پنجه عقاب عملیاتی که به شکست انجامید

عملیات پنجه عقاب عملیاتی که توسط نیروهای نظامی آمریکایی‌ در خاک ایران انجام شد و به شکست انجامید. در ساعت ۳ صبح روز چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۵۹ هشت هلیکوپتر از ناو هواپیمابر آمریکا که در خلیج فارس مستقر بود به سمت ایران پرواز می‌کند تا شروعی برای عملیاتی شود که به نام پنجه عقاب نام‌گذاری شده بود. این ماموریت ظاهرا از همان ابتدا دارای مشکل بود و یکی از هلیکوپتر‌ها قبل از رسیدن به خاک ایران با نقص فنی مجبور به بازگشت به ناو آمریکایی می‌شود و بقیه آن‌ها وارد ایران شده تا به نام پنجه عقاب عملیاتی که به شکست انجامید را در تاریخ ثبت کنند.
هلیکوپتر‌ها با پرواز پایین برای دور ماندن از رادار‌های ایران وارد خاک ایران می‌شوند و مسیری که از قبل برای آن تمرین شده بوده را در میان بیابان لوت ادامه می‌دهند، در میانه راه یکی دیگر از هلیکوپتر‌ها به دلیل مشکل ایجاد شده در تیغه ملخ‌هایش، مجبور به رهاسازی در بیابان لوت شده و خدمه آن به دیگر هلیکوپتر‌ها منتقل می‌شوند. ۶ هلیکوپتر باقی‌مانده با تاخیر زمانی به محل از پیش تعیین شده‌ای در نزدیکی شهرستان طبس می‌رسند و یکی دیگر از آنها هم در آنجا از کار می‌افتد! فرمانده نیروهای دلتای آمریکا تقاضای لغو عملیات را به زنجیره فرماندهی می‌کند، در راس این عملیات جیمی کارتر رییس جمهور وقت آمریکا بر روی ادامه عملیات پافشاری می‌کند. هواپیماهای هرکولس مدل C 130  که نقش ترابری و سوخت‌رسانی را به همراه اختلال روی رادارهای ایران به عهده داشتند نیز از پایگاه آمریکا پرواز و به خاک ایران وارد می‌شوند و در نزدیکی محل استقرار باقی‌مانده هلیکوپتر‌ها به زمین می‌نشینند. نسخه‌ای از هواپیمای هرکولس در این عملیات بکار برده شده بود که بتواند عملیات سوخت‌رسانی را بر روی زمین برای هلیکوپتر‌ها انجام دهد و به همین منظور یکی از هلیکوپتر‌ها به سمت یکی از دو هواپیمای هرکولس، پروازی را بر سطح زمین انجام می‌دهد که با توجه به تاریکی و طوفان شنی که ناگهان رخ داده بود و عدم راهنمایی لازم به آن برخورد می‌کند و انفجار در میان بیابان، شکست عملیات را برای نظامیان آمریکایی دیکته می‌کند. ۸ نفر از نیروهای آمریکایی در این تصادم کشته شدند و مابقی به ناچار سوار بر هواپیمای هرکولس باقی‌مانده به سمت پایگاه خود حرکت کردند و ۵ هلیکوپتر دیگر را در این بیابان باقی میگذارند.
قرار بر این بود که هلیکوپتر‌ها، پس از سوخت‌گیری به نزدیکی جنوب شرق تهران رسیده و نیروهای کماندو را پیاده کرده تا با عملیاتی دیگر به نجات گروگان‌ها روند، اما با انفجار هواپیما و یکی دیگر از هلیکوپتر‌ها، همین‌طور اتوبوس مسافربری و کامیون سوختی که در آن زمان به محل حادثه رسیده بود و خود مشکل دیگری برای کماندوهای آمریکایی ایجاد کرده بود، همه از دلایلی بود که منجر به شکست عملیات پنجه عقاب در خاک ایران شد. عملیاتی که اگر با موفقیت انجام می‌شد شاید بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات نظامی تاریخ لقب می‌گرفت.
این عملیات جزییات بسیار زیادی داشت که در حیطه آگاهی‌رسانی‌های ما نیست و تنها از این جهت در اینجا عنوان شد که کل قسمت ابتدایی عملیات هوایی از روی بیابان لوت گذر کرده و این بیابان چون دالانی خلوت و بی‌حفاظ برای هواپیماها و هلیکوپتر‌های آمریکایی بود که توانستند بدون دیده شدن تا شمال شرقی ایران، به راحتی نفوذ کنند.
این هم یک مورد دیگر از سال‌هایی بود که بیابان لوت به عنوان کریدوری امن برای اشرار و قاچاقچیان کشورهای همسایه و همین‌طور برای نیروهای خارجی مامن امنی بود که از طریق آن به مرکز و شمال کشور دستیابی داشتند و برای همین امر نیروهای امنیتی و نظامی به دنبال چاره‌های متعددی برای امن کردن منطقه بودند که متاسفانه تا حال حاضر به نوعی این تمهیدات گریبانگیر ما شده است. اگر چه در زمان خود شاید تنها راه حل باقیمانده برای مقابله بود.

