۲۷ تیرماه سال روز ثبت بیابان لوت، امسال هم بدون متولی خاص
هر سال با رسیدن ۲۷ تیرماه، یاد و خاطره روزی زنده میشود که بیابان لوت، این سرزمین خشک و بیصدا در جنوب شرق ایران، نامش برای نخستین بار در فهرست میراث طبیعی جهانی یونسکو ثبت شد. امسال نیز، درست مثل سالهای گذشته، این روز از راه رسید، اما پرسش همیشگی هم همراهش آمد: آیا بعد از این همه سال، بالاخره کسی مسئولیت واقعی نگهداری از این گنجینه ملی را بر عهده گرفته است؟ پاسخ، همچنان منفی است. (از روزی که دیگر دکتر مهران مقصودی پس از ۶ سال متوالی از مدیریت پایگاه میراث جهانی بیابان لوت انصراف داد)
۲۷ تیرماه، سالروز ثبت بیابان لوت، روزی که لوت جهانی شد
در تابستان ۱۳۹۵ در حالی که کمیته میراث جهانی یونسکو در چهلمین نشست خود در استانبول برگزار شد، بیابان لوت بهعنوان نخستین اثر طبیعی ایران وارد فهرست میراث جهانی گردید. تا پیش از آن، همه آثار ثبت شده ایران در یونسکو جنبه فرهنگی و تاریخی داشتند و هیچ یک از پدیدههای طبیعی کشور موفق به کسب این عنوان نشده بودند. بیابان لوت با وسعتی که بخش قابل توجهی از استانهای کرمان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان را در بر میگیرد، به یکی از نمادهای طبیعی شناختهشده ایران در سطح بینالمللی تبدیل شد. بیابان لوت سرزمینی با کلوتها و یاردانگهای بزرگ، ریگهای روان، دشتها و دقهای نمکی و رکورد یکی از گرمترین نقاط ثبتشده روی کره زمین نمادی برای جهانیان شد.
از آن روز تا امروز، یک دهه گذشته است، دههای که میتوانست فرصتی طلایی برای ساخت یک الگوی مدیریتی نمونه در حفاظت از میراث طبیعی، آن هم در مقیاسی جهانی باشد. رویایی که به حقیقت نرسید!
چرا هنوز صحبت از «بیمتولی بودن» است؟
نکتهای که هر سال در آستانه این سالروز از زبان کارشناسان، پژوهشگران اقلیمهای بیابانی و مدیر پیشین پایگاه میراث جهانی لوت تکرار میشود، این است که این بیابان همچنان فاقد یک نهاد مشخص و مقتدر برای مدیریت یکپارچه است. در تئوری و بر روی کاغذ، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی متولی اصلی این اثر شناخته میشود. اما در عمل، این وزارتخانه با انبوهی از پروندههای میراث فرهنگی و تاریخی کشور در گیر است و اغلب فرصت و منابع کافی برای رسیدگی جدی به یک اثر طبیعی گسترده و کم جمعیت آن هم در مقیاس بیابانی بزرگ چون لوت را ندارد.
در سالهای نخست پس از ثبت جهانی، سه پایگاه استانی در خراسان جنوبی، کرمان و سیستان و بلوچستان به همراه یک پایگاه ملی در تهران تعریف شدند تا مدیریت این میراث ارزشمند و جهانی را هماهنگ کنند. برخی اقدامات هم در همان سالها انجام شد، از ساماندهی مسیرهای آفرودی گرفته تا نصب تابلوهای تفسیری و برگزاری جشنوارهها و نشستهای تخصصی، اما به مرور، به دلیل نبود بودجهای پایدار، تغییر مکرر مدیران ارشد در سطح بالای وزراتخانهای و نبود یک سند بالادستی الزامآور، این ساختار کارایی خود را از دست داد و امروزه شوربختانه بسیاری از کارشناسان معتقدند که لوت، در عمل، سرزمینی رها شده به حال خود است.
پیامدهای نبود مدیریت یکپارچه برای ثبت بیابان لوت چیست؟
نبود یک متولی مشخص، صرفاً یک مسئله اداری نیست؛ پیامدهای ملموسی هم به همراه دارد:
- آسیبهای زیستمحیطی بینظارت: عبور بیرویه خودروهای آفرود از مسیرهای غیرمجاز، به فرسایش کلوتها و تخریب سطوح شکننده کویر منجر میشود، پدیدهای که ترمیم آن ممکن است قرنها زمان ببرد.
- کاهش ظرفیت گردشگری پایدار: نبود زیرساخت مناسب، اطلاعرسانی ضعیف و کمبود راهنمایان بومی آموزش دیده باعث شده لوت نتواند از پتانسیل واقعی خود برای گردشگری علمی و طبیعتگردی بهره ببرد.
- بیتوجهی به جوامع محلی: مدلهای مدیریت مشارکتی یا بومی محور که در بسیاری از میراثهای طبیعی جهان با موفقیت اجرا شدهاند، در لوت هرگز بهصورت جدی پیادهسازی نشد و در حالی که ساکنان روستاهای اطراف این بیابان میتوانند نقش کلیدی در پایش و حفاظت از این عرصه ایفا کنند.
- خطر از دست رفتن اعتبار جهانی: عنوان میراث جهانی یونسکو، تعهداتی هم برای کشور میزبان به همراه دارد. بیتوجهی مستمر به برنامه مدیریتی میتواند در بلند مدت این جایگاه را با چالش و حتی حذف نیز مواجه کند.
ثبت بیابان لوت، یک دهه فرصت سوزی یا نقطهای برای شروع تازه؟
برخی کارشناسان بر این باورند که هنوز برای اصلاح مسیر دیر نشده است. پیشنهادهایی مانند تشکیل یک ستاد یا سازمان مستقل با اختیارات فرابخشی، تدوین و اجرای الزامی سند مدیریت جامع، جذب مشارکت جدی جوامع محلی، و همکاری میاناستانی میان کرمان، خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان، بارها مطرح شدهاند، اما تاکنون هیچ یک بهصورت پایدار، عملیاتی نشده است.
۲۷ تیرماه امسال هم مانند سالهای گذشته سپری شد! با یادداشتها و گزارشهایی که یک بار دیگر بر خاموشی یک اثر جهانی در میان بوروکراسیهای موازی تأکید کردند. اما امسال در این سال روز، میتواند فرصتی بدست آید برای طرح دوباره یک پرسش ساده و اساسی: تا کی قرار است سرزمینی به بزرگی یک دهم مساحت ایران، بدون یک نهاد مشخص برای صیانت و حفاظت از آن، به حال خود رها بماند؟
بیابان لوت با کلوتهای حماسی، دشتهای نمکی بیپایان و رکورد گرمای شگفتانگیزش، یکی از ارزشمندترین داراییهای طبیعی ایران است. داراییای که ثبت جهانی آن باید نقطه آغاز یک مسیر مدیریتی جدی میبود، نه صرفاً یک افتخار روی کاغذ. تا زمانی که تصمیمی قاطع برای تعیین متولی مشخص و اجرای برنامه مدیریتی یکپارچه گرفته نشود، هر سال در ۲۷ تیرماه، همین داستان تکرار خواهد شد.
۲۷ تیرماه سال روز ثبت بیابان لوت، جشنی برای یک ثبت جهانی یا سکوتی برای حفاظت واقعی






