راه شور کجاست؟ از این راه کهن و فراموش شده در پستهای قبل یاردانگ نیز مطالبی درج شده است. گروه یاردانگ در سفری که برای تحقیق و دستیابی به اطلاعاتی از آن به صورت اکسپدیشن انجام شد به نتایج بسیار مهمی برای اثبات وجود آن دست پیدا کرد +. راهی کهن که افراد بسیار معدود و اندکی از بومیان منطقه از آن یاد میکنند. راهی مابین بهاباد تا طبس که مارکوپولو جوان این سیاح و تاجر ونیزی از آن در بیش از ۸ قرن پیش عبور کرده و در سفرنامه خود به صورت مبهم از آن یاد کرده است.
حال ببینیم آیا مستشرقین دیگر از راه شور نیز اطلاعاتی به ما دادهاند؟ آیا آنها نیز مسیر مشهور مارکوپولو با نام راه شور را تایید کردهاند یا خیر؟
میدانیم روایات و توصیفات این سیاح ماجراجو آنقدر شگفتانگیز و حیرت آور بوده که کمتر کسی به آنان اهمیت میداده و به باور رسیده، به خصوص ابهامات و نداشتن اطلاعاتی دقیق از مسیر خود که شاید در نقل قولها و کتابت سفرنامه در بین نویسندگان گم شده است نیز بر ابهامات مسیرهای عبوری به خصوص راه شور اثر گذار بوده است.
آنچه مشخص است در سال ۱۲۶۰ میلادی دو برادر با نامهای نیکولو و مافیو از ونیز راهی شرق شدند و به کشور چین در زمان امپراطوری قوبلای خان رسیدند و پس از ۹ سال دوباره به زادگاه خود ونیز با هدایای بسیاری از خان چین بازگشتند تا بتوانند ضمن متقاعد کردن کلیسا فرستادههایی را برای اشاعه دین مسیحیت به چین بازگرداند. اگر چه دو راهبی که حاضر شدند در بازگشت به چین همراه برادران مارکو باشند، در بین راه از تصمیم خود منصرف شده و به ونیز بازگشتند.
مارکو جوان پسر ۱۵ ساله نیکولو در این سفر آنها را همراهی کرد و آنان از طریق سوریه راهی موصل در بینالنهرین شدند و برخلاف آنچه برخی از سفر دریایی مارکو نوشتهاند، آنان از طریق زمینی به ایران رسیدند. آنها از جنوب ایران به کرمان رفته و پس از عبور از کرمان وارد بیابانی بزرگ شدند که در عرض کشورمان قرار داشت.
او در سفرنامه خود از راه شور این چنین عنوان کرده که پس از گذر از کرمان در مسیری ۷ روزه و بسیار خسته کننده در بیابانی که در ۳ روز اول هیچ آبی پیدا نمیشود وارد بیابان دوم میشویم که شباهت زیادی به بیابان اول دارد با این تفاوت که در آنجا آب و گور ایرانی دیده میشود و پس از طی مسافتی ۴ روزه به کوهبنان میرسیم. وقتی از کوهبنان بیرون میآییم به بیابانی دیگر وارد میشویم! بیابانی بسیار خشک که عبور از آن ۸ روز به طول میانجامد. آبی که در این بیابان است بسیار تلخ و نامطبوع بوده و هیچ گیاه و درختی در آن نمیروید، پس از گذر از این بیابان به تون و قاین میرسیم.
جالب آن است که هنوز هم پس از گذشت بیش از ۸۰۰ سال هنوز شهر کرمان، روستاهای کوهبنان (کوبنان)، قاین و تون وجود دارند، قاین نیز همان طبس کنونی است. نکته و پرسش اصلی این است که مارکوپولو از چه راهی از کوهبنان به تون و قاین رفته است؟
لرد کرزن ( از سیاستمداران و رجال معروف بریتانیا که ایران شناس بوده است) بر این باور است که مارموپولو مسیری را از کرمان به سمت شرق پیموده و به سوی شهر نه (نهبندان) در پیش گرفته و سر پرسی مولزورت سایکس + که میتوان گفت طی سالیان متوالی تمامی جهات را در ایران پیموده است بر این باور است که مارکوپولو از کرمان به نایبند رفته و از آنجا به قاین اما سون هدن نظریه متفاوتی را دارد. سون هدن معتقد بود که مارکوپولو از مسیز غربی و از بیابان معروف بهاباد (کویر بهاباد) به سوی طبس سفر کرده است.