حوض ‌انبار

قبلا در اینجا + از دو واژه آب ‌انبار و حوض ‌انبار گفتیم و متاسفانه با وجود مصطلح شدن اشتباه در معانی این دو واژه بعید به نظر می‌رسد که بتوان آن‌ها را در جای خود برای واژگان فارسی بکار برده شده توسط عموم مردم تصحیح کرد، همان‌گونه که هنوز هم نتوانسته‌ایم تفاوت دو واژه کویر و بیابان که در اینجا + از آنها گفتیم، را در جای درست نزد عموم مردم و حتی کسانی که فعال حوزه‌های گردشگری و یا واژگان شناسی می‌باشند به صورت مفهومی جا بیاندازیم.
حوض‌انبار در معماری، حوض یا استخر سرپوشیده‌ای است که برای ذخیره آب و معمولاً در زیرِ زمین آن‌هم در شهرها، روستاها، دژها، مسیرهای کاروان‌رو (در رباط‌ها و کاروانسراها) و عموما در مناطقی که دسترسی به آب مشکل بوده و نزولات آسمانی نیز در آن مناطق بسیار کم بوده، ساخته می‌شده است. ساخت حوض‌انبار از روزگار قدیم یکی از اشکال خیریه و به صورت عام‌المنفعه بوده و برای همین جایگاهی خاص در فرهنگ دینی و تمدنی مردم ایران داشته است.
حوض انبار یکی از عناصر شاخص در سکونت‌گاه‌های بیابانی در مناطقی از استان‌های یزد، کرمان، کاشان و جنوب استان فارس بوده که در حال حاضر، تعدادی از آن‌ها هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرند. البته امروزه در شهرها و روستاها، با توجه به راه‌اندازی سیستم لوله‌کشی آب و دسترسی عمومی به آب آشامیدنی، رونق خود را از دست داده‌اند و اغلب به جاذبه گردشگری تغییر کاربری یافته‌اند، اما در بیابان‌ها هنوز هم مورد استفاده برای شرب احشام و دام‌‌ها است.
به حوض‌انبار، اَنباز، سردابه، بِرکه، مَصنَع، مَنبَع و آبدان نیز گفته می‌شود که هر کدام در گویش‌های محلی به نوعی خاص تلفظ می‌شود.
قدیمی‌ترین آثار از بنای یک حوض‌انبار به ۳۵۰۰ سال پیش و در چغازنبیل بر‌میگردد، اما  میتوان گفت که حوض‌انبارهای تاریخی در دوران صفویه ساخته شده است که مخزن آن‌ها دارای عمق زیاد و سقف‌های روی مخزن نیز  به شکل کره‌ای یا مخروطی شکل بوده و تزییناتی در بدنه و نمای آن‌ها دیده نمی‌شده است.
پس از آن در دوران قاجاریه این دسته از بناها به‌ لحاظ معماری در سردرهای خود نقطه تمایز تاریخی داشته و با توجه به شکوه و زیبایی نسبت به سازه‌های قدیمی دارای تحولی در ظاهر و زیبایی شده‌اند.
