پایانی برای فصل بیابان

هرسال با شروع فصل بهار و درآمدن جوانه‌ها و شکوفه‌های بهاری می‌دانیم که به پایانی برای فصل بیابان و استفاده از زیبایی و اقلیم خاص آن رسیده‌ایم. امسال اما با بارش‌های اندک سال قبل و گرم‌تر شدن هوا به این پایان زودتر رسیدیم و دیگر برای بیابان و بیابان‌گردی ها و بهره از طبیعت خدادای مجالی نیست. هر چه بود و برداشت کردیم به پایان رسید تا شروعی دوباره برای کاوش در این گستره بزرگ، بیابان لوت که باید بیش از پیش از آن بهره بریم.
درست است که به پایانی برای فصل بیابان رسیدیم اما در این فرصت چند ماهه برای تجدید قوایی دوباره و کاوش در آنچه بدست آورده‌ایم فرصت مناسبی است تا داشته‌هایمان را جمع‌بندی کرده و آنها را برای تجربه دیگران به اشتراک گذاریم.

بدانیم که بیابان لوت تنها برای گذر و عبور نبوده و بیاییم چون گذشتگان که بی‌دلیل پا در راهی نمی‌گذاشتند شریک داشته‌هایمان شویم. با درک و آگاهی می‌توانیم از دانسته‌های کهن درس گرفته و بدانیم چشم انداز آینده این بیابان منحصر به فرد چه می‌تواند باشد.
بیابان لوت همان‌طور که به سادگی در فهرست میراث جهانی قرار نگرفت، اگر توجه خاص را به خود جلب نکند و قدم‌هایی جدی برای محافظت از آن برنداریم، با تخریب‌های زیادی که شاهد آن هستیم به سادگی از این فهرست بیرون خواهد آمد.
بدانیم که با شناخت و آگاهی نسبت به این گستره طبیعی خاص باید رویکردی برای حفظ حریم آن در چهارگوشه آن کوشا بوده و اقدامات لازم را با فرهنگ‌سازی مناسب خود و اطرافیانمان در جهت آگاهی رسانی‌های لازم برای این مهم به انجام رسانیم.

+ دریاچه‌ای منحصر به فرد که پس از ده‌ها دوباره تشکیل شد.
+ کلوت‌هایی که به حرات منحصر به‌فرد ترین در نوع خود هستند.
+ نبکاهای خاص این بیابان زیبا که جزو بلندترین خود در جهان هستند.
+ ریخت‌شناسی خاص منطقه از بابت پوشش گیاهی و جانوری خاص آن.
+ رودهای دایمی و فصلی این بیابان بزرگ.
+ هرم‌های ماسه‌ای بزرگ و بلند که خود با اشکال منحصر به فرد خود در چندین جهت پراکنده شده‌اند.
+ آتش‌فشان‌های جوان و تپه بازالتی گندم بریان.

اینها همه جزء کوچکی از این بیابان وسیع هستند که باید با آگاهی لازم در حفظ تک‌تک آنها کوشا باشیم. این زیبایی‌ها و اقلیم متفاوت برای همه جهان نیاز به مراقبتی خاص دارد که اگر رها شود به یقین از بین خواهد رفت.
به امید آینده‌ و آگاهی بیشتر از این طبیعت بی‌نظیر

احیا میل‌ها در بیابان

این روزها تب بیابان‌گردی و کویر نوردی شامل بیشتر گردش‌گران شده و اغلب با در اختیار داشتن ماشین‌های آفرودی، بیابان را در دو فصل پاییز و زمستان به زیر پا گذاشته‌اند. شاید یکی از چیزهایی که در مسیرهای خارج جاده‌ای برای همه قابل دیدن است و شاید به سادگی از کنار آن میگذریم میل‌هایی باشد که روزگاری از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند.
همان‌طور که در مطلبی در این خصوص نگارش شده بود که در اینجا قابل دسترس است + میل‌ها با امیدی که برای راهیان بیابان در دلشان ایجاد می‌کرده کارایی نشانه‌گذاری و شناختن راه از بی‌راه را داشته و اهمیت زیادی را در زمان خود داشته است. چه خوب است که باهم در این راستا و برای احیای راه‌های قدیمی و کهن چند دقیقه ای وقت گذاشته و با احیا میل‌ها در بیابان با قرار دادن تکه سنگی بر روی آنها از تخریب محیطی آنها خودداری کرده و کوشا باشیم.

چهل پایه در تاریخ

با وجود مستندات جدید که توسط پژوهشگر دانا، جناب آقای رضا شیرازیان به دستم رسید، توانستم نگاهی به نقشه‌های تاریخی از دوره قاجار تا پهلوی اول داشته باشم و در آنها به وضوح نام چهل‌پایه، حوض گنجعلی‌خان (حوض خان) و قریه نایبند دیده می‌شد.
استنادی که در بحث مالکیت کاروانسرای چهل‌پایه برای بعضی از دوستان کرمانی برای کاروانسرای چهل پایه وجود داشت و طبق نظرشان این کاروانسرا در تقسیمات جدید کشوری وارد خاک خراسان جنوبی شده است. با نگاه به این نقشه‌ها این نظر نیز از سمت این دوستان مردود است. کاروانسرا هیچگاه در خاک ولایت و استان کرمان نبوده است. چهل پایه در تاریخ نیز به همین نام و در خارج از محدوده استان کرمان وجود داشته است.
چهل پایه در تاریخ نیز جزو ولایت قهستان بوده که این ولایت در پایین استان خراسان قرار داشته و بعدها با حذف شدن قهستان محدوده آن به استان خراسان جنوبی رسیده است.

پس در حال حاضر تنها باید امید داشته باشیم که شاید با قرار گرفتن کاندیداتوری این کاروانسرا برای مطرح شدن در لیست یونسکو شاهد رسیدگی بیشتر به آن باشیم. مطلبی که کامل در مورد آن در این پست + شرح داده شده است.

error: Content is protected !!