مجوزهای لازم صورت میگرفته، لازم است تا این مهم نیز عملیاتی شود و دیگر شاهد ورود ماشین آلات و ادواتی که مشخصا در این گلوگاه‌‌ها به راحتی دیده شده و عبور می‌کنند نباشیم.
– پایگاه میراث جهانی بیابان لوت دارای سایتی به آدرس + می‌باشد که می‌تواند به عنوان منبعی خبری و اطلاع رسانی بیش از آنچه در حال حاضر در آن مشاهده میکنیم (در لحظه درج این مطلب متاسفانه سایت پایگاه هم از دسترس خارج بود) عملیاتی شده و اینگونه خبرها و گزارشات را از آن طریق به آگاهی عموم برسانند.

عکس برگرفته از اینستاگرام منسوب به پایگاه میراث جهانی بیابان لوت

سیاه کوه یا کوه ملک محمد

با درج خبر تعرض زیست محیطی به عرصه بیابان لوت که برای آگاهی رسانی علاقمندان به این طبیعت بی‌نظیر انجام گرفت خوب است بدانیم کوه ملک محمد کجا است؟ در منتهی الیه استان کرمان و نزدیکی روستای دهسلم، کوهی قرار دارد که احتمالا بنا به تیرگی رنگ خود، به نام سیاه کوه مشهور بوده است و به دلیل آنکه تقریبا از خیلی جهات و مسیرها این کوه دیده می‌شده از آن به عنوان نشانه‌ راه و امیدی برای رسیدن به منزل در بین قافله‌سالارها یاد می‌شده است. آلفونس گابریل در سفرهای خود نیاز شدیدی به یک راهنما داشته که با معرفی ملک محمد نارویی، قافله‌سالاری کاروان کوچک گابریل بر عهده این راهنمای لوت قرار می‌گیرد. با خدمات ارزنده‌ای که ملک محمد در جهت اهداف پیمایش گابریل انجام می‌دهد، دکتر آلفونس گابریل دو مکان را به نام او در نقشه‌های برداشته شده از بیابان لوت ثبت میکند + . چاله ملک محمد و کوه ملک محمد

پیرو خبری که بدست یاردانگ رسیده است طی نامه‌نگاری‌‌های مربوطه توسط سازمان میراث فرهنگی و پایگاه لوت در استان خراسان جنوبی با تیم امنیتی و قرارگاه حفاظتی منطقه قراری حاصل شده است که از تردد کلیه ماشین‌‌های راهسازی و عملیاتی سنگین در گلوگاه منطقه جلوگیری به عمل آید که خود نشان از مطالبه‌گری دوستداران محیط زیست و همکاری خوب پرسنل زحمت‌کش سازمان میراث خراسان جنوبی است

تل لولی

در پست قبل از مسیر راه بین نای‌بند به راور نوشتیم که منزلگاه حوض خان اولین منزل این مسیر برای کاروانیان بود. تل لولی ( تَل ) یکی از مکان‌های مهم بین این راه به حساب می‌آید.

مشکل بسیار بزرگی که در حال حاضر برای بکار بردن نام‌‌مکان‌ها داریم، یافتن نام‌ها و مکان‌یابی دقیق آنها به همراه اعلام و تلفظ صحیح و ثبت آنها است، نام‌ها و کلمه‌هایی که با گذشت زمان نه در جایی ثبت شده‌اند و نه از گذشتگان کسی را داریم تا بتوانیم کسب اطلاعات بیشتری داشته باشیم و متاسفانه به مرور زمان نیز همین نام‌ها نیز درحال ازبین رفتن است. در مکان‌های جغرافیایی همچون بیابان لوت که دیگر عبوری روی آن نیست و به دلایل مختلف از نظرها دور مانده است،این فراموشی و از بین رفتن نام‌ها بیشتر دیده می شود. در گزارشات مرحوم دکتر مستوفی هم این مورد ذکر شده بود و طبق پیش بینی ایشان در زمان نگارش گزارش‌های جغرافیایی که توسط ایشان جمع آوری شد و اکنون نیز به عنوان یکی از منابع مهم ما به شمار می‌رود نیز به از بین رفتن و فراموشی این نام‌ها بعد از بیست سال نیز ذکر شده بود. بیست سالی که اکنون از آن بیش از ۵۰ سال گذشته و طبیعتا خیلی از نام‌ها را دیگر کسی نه می‌شناسد و نه شنیده است. در صورتی که در زمانی که راه‌های کاروان رو در حاشیه لوت و بعضا داخل آن زنده بود، تمامی عوارض زمین شناختی به نوعی دارای اسم بود و کاروانیان به راه‌ها و نشانه‌های آن اشراف و آگاهی داشتند.

