روستای عشین؛ روایت یک زیست دوباره در دل بیابان مرکزی ایران
در بخش انارک از توابع شهرستان نائین، جایی که نوار سبز کشاورزی به مرزهای بیآب و علف بیابان میرسد، روستایی قرار دارد که تاریخش را میشود از دو زاویه کاملاً متفاوت بررسی کرد!
- یک بار بهعنوان آبادیای پرآب و زنده در سدههای نخست اسلامی
- بار دیگر بهعنوان اسکلتی خاک گرفته که بیش از نیم قرن فراموش ماند تا سرانجام دست یک معمار آن را به زندگی بازگرداند.
این، داستان روستای عشین است؛ روستایی که هم برای دوستداران معماری بومی و هم برای علاقهمندان به بیاباننوردی و زمینشناسی، به یکی از مقصدهای شاخص بیابان مرکزی ایران تبدیل شده است.
ریشه نام عشین از کجا میآید؟
بر پایه آنچه در منابع نامشناسی آبادیهای ایران آمده، واژه «عشین» را میتوان به «سرزمین آبهای روان» ترجمه کرد. این نامگذاری بیدلیل نیست! در گذشته، شمار قابل توجهی چشمه در پیرامون این روستا جاری بوده که رگ حیات آبادی را تشکیل میدادهاند. جالب اینجاست که در برخی منابع محلی، از سه رودخانه پر آب نام برده میشود که زمانی از این منطقه عبور میکردهاند؛ رودخانههایی چنان پر آب که حتی برای عبور از آنها، میان عشین و انارک پل ساخته بودند، و در فصول سیلابی حتی خطر طغیان و آسیب به آبادی را هم به همراه داشتند. تصور این حجم از آب جاری در دل بیابانی که امروز به جرات یکی از خشکترین نقاط ایران به شمار میرود، بهخوبی نشان میدهد که اقلیم و آبخوان این منطقه در طول قرنها چه مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده است. در برخی نوشتهها و در زبان محلی، نام روستا به شکل «اشین» نیز ضبط شده که در حقیقت همان عشین امروزی است.
عشین روستایی که پیشینهاش به آغاز دوران اسلامی میرسد
قدمت هسته اصلی بافت روستای عشین، به گواه بناهای برجایمانده، به اوایل سدههای اسلامی و شاید به پیش از آن باز میگردد. مجموعهای از خانههای خشتی و گلی، یک قلعه دفاعی و یک حمام سنتی، ستون فقرات این بافت تاریخی را شکل میدهند. وجود قلعه دفاعی در کنار آبادی، خود گواهی است بر اهمیت این نقطه در مسیرهای ارتباطی و کاروانروهای بیابانی که انارک را به دیگر آبادیهای حاشیه بیابان مرکزی ایران پیوند میداده است. مسیرهایی که امنیتشان برای بازرگانان و کاروانها، وجود و ساختار چنین سازههای دفاعی را ضروری میکرد. حمام تاریخی روستا نیز، مانند بسیاری از حمامهای سنتی نقاط کویری و بیابانی ایران، نمونهای است از مهندسی هوشمندانهای که با کمترین آب و انرژی، نیاز ساکنان یک آبادی کوچک را برطرف میکرده است.
روستای عشین در دهستان چوپانان از توابع بخش انارک جای گرفته و در شمال غربی شهر انارک قرار دارد؛ همان مسیری که بیابانگردانی که قصد ورود به منطقه بیابان ریگ جن را دارند، معمولاً از کنار آن عبور میکنند. با این حال درباره فاصله دقیق روستا تا شهر انارک، در منابع مختلف ارقام متفاوتی ذکر شده و برخی این فاصله را نزدیک به ۳۰ کیلومتر و برخی دیگر تا ۶۰ کیلومتر برآورد کردهاند؛ اختلافی که به احتمال زیاد ناشی از تفاوت مسیرهای دسترسی جادهای و مسیر مستقیم هوایی است.
نیم قرن سکوت؛ روزگاری که عشین شوربختانه متروک ماند
مانند بسیاری از روستاهای کوچک حاشیه بیابان، عشین هم روزگاری را از سر گذراند که کوچ ساکنانش به شهرها، آبادی را از نفس انداخت. کاهش منابع آبی، سختشدن معیشت و جذابیت زندگی شهری، دست به دست هم دادند تا مردم عشین این دیار بیابانی را ترک کنند. شوربختانه نتیجه این مهاجرت، نزدیک به چهار تا پنج دهه فراموشی بود! دورهای که خانههای خشتی روستا زیر لایهای از خاک و فرسایشی ویرانگر، رو به ویرانی رفتند و عشین به یکی از هزاران روستای متروکه پراکنده در پهنه بیابان مرکزی ایران تبدیل شد.