حوض‌انبار برای زمان‌های خشک سال و خنک ماندن آب در تابستان برای تهیه آب شرب رهروان راه‌ها و همین‌طور معمولا در مراکز شهر‌ها یا روستاها و همین‌طور در بیابان‌ها و کاروانسراها ساخته می‌شده تا دسترسی به آب برای مردم و کاروانیان راحت باشد.
ساخت و نگهداری این حوض‌انبارها کاملا با اصول مهندسی و علمی همراه بوده و از قدیم نیز راهکارهایی برای تصفیه فیزیکی و شیمیایی آب آن بکار برده می‌شده است. راهکارهایی چون اضافه کردن مقدار معینی نمک یا ذغال، ترکیبات آهکی افزودنی به آب و همین‌طور لایروبی مخزن و همینطور مدیریت آب ورودی باران و رودخانه‌های فصلی به آن از الزامات نگهداری آب سالم و به دور از بیماری‌ها و گندیدگی آب بوده است.
حوض‌انبارها معمولا با مصالح مکان مورد ساخت و یا با استفاده از مصالحی که به محل ساخت حمل می‌شده است و بسته به محل آن ساخته می‌شده است، مصالحی چون سنگ، آجر، ملات آهک و ساروج از مواد بکار برده شده در ساخت این سازه می‌باشد.
مخزن حوض‌انبارها اصلی‌ترین عنصر در شکل گیری آن است که به طور معمول به صورت مدور بوده ولی اشکال مکعب یا مکعب مستطیل و یا هشت گوشه نیز دیده می‌شود که به طور معمول در جایی درست می‌شود که زمین محکم بوده و دیواره‌های مخزن با فشار آب درون آن ریزش نکند و کف آن را نیز با آهک برای استحکام و عدم نفوذ آب به زمین می‌پوشاندند.
از دیگر قسمت‌ها این سازه سردر ورودی بوده که هم به نوعی به قصد تزیینات و هم برای راهنمایی برای به حوض‌انبار کارایی داشته است که بسته به محل قرار‌گیری حوض‌انبار و فرهنگ مردم دارای تزیینات هم بوده است.
در بالای حوض‌انبارهای مدور میله‌ای به نام میلک وجود داشته که برای گرد ساختن سقف مخزن با یک زنجیر متصل به آن کار استاد‌کار را برای ساخت دقیق آسان می‌ساخته است.

پس حوض‌انبار محلی است برای جمع آوری آب باران یا رودخانه‌های فصلی که با انحراف آب به درون آنها، برای جمع کردن آب و استفاده در طول سال در مناطق بیابانی و جنوبی کشور ساخته می‌شده است و هنرمندی ساخت آنها یک هنر بوم‌زاد در ایران است.