تل لولی هم یکی از این موارد است که در کمتر کتب و گزارشی میتوانیم به آن دست پیدا کنیم و اطلاعاتی را داشته باشیم. در مسیر حوض خان به کاروانسرای چهل پایه، بیابان خود را بیش از همیشه نشان می‌دهد و گرما و صحرایی که در این مسیر است کاروانیان را به خطر می‌انداخته و زمانی که کاروانیان از این مسیر عبور می کردند هدف،عبور سریع با اشراف و آگاهی در راه بوده، چرا که با کمترین بی توجهی کاروان از مسیر خارج وبه عمق بیابان لوت وارد شده و از دست می رفته است .این بیابان در این نقطه به بیابان‌های اصفهان و کاشان راه دارد. در بیابان لوت شمالی مناطقی وجود دارد که در مسیل و آبرفتی است و با کنار زدن چند متر خاک می توان به آب رسید. به این مکان‌ها شند گفته می‌شود که می توان به یکی از آنها به‌ نام تل لولی اشاره کرد، مکانی که بلوچ‌ها در زمان قدیم در مسیر حوض‌خان به چهل پایه پیدا کرده بودند و برای مصارف خود آب را برداشت می کرده اند و به جز طایفه بلوچ کسی از این مکان خبر نداشته است. تل لولی از حوض خان حدودا یک فرسخ فاصله دارد و محلی است که شاخه‌های گز در آنجا بسیار روییده و زمین به صورت پایاب بوده و با حفر زمین ، آب شیرین بدست می‌آمده است.

تنگ رتیل

یکی از جاذبه‌های دیدنی بیابان لوت تنگ‌هایی است که به زیبایی شما را ساعت‌ها محو تماشای خود می‌کند. یکی از این تنگ‌ها، تنگ رتیل است که در واقع مسیل رودخانه‌ای است که از کوه جهلی سرچشمه گرفته و در مسیر رود فصلی دهک و عبور از دق گمستان لوت و به موازات رود یا خشک رود در نهایت به همراه دیگر رودهای فصلی و دایمی بیابان لوت به چاله مرکزی یا همان گود لوت می‌ریزد.

لازم است بدانیم تنگ با تنگه در واژه پارسی تفاوت داشته و طبق نوشتار فرهنگ دهخدا تنگه شاخه‌ای از دریا است که بین دو خشکی واقع شده و دو دریا را بهم وصل می‌کند و تنگ دره‌ای است عمیق و باریک با دیوارهای بلند.