- حال بیایید این نظریهها را کارشناسانه بررسی کنیم و به نتیجه برسیم که مارکوپولو از چه مسیری عبور کرده است؟
نظریه لرد کرزن را به راحتی میتوان کنار گذاشت چرا که مسیر یاد شده از طرف وی بسیار خالی و تهی است و تنها در شب امکان عبور از آن میسر است و هیچ آبی حتی تلخ یا شور نیز در این سمت از بیابان وجود ندارد. - آنچه سایکس بیان میکند نیز عبور مارکوپولو از روستای نایبند است که روستایی است بسیار خوش آب و هوا و دارای چشمههای آب فراوان که با تعارفی که مارکوپولو از مسیری سخت بدون آب، گیاه و درخت کرده است فرق دارد.
- سون هدن مسیر کویر بهاباد را برای مارکوپولو در نظر گرفت که این مسیر تا سال ۱۹۲۸ میلادی کاملا ناشناخته بوده و سون هدن نیز در سال ۱۹۰۶ میلادی بر بلندای کوهی مشرف به این بیابان چنین ذکر کرده که چشم انداز پیش روی ما تنها شامل ویرانهها و بقایای به جا مانده از کوهستانی کهن است کهنشانهای از فلاتی باستانی است.
دکتر آلفونس گابریل دقیقا این مسیر را از کوهبنان تا تون و قاین پیموده و در کتاب عبور از صحاری ایران چنین درج کرده که پس از عبور از کوهبنان و وارد شدن به کویر بهاباد متوجه شدیم این مسیر یکی از کهنترین مسیرهای عبور کاروانیان بوده که از دیرباز مورد استفاده قرار میگرفته است.وی به همراه همسر و اعضای تیم خود با کاروانی که از این منطقه میگذشته همراه شده، کاروانی از شتر با بارهایی که از کرمان به طبس حمل میکرده است.
کاروانی بزرگ که هدایت آن برعهده پیرمرد و طفلی خردسال بوده است. کاروان عمدتا در طول شب طی طریق میکرده و در بین راه چشمههایی نمکی وجود داشته که به نظر میرسیده آب آنها هرگز خشک نمیشده است. در چهارمین شب راهپیمایی کاروان به دریاچهای وسیع رسیده که طبق گفاه پیرمرد راهنما از آن صرفا در تابستان میتوان عبور کرد و در فصل زمستان آن را باید دور زد!
در نهایت دکتر گابریل با این سفر ۸ روزه که خود پیمایش کرده، یقین پیدا میکند که مارکوپولو از کویر بهاباد و راه شور برای رسیدن به قاین استفاده کرده است، همانطور که سون هدن نیز بر این عقیده بوده است. توصیف و شرحی که مارکوپولو از راه شور میدهد آنجا دارای اهمیت است که در دهه گذشته و عبور گروه یاردانگ این بیابان رو همانگونه میبینیم، همانطور که در ۸۰۰ سال پیش خشک بود و در قرن حاضر نیز این چنین است.
مارکوپولو پس از طبس از مسیر افغانستان با عبور از صحراهای لوب و گبی راهی چین میشود و در سال ۱۲۹۵ پس از ۲۴ سال به ونیز بازمیگردد. سه سال پس از بازگشت در جریان جنگ میان ونیز و جنوا به اسارت در آمده و در زندان روستیچیانو سفرنامه خود را به تحریر در میآورد. گزارشاتی از سفرهای خود که هم اکنون نیز قابل استناد میباشد.