داستانک چهارم

زهیر خان را مدت‌ها بود ندیده بودم، در عبور از مناطق مختلف لوت هم خبری از وی نبود و همین مرا نگران می‌کرد. نگران خود یا زهیر خان؟
در نیمه شبی درکنار کاروانسرای حوض خان + بود که مشغول آماده سازی خود برای کمپ بودم  و با دیدن شبحی از دور به خود لرزیدم. جایی در میان لوت شمالی در منطقه‌ای که گذر کسی حتی اشرار هم کمتر به آنجا می‌افتاد این ترس بی‌جا نبود و باید منتظر حوادثی می‌شدم که برایم خوشایند نبود. شبح پیاده در مهتاب پیش می‌آمد و مشخصا هدفش رسیدن به کمپ من در این ناکجا آباد بود. سعی کردم تا با ایجاد سروصدا به غریبه نزدیک شده نشان دهم که تنها نیستم که با صدای بلند آشنایی خیالم راحت شد. زهیر خان بود که پیاده پیش می‌آمد و گله‌مند از ندیدن من از ملاقات قبلی‌امان، هنوز نرسیده شروع به گله و شکایت کرده بود. گفتمش در جا پای تو همه جا را رفتم و ندیدمت، حال تو گله‌مند شده‌ای؟ نشست و چپق قدیمی‌اش را بیرون آورد و از من توتون طلب کرد. می‌دانست همیشه توتون پیپ را همراهم دارم و به خواسته‌اش تن می‌دهم.
در حین پر کردن چپق قدیمی‌اش گفت، می‌دانی در کجا اطراق کرده‌ای؟ می‌دانی حوض خان میان راهی از کجا به کجا ختم می‌شده؟ می‌دانست که میدانم ولی به یقین از داستانی خبر داشت جز آنچه من می‌دانستم، که منتظر به واگو کردنش از طرف زهیر خان بودم. کنار آتش نشست و چپق اش را چاق کرد و گفت اینجا محل عبور و مرور نیست، اینجا بیش از پیش دورافتاده و پرت شده و جز محیط‌بانان آنهم برای پناه از طوفان و جبیرهای بیابان برای رفع تشنگی کسی راه به جایی نمی‌برد. گفت روزگاری بین نایبند و چهل پایه این منزلگاه موقت و میان‌راه بوده و از اینجا تا چهل پایه کاروانیان با آگاه نبودن از راه به خطر می‌افتند. میگفت خیلی‌ها اینجا را نفرین شده میدانند و اگر دقت کنی چند قبر در اطراف کاروانسرایش می‌بینی. درست میگفت و قبل از تاریکی هوا سنگ قبری را دیده بودم. حوض خان دیگر به گمان زهیر خان محل رفت و آمد اجنه در آمده و صداهایی که در شب‌ها از حجره‌های داخلی به بیرون می‌رسد، حکایت از زجر و دردی عظیم دارد. زهیر خان از داستان‌‌هایی میگفت که انگار قبیله جن زدگان هر ساله در شروع فصل زمستان برای بردن عروس جنیان به این کاروانسرا می‌آیند و پس از جشنی پر سروصدا هر که را در آنجا باشد، با خود به همراه می‌برند و در چاهی که در یک فرسخی اینجا کنده‌اند می‌اندازند. زهیر خان باز هم به درستی خود را به من رسانده بود و با بودنش خیالم از همه جهات راحت بود. آن شب را با خیال راحت بخواب رفتم چرا که زهیر خان در کنار آتش، شال افغانیش را به روی خود انداخته بود و در چرت بود.

پی‌نوشت:
حوض خان منزلگاهی میانی از نایبند تا کاروانسرای چهل پایه است و راه‌بلدهای روستای نایبند کاروانیان را به اینجا می‌آورده‌اند و نگهبانانی از کاروانسرای چهل پایه برای به خطر نیافتادن کاروانیان آنها را به کاروانسرای چهل پایه می‌برده‌اند. پیدا کردن راه از بی‌راه در این بیابان خطرناک‌تر از دیگر جاهای بیابان لوت است.

برچسب همراهی با گروه یاردانگ

مدت زیادی است که برای همراهان یاردانگ و به تقاضای آنان، برچسبی از گروه یاردانگ آماده کرده‌ایم و آنها را برای علاقمندان بیابان توزیع می‌کنیم. همراهانمان برچسب‌ها را بر روی ماشین‌هایشان نصب می‌کنند تا بر آگاهی رسانی برای مطالبی که در سایت یاردانگ نوشته می‌شود همراه باشند و ما را و در حقیقت اطلاعاتی از بیابان لوت را اشاعه دهند. ما برای معرفی این بیابان بزرگ به همراهی شما عزیزان نیاز داریم و تبلیغ شما دوستان برای ما کافی است. باز هم در اینجا + آدرس اینستاگرام یاردانگ را قرار دادیم و در این پست نیز از کلیپ کوتاهی که یکی از هنرمندان باذوق همراهمان افتخار همراهی را با ما داده است را رونمایی می‌کنیم. دیدنش خالی از لطف نیست. احسان پارسای + عزیز هنرمندی که ذوق و انرژی و هنرش را برایمان به تصویر کشیده است. همراه ما این کلیپ زیبا را در اینجا ببینید و لذت ببرید Yardang .