تنگ رتیل بار اول توسط آقای اکبر رشیدی از فعالان و پیمایش‌گران بیابان لوت به این نام خوانده شد که ایشان نیز به دلیل وجود رتیل‌های زیادی که در این تنگ وجود داشت این وجه تسمیه را برای آن بکار بردند. بد نیست بدانیم در بیابان وسیع لوت، عارضه‌های طبیعی زیادی وجود دارد که به دلیل دورافتادگی و از نظر دور بودن حتی در سفرنامه‌ها و کتاب‌های تاریخی نیز نامی برای آنها بکار برده نشده و بالطبع کسانی که در این بیابان به تحقیق و سفر مشغول هستند با دیدن این عارضه‌ها سعی در نام‌گذاری با وجه تسمیه مناسب می‌نمایند تا برای دیگران که بعدها به این مکان‌ها می‌رسند، نامی برای شناسایی وجود داشته باشد.
از دیگر نام‌هایی که برای این تنگ گذاشته شده تنگ امیر است، به دلیل فاجعه مرگباری که در انفجار مین در ابتدای تنگ در سال ۱۳۹۲ رخ داد و (امیر طالبی گل) از فعالان گردشگری و محیط زیست با ماشین بر روی مین رفت و جان خود را از دست داد. از آن روز به بعد خیلی‌های نام این تنگ را تنگ امیر گذاشتند.
بعضی‌ها هم نام تنگ را از رود فصلی کناری آن خسک رود یا خشک رود به تنگ خشک رود و یا تنگ خسک رود می‌نامند که به دلیل آنکه این رود فصلی ربطی به تنگ نداشته نباید صحیح قلمداد شود.
این تنگ در حدود ۱۲۰ کیلومتری شهرستان شهداد (خبیص) و در نزدیکی جاده شهداد به نهبندان قرار دارد و دیواره‌هایی بلند به مانند تنگ چاهکوه در جزیره قشم دارد که با بلندی حدود ۴۰ تا ۱۰۰ متر نیز دیده می‌شود و شیبی ۱۵ درصد تا ۱۰۰ درصد را شامل شده است. انگار فرسایشی آبی به صورت عمودی در این تنگ روی داده است. دیواره این تنگ بسیار سست بوده و از دانه‌های درشت ماسه تشکیل شده که بهم پیوسته است. درون تنگ حشرات زیادی را می‌توان دید که شاید یکی از علت‌های وجود رتیل‌های زیاد آن همین منبع غذایی خوب برای آنها باشد. رتیل خورشیدی که با نام رتیل شتری هم مشهور است در این تنگ بسیار دیده می‌شود. وجه تسمیه نام‌گذاری این رتیل بر اساس داستان‌های زیادی است همچون آنکه با آرواره‌های قوی خود شکم شترهایی که خوابیده بوده را پاره می‌کرده و یا رنگ بدنش که همچون رنگ شتر است و یا شکارچی شب‌رو که از نور خورشید فراری است و در لانه خود می‌ماند.

تنگ رتیل طویل‌ترین تنگ در بیابان لوت است که حدود ۲۰ کیلومتر دیواره در ارتفاع‌های متفاوت داشته و حدود ۳۰ کیلومتر هم بدون دیواره است و بالطبع از تنگ یا دره زبان مار با اختلاف فاحشی طویل‌تر است. تنگ زبان مار هم در بلندترین شاخه خود حدود ۸ کیلومتر درازا دارد. عبور پیاده نیز در بیشتر قسمت‌های تنگ رتیل به دلیل ریزش آوار دیوارها غیر ممکن است چه برسد برای عبور با خودرو که علاوه بر ریزش دیواره‌ها در بعضی نقاط به حدی تنگ می‌شود که عبور خودرو اصلا ممکن نیست.

توجه:
بدیهی است سفر به بیابان لوت نیاز به داشتن تجهیزات مناسب و خودرو دو دیفرانسیل به همراه راهنمای مجرب منطقه است. علاوه بر آن کسب مجوز‌های مربوطه از نهادهای ذیربط از واجبات سفر بوده و به دلیل خطرناک بودن منطقه نیاز به هماهنگی‌های لازم است و گروه یاردانگ بر این موارد تاکید اکید دارد.

طبسین راهی در میان بیابان لوت

لوت شمالی در تقسیم بندی بیابان بزرگ لوت دارای عوارض زمین شناختی بسیاری است که آن را برای مطالعه و تحقیقات در تمامی زمینه‌ها مستعد ساخته است. علاوه بر این عوارض زمین شناختی، نشانه‌ها و سازوکار‌های زیادی در آن به چشم می‌خورد که یکی از آنها تباسین راهی در میان بیابان لوت است ؛ شاه‌راهی کشیده شده از خراسان جنوبی به خبیص (شهداد) برای عبور کاروانیان که به صورت راه شوسه،در دل لوت شمالی به عنوان نگینی راه را از شمال به جنوب کشیده و هنوز هم با گوش فرا دادن شاید بتوان طنین زنگ کاروان شتران را از میان تاریخ بیرون کشید.

راهی که از گرماب شروع شده و به حواشی تپه گندم بریان و رود شور می‌رسد. این راه که پس از گذشت سالیان سال انگار زمینی جارو خورده و مشخص به چشم می آید، محلی برای عبور کاروانیان و داد و ستد آنها بوده و علاوه بر آن ، مشتاقان زیارت امام هشتم نیز در این راه طی مسیر می‌کرده‌اند. تباسین یا طباسین، تبسین یا طبسین راهی در میان ناکجا آباد و گستره بیابان لوت است که تا کسی این بیابان بزرگ را ندیده باشد به شگفتی آن پی نخواهد برد.