طبق آخرین سرشماری رسمی کشور در سال ۱۳۹۵، جمعیت ثبت شده در این روستا به کمتر از ۳ خانوار میرسید؛ رقمی که به خوبی فاجعه متروک شدن این آبادی را نشان میدهد.
عشین و بازگشت به زندگی؛ نقشی که یک معمار بازی کرد
سرنوشت عشین اما مثل بسیاری از روستاهای فراموششده دیگر رقم نخورد. از سال ۱۳۸۸، مژگان باقری، معمار و دلبسته میراث فرهنگی اصفهان، فرآیند احیای این روستا را با هدف ثبت ملی قلعه دفاعی و حمام تاریخی عشین آغاز کرد؛ دو بنایی که بهعنوان شاخصترین آثار باقیمانده روستا شناخته میشدند. تلاش او در نخستین دوره جایزه مرمت و احیای بناهای تاریخی و معاصر ایران، رتبه دوم را برای این پروژه به ارمغان آورد.
طرح مرمت عشین در سه فاز اجرا شد. فازی که از سال ۱۳۹۱ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۹۸ با بازسازی کامل چهارده خانه و مرمت حدود ده خانه دیگر به دست اهالی محلی، به ثمر نشست. در سال ۱۳۹۳ نیز، در پی همین تلاشها، روستای عشین بهعنوان یکی از آثار ثبت شده در میراث ملی کشور به رسمیت شناخته شد. آنچه این پروژه را از بسیاری از طرحهای مشابه متمایز میکند، رویکرد آن به احیای زیستی روستا بهجای تبدیل آن به یک موزه بیروح است؛ رویکردی که با راهاندازی اقامتگاههای بومگردی در دل بافت تاریخی، هم هویت فرهنگی روستا را زنده نگه میدارد و هم از تبدیلشدن آن به مکانی صرفاً نمایشی جلوگیری میکند.
عشین امروز؛ مقصدی برای چهار گروه متفاوت از گردشگران
آنچه امروز عشین را از بسیاری از روستاهای احیاشده دیگر متمایز میکند، تنوع مخاطبانی است که به این نقطه از بیابان مرکزی ایران سفر میکنند. بر اساس گزارشهای موجود، بازدیدکنندگان عشین را میتوان در چهار دسته اصلی جای داد:
- نخست، علاقهمندان به زمینشناسی و معدن، که ساختار زمینشناختی منطقه انارک و سابقه معدنکاری در این بخش از بیابان مرکزی، برایشان جذابیت ویژهای دارد.
- دوم، دوستداران میراث فرهنگی و بناهای تاریخی، که برای دیدن بافت خشتی روستا، قلعه دفاعی و حمام سنتی آن راهی این مسیر میشوند.
- سوم، فعالان حوزه نجوم و ستارهشناسی، که آسمان صاف و کم نور بیابان مرکزی ایران، شرایطی نزدیک به ایدهآل برای رصد آسمان شب فراهم میکند.
- چهارم، بیابانشناسان و بیاباننوردانی که عشین را نقطه شروع یا توقفگاهی برای ورود به مسیرهای بیابانگردی اطراف انارک، از جمله منطقه معروف ریگ جن، در نظر میگیرند.
پیش از همهگیری کرونا، عشین بهطور سالانه میزبان چیزی در حدود دو هزار گردشگر بوده؛ رقمی قابل توجه برای روستایی که تا همین چند دهه پیش، حتی یک ساکن دائم هم نداشت.
جایگاه عشین در نقشه بیابان مرکزی ایران
عشین را باید در بستر گستردهتری از آبادیها و پدیدههای بیابانی حاشیه انارک دید؛ منطقهای که در آن، روستاهایی مانند چوپانان و اسماعیلیان، کاروانسراهای تاریخی، آتشکدههای باستانی و مناطق حفاظتشدهای مانند کوه بزرگی، در کنار پهنههای شگفتانگیزی مثل بیابان ریگ جن، یک شبکه گردشگری منسجم در دل بیابان مرکزی ایران را شکل دادهاند. عشین در این شبکه، نقش یک ایستگاه فرهنگی-تاریخی را ایفا میکند؛ نقطهای که مسافر پیش از ورود به دل بیابان خشک و بیآب، میتواند نفسی تازه کند و تصویری از زندگی چند صد ساله انسان در حاشیه این بیابان را از نزدیک ببیند.
روستای عشین نمونهای نادر از احیای یک آبادی متروک بیابانی است؛ جایی که نامش یادآور آبهای روانی است که دیگر جاری نیستند، اما با همت یک معمار، دوباره صدای زندگی در کوچههای خشتیاش پیچیده. برای هر مسافری که قصد شناخت لایههای تاریخی، معماری و طبیعی بیابان مرکزی ایران را دارد، عشین نقطهای است که ارزش یک توقف آگاهانه را دارد؛ نهفقط برای دیدن یک بنای تاریخی، بلکه برای درک اینکه چطور یک روستای فراموششده میتواند دوباره متولد شود.