ضمنا شما دوستان خوب یاردانگ هم می‌توانید با دادن آدرس پستی و کدپستی خود برای دریافت یکی از این برچسب‌ها هم همراهمان باشید.
خبر از شما و ارسال و خوشحالی از ما

بیابان لوت چگونه در سازمان یونسکو به ثبت رسید؟

بیابان لوت + به عنوان اولین اثر طبیعی ایران، در چهلمین اجلاس میراث جهانی یونسکو در سال ۱۳۹۵ به ثبت رسید. این میراث جهانی در جنوب شرقی ایران، در شرق کوه‌های مرکزی و رشته کوه‌های زاگرس، در میان سه استان خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان و کرمان واقع شده است. از ساز و کار ثبت اینگونه آثار چه می‌دانیم و چگونگی انجام آن چگونه بوده است؟
قبل از هرچیز بد نیست، بدانیم پرونده ثبت اثر طبیعی بیابان لوت در قبل از انقلاب نیز در صدد بررسی بوده و به دلیل نداشتن توجیه مدیریتی و ژئومورفولوژی به حداکثر آرا ‌نرسیده و بدین‌گونه تا سال ۱۳۹۵ بالاخره با تصویب آرا کل کشورهای عضو یونسکو، بیابان لوت به عنوان اولین اثر طبیعی جهانی به ثبت رسید و معرفی شد.
اصل قضیه این بود که این‌بار داستان از جلسه‌ای در سازمان میراث فرهنگی شروع شد، جلسه‌ای که متخصصان در خصوص ثبت آثار طبیعی و ملی به دور هم جمع شده بودند و بحث توسط معاون سازمان آن سال با اعضا جلسه مطرح شد و فردی صالح به عنوان مدیر پروژه طرح تدوین پرونده ثبت بیابان لوت انتخاب شد. فرد انتخاب شده عضو هیات علمی دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران و ریاست موسسه جغرافیا بود، آقای دکتر مهران مقصودی + که با داشتن پشتوانه علمی و اجرایی خوب خود گزینه بسیار مناسبی برای این امر بود.
(اقای دکتر مقصودی دارای دکتری تخصصی جغرافیای طبیعی با گرایش ژئومورفولوژی از دانشگاه تهران است که علاوه برتمامی پست‌های اجرایی و علمی خود ریاست موسسه جغرافیای دانشگاه تهران را برعهده داشته و عضو هیات علمی دانشگاه تهران نیز می‌باشد.)