راهی که با بودن در آن خیالی راحت برای در راه بودن و گم نشدن را برای کاروانیان به ارمغان می‌آورده است.

رود شور تنها رود دایمی دشت لوت

در بیابان لوت شبکه ای از آب های روان وجود دارد، رودهایی که در استان های خراسان، سیستان و بلوچستان، یزد و کرمان به صورت فصلی و یا دایمی جاری است. شبکه ای که در وسعتی، بیش از یک دهم مساحت کشور جاری می‌شود.
یکی از این رودها، رود شور است که از شبکه آبهای روان و مسیل های زیادی سرمنشا گرفته و جریان می‌یابد. سرمنشا اصلی آن از کوه دربند و لکرکوه در شرق شهرستان راور و از دهانه میان رود بوده و از طرفی دیگر از شهرستان بیرجند در شرق، مسیل هایی به سمت جنوب غرب منحرف میشود و به شهرستان خوسف میرسد که به نام رود گز مشهور است و با پیوستن آن به شاهرود شبکه ابتدایی و اصلی رود شور تشکیل می‌شود. مسیل رود شور بعد از پیوستن به رود چاه سیخ، به سمت جنوب و جنوب غربی منحرف شده و از چاله های کویری زیادی میگذرد تا در شمال شرقی کلوت‌ها به زمین فرو رود. از مهم ترین شعبات غربی رود شور از شمال تا جنوب میتوان از رود هنار، رود نای بندان، مسیل چهل پایه، رود راور و شیرین رود نام برد.
مسیر رود شور، شمالی جنوبی بوده و هنگامی که به ابتدای حوضه انتهایی خود میرسد، مسیل های زیادی از آن جدا میشود و زبانه هایی به دالان شمالی کلوت ها کشیده شده و پس از تبخیر شدید در فصل گرم، طبقات نمکی به جای میماند.
با بازدید میدانی که از ابتدای سال تا این گزارش (به تاریخ نوشته دقت شود) در منطقه انجام شد، مشخص است که مسیر رود شور تغییرات کلی پیدا کرده و در حال حاضر مسیر رود شور قبلی در حقیقت خشک شده است و رود شور در ۵۰۰ متر پایین تر از آن در جریان است که دریاچه‌ای را در نقطه تلاقی با جاده شهداد نهبندان تشکیل داده است که با تبخیر و فرونشست آب در قسمت انتهایی، هنوز هم دریاچه پر آب و در جریان است.
از روی نشانه‌های رد آب میتوان عمق دریاچه ایجاد شده را بین ده تا پانزده متر تخمین زد که در حال حاضر با وجود تبخیر و نشست آب، عمق آن به حدود ده متر هم میرسد و با جریانی پیوسته و شدید جریانی شمالی جنوبی دارد که به وضوح مشخص است.

وضعیت بارندگی سال ۱۳۹۸ در لوت شمالی
در اوایل امسال (سال ۱۳۹۸) بارندگی های زیادی در کل کشور روی داد که بیابان لوت هم از آن جدا نبود و به همین علت تنها رود دایمی بیابان لوت با سیلاب مواجه شد و طغیان کرد. در گذشته رود شور در انتهای حوضه خود به جاده ارتباطی شهداد به نهبندان میرسید و با توجه به جریان ملایم و حجم کم آب آن از زیر پلی کوچک جاده را پشت سر میگذاشت. با طغیان این رود در بارندگی‌های امسال مسیل های زیادی ایجاد شد و با حجم بالای آبی که به پست ترین نقطه از این جاده ارتباطی رسید پل های کم عرض و کم عمق نتوانست دبی آب جریان یافته را به طرف دیگر جاده منتقل کند و با شکسته شدن پل ها و آب گرفتگی جاده و فرونشست آن، جاده بسته شد و حجم زیاد این آب‌ها دریاچه‌ای کوچک اما عمیق را تشکیل داد.
با تشکیل این دریاچه میتوان با بهره‌گیری از این موهبت طبیعی که در نزدیکی شهرستان شهداد (۵۰ کیلیومتری شهداد) بوجود آمده، استفاده کرد و از فرصت ایجاد شده بهره برد و آن را به توسعه صنعت گردشگری در استان کرمان تبدیل کرد. جاذبه ای که با تبلیغات مناسب میتواند در جذب توریست برای منطقه و مردم آن فرصت مناسبی باشد.

error: Content is protected !!