کار به فردی کاردان سپرده شد که در موسسه جغرافیا، جایی که دکتر مستوفی و دکتر محمودی و دیگران به بهترین وجه ممکن در خصوص بیابان لوت تحقیقات علمی و گسترده‌ای را انجام داده بودند مشغول بود و با توجه به اینکه بیابان لوت یک منظر Geo Heritage  به معنای میراثی زمین شناختی می‌باشد چه کسی بهتر از ایشان که علاوه بر رشته تخصصی خود در همین زمینه، ریاست موسسه‌ای را بعهده دارند که بیشترین فعالیت‌های علمی کتابخانه‌ای و میدانی در زمینه بیابان لوت را انجام داده‌اند. (از سال ۱۳۴۷ تاکنون)
کار به صورت یک پروژه پژوهشی شروع شد، باید به سرعت پرونده برای ارسال به سازمان یونسکو آماده می‌شد. تیم با سرپرستی آقای دکتر مقصودی و دعوت از اساتیدی چون آقایان دکتر محمودی، دکتر کردوانی، دکتر فاضلی باستان‌شناس، دکتر اسکندری باستان‌شناس، دکتر زمان‌زاده زمین شناس، دکتر خوش‌اخلاق اقلیم شناس و پورمیرزایی گیاه شناس و دیگر دوست‌داران بیابان لوت شروع به کار کرد (درسال ۱۳۹۳). ضمنا تعدادی از عکاسان و فیلم برداران نیز با در اختیار گذاشتن عکس‌ها و فیلم‌های خود برای مستند‌نگاری از بیابان لوت با آقای دکتر مقصودی هم‌راستا شدند. کل پرونده تهیه شده بیشتر از ۵۰۰ صفحه و دارای پیوست با نقشه‌هایی در قطع A0 در ۵ جلد به زبان انگلیسی تهیه شد و در واپسین روزهای بهمن‌ماه سال ۱۳۹۳، قبل از اتمام مهلت ارسال آن به سازمان یونسکو تحویل داده شد.
با بررسی پرونده توسط سازمان یونسکو و در قدم اول، ارزیاب‌های میدانی یونسکو در آبان‌ماه ۱۳۹۴ برای بازدید از بیابان لوت به ایران آمدند که با هماهنگی‌های به عمل آمده و در معیت آقای دکتر مقصودی و معاونت وقت سازمان میراث با هلکوپتر و ماشین‌های دو دیفرانسیل مناسب، از مناطقی در این بیابان چون اطراف شهداد، دهسلم و نصرت‌آباد دیدن کردند. این ارزیابی میدانی در حوزه مدیریت بیابان لوت و ژئومورفولوژی آن بود که به صورت میدانی با توضیحات و توجیهات لازم توسط آقای دکتر مقصودی همراه شد و کارشناسان یونسکو برای مرحله بعد نتیجه را به سازمان یونسکو ارایه دادند. پس از آن، نواقصی از سوی سازمان یونسکو اعلام شد که پاسخ همگی آنها در یک جلد مکتوب، تهیه و ارسال شد. (تمامی محدوده و مرز تعیین شده فعلی، با درایت و دقت تمام توسط آقای دکتر مقصودی تعیین شده بود که در پرونده ذکر و ترسیم شده بود).


اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو این‌بار در ترکیه و شهر استانبول بود، آنهم در سالی که کودتا در استانبول رخ داد و چند روزی شهر به ناامنی و تعطیلی کشاند. هیات ایرانی مجبور به اقامتی چند روزه در استانبول برای ادامه جلسات تا رسیدن نوبت به پرونده بیابان لوت شدند. جلسه پس از توقفی چند روزه تشکیل شد و با رای تمامی کشورهای عضو، پرونده ایران به ثبت رسید و آنجا بود که هیاهوی شادی هیات ایرانی سالن جلسات را پر کرد.
تیم یاردانگ نیز به نوبه خود این موفقیت که حاصل تلاش‌های تیمی یک گروه علاقمند و دلسوز برای طبیعت و بیابان لوت بوده است را مجدد به سرپرست تیم آقای دکتر مهران مقصودی و همکارانشان و همین‌طور همکاری همه جانبه معاونت وقت سازمان میراث فرهنگی و وزارت امور خارجه و کمیسیون ملی یونسکو تبریک می‌گوید.


در آخر هم ویژگی‌های منحصر به فرد بیابان لوت را که در ثبت آن تاثیر فراوانی داشت، نام می‌بریم:

وجود بلندترین کلوت‌های + جهان در قسمت شرقی کلوت‌ها
وجود طولانی‌ترین کلوت‌های جهان
وجود گرم‌ترین نقطه جهان + با بیش از  ۷/۷۰ درجه سانتیگراد
وجود یکی از بلندترین نبکاهای + (گلدان صحرا، تل گز یا تل نباتی) جهان
وجود بلندترین تپه‌های ماسه‌ای جهان در ریگ یلان واقع در شرق بیابان لوت

در نقشه عرصه محدوده با خط قرمز و حریم محدوده با خط آبی مشخص شده است

گفتنی است عرصه این اثر حدود ۲ میلیون و سیصد هزار هکتار (۷۸۰ ,۲۲ کیلومتر مربع (به تنهایی از کشور اسلونی که نزدیک به ۲ میلیون هکتار وسعت دارد وسیع‌تر است و عرصه و حریم آن نزدیک به ۴میلیون هکتار (۴۰ هزار کیلومتر مربع ) وسعت دارد که محدوده بسیار بزرگی در بین سه استان کرمان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان قرار دارد.
البته بیابان لوت بسیار بزرگ‌تر از محدوده پیشنهاد شده برای ثبت در میراث جهانی است اما با توجه به اینکه مهمترین عناصر واجد ثبت در میراث جهانی در لوت مرکزی واقع شده‌اند، این منطقه برای ثبت در میراث جهانی پیشنهاد گردید.

در نقشه عرصه محدوده با خط قرمز و حریم محدوده با خط آبی مشخص شده است

مطالبه‌گری تعرض در بیابان لوت

در خصوص تعرض صورت گرفته در دامنه کوه ملک محمد که در پست‌های قبل گزارش آن را به صورت کامل + به آگاهی دوستداران بیابان لوت و طبیعت ایران رساندیم، مطالبه‌گری ما به پایان نرسید و همین‌طور به دنبال گرفتن اخبار و پیگیری اقدامات انجام شده بودیم. در این خصوص مواردی که توسط اداره کل میراث فرهنگی خراسان جنوبی و همین‌طور پایگاه میراث جهانی لوت انجام شده بدین شرح می‌باشد:

– با مکاتبات صورت گرفته و دستورات لازم، یگان تکاوری نیروی انتظامی دهسلم به عنوان یکی از گلوگاه‌های ورودی به منطقه، هرگونه عبور ماشین آلات راهسازی را ممانعت کرده و موارد را به صورت موردی به اداره کل میراث خراسان جنوبی و کرمان گزارش خواهد داد.
– با حکم قضایی که در خصوص جمع‌آوری ماشین‌آلات و کانکس‌ها در منطقه توسط پایگاه میراث جهانی لوت بدست آمد کلیه کانکس‌ها و ماشین آلات از منطقه مورد نظر + جمع آوری شده است.
– با مکاتبات صورت گرفته با سازمان صنعت و معدن، مجددا قرار بر این شده تا کلیه مجوزات در خصوص معدن کاوی در محدوده حریم بیابان لوت باطل شده و هرگونه اقدامی را به پایگاه میراث جهانی لوت به عنوان متولی نگهداری از بیابان لوت اطلاع دهند.

در روزهای آتی گروهی از دوستداران بیابان لوت و همراه یاردانگ به منطقه مراجعه و گزارشات تصویری را به همراه خواهند داشت که مراتب از طریق همین سایت به اطلاع عموم خواهد رسید.

لازم به ذکر است خلاف آنچه در رسانه‌ها به عنوان ۹۰ کیلومتر جاده سازی رسانه‌ای شد مورد تعرضی که در هفته‌های پیش صورت گرفته در جاده‌ای بوده که در زمان قدیم (سال‌های دهه ۹۰) توسط نیروی انتظامی و برای کشف معدن آهن در همین منطقه کشیده شده بود و به عنوان معدن متروکه مشهور است. (چرا که معدن‌کاوی به نتیجه نرسید)
جاده مورد بحث به صورت فرعی از همین جاده معدن متروکه جدا میشود که به صورت تیغ‌زدگی توسط گریدر بوده و درحال حاضر نیز مسدود شده است و امید داریم با طوفان شن و بارندگی امسال تا حدی از آثار آن رفع شده و به مرور این قسمت به طبیعت برگردد.

error: Content is protected !!