راه بلد بیابانها، از ستارهشناسِ کاروانهای شتر تا جلودارِ ماشینهای آفرود!
بیابانها از دیرباز تاکنون همیشه یک پایه و اساس ثابت داشته است، هرکس مسیر را نشناسد، طعمه و گرفتار این اقلیم زیبا اما سخت میشود.
از هزاران سال پیش که کاروانهای شتر بارِ ابریشم، ادویه و نمک را از شهری به شهر دیگر میبردند، تا به امروز که کاروانهای ماشینهای شاسی بلند و تورهای بیابانگردی در بعضی از همان مسیرهای کهن حرکت میکنند، یک نفر همیشه در جلو بوده است، یک نفر که مراقبت از سلامتی کاروان و تعیین مسیر را به عهده داشته است، راه بلد بیابان که نامش را این روزها جلودار هم مینامیم.
راه بلد بیابان و کاروان چه کسی است؟
راه بلد کاروان کسی است که مسئولیت جان همه کاروان را به دوش میکشد و باید بداند کجا آب وجود دارد، در کجای مسیر بیراهه شنها نرم و پوک است، طوفان چه موقع شروع میشود و مهمتر از همه مسیر را چگونه گذر کند تا کاروانیان سالم به مقصد برسند.
در دوران و عصر حاضر دیگر مدتها است که با ورود تکنولوژی، به خصوص بعد از دوره صنعتی شدن، ابزارها عوض شده، ستارهها جای خود را به ماهواره دادهاند، شتر این چهارپای مقاوم جای خود را به خودروهای دو دیفرانسیل داده است و راه و روش بیابانگردی نیز تغییر پیدا کرده! اما چیزی که هنوز هم با همه این تغییرات میتوان گفت باقی مانده، نقش راه بلد، یا همان جلودار کاروانیان است. کسی که مسئولیت و هنر زنده ماندن افراد در کاروان عبوری از این اقلیم سخت یعنی بیابان به عهده او است!
راه بلد بیابان، در روزگار قدیم برای عبور کاروانهای شتر از چه کسی بود؟
راه بلد بیابانها کسی که علم و آگاهی از پیرامون خود را از پدران و سفرهای بیابانی همراه آنان آموخته، راه بلد (که در برخی مناطق ایران به آنها کاروان سالار، دلیل کاروان یا قلاووزِ کاروان هم میگفتند) عالمی بدون مدرک و سند بود. دانش او نسل به نسل از پدران به آنها منتقل میشد. پسر از پدر و شاگرد از استاد، آنان با تلاش و سالها همراهی با کاروانهای عبوری از بیابان، بدون نقشهای چاپ شده یا ترسیم شده از بیابان با نقشهای در ذهن، حک شده از تجربه مکرر عبور از یک مسیر خاص برای رسیدن به مقصد راهی بیابانها میشدند.
نیاز یک راه بلد بیابان، برای عبوری امن از بیابانها چه بود؟
- ستارهها، ابزار ناوبری شبانه
بیشتر مسیر کاروانها در شب یا نزدیک به سپیده دم انجام میشد تا کاروان از گرمای کشنده در طول روز در امان بماند. در این شرایط، راه بلد باید آسمان را میخواند! موقعیت ستاره قطبی، صورت فلکی دب اکبر، طلوع و غروب ستارگان شاخص همچون ستاره کاروان کش یا ستاره خنکو، همگی قطب نمایی زنده در دستان او بودند. در فرهنگ عامه مناطق بیابانی ایران و حتی دیگر مناطق بیابانی کشورهای دیگر، دانش بومی و نجومی مردمان حاشیه بیابانها، آن چه گاهی با عنوان تقویمهای ستارهای محلی شناخته میشود دقیقاً برای همین کاربردهای عملی شکل گرفته بود. علاوه بر آن تعیین فصل، تعیین جهت، و پیشبینی وضع هوا همه میتوانست در مسیری ایمن کاروانیان را به مقصد برساند.
- عوارض زمین
فرم و شکل قابل تغییر شن و ماسه، سنگ، شکل کوهها، یاردانگ و کلوتها، حتی رد پایی که دیده نمیشد نیز از زیر چشمان تیز بین راه بلد بیابان دور نشده و همه اینها میتوانست در بیابانی بزرگ او را راهنمایی باشد. راهبلد باید بافت زمین را میشناخت، در کجا شن روان است و پای شتر در آن فرو میرود، کجای بیابان به کویر نمکی تبدیل شده و پوستهاش میتواند فریبنده و خطرناک باشد، کدام کلوت و یاردانگها + دلالت بر نشانه و درستی مسیر میدهند و بسیاری دیگر از نشانههایی که فقط راهبلد از آن آگاهی داشت.
همه اینها نکاتی مهم در مسیر پیش روی کاروانیان بود، چرا که در دل بیابان با ریخت شناختی یکنواخت بیابانی، میتوانست تنها نشانهها و نقطه مرجع بصری برای کاروانسالار به شمار آیند.
علاوه بر آن، او سراب را میشناخت، میدانست در چه ساعتی از روز و در چه دمایی، پدیده نوری سراب در دل بیابانها شکل میگیرد و چگونه نباید فریب آن آب خیالی را خورد، دانشی که امروز هم برای هر مسافر بیابان حیاتی است.
- آب، مهمترین رمز بقا
شاید مهمترین دانش راه بلد، نقشهی ذهنی از وجود چاهها، قناتها و حوض انبارهایی بود که در طول مسیر وجود داشته است. رباطها و کاروانسراها (که تفاوت ساختاری و کارکردیشان با هم داستان جداگانهای دارد که در این پست از یاردانگ به آنها پرداختهایم+) معمولاً در نقاطی ساخته میشدند که آب در دسترس باشد، و راه بلد فاصله دقیق میان این ایستگاههای بین راهی و منزلها را به قدم و گامهای شتر و محاسبه زمان رسیدن به آنها را در ذهن داشت. یک محاسبه غلط در این مورد میتوانست به معنای مرگ برای خود و تمامی همراهان کاروان باشد.
- گیاهان و مکان رشد آنها به عنوان نشانهای از راه
برخی گیاهان بیابانی، مثل کاروانکش (Atraphaxis spinosa)، نامشان را مدیون نقش راهنمایی هستند! رستنیهایی که با رشد در حاشیه گذرگاههای سنتی یا در نزدیکی منابع آبهای زیر زمینی، بهطور غیر مستقیم به نشانه مسیر و حتی به مکان وجود آب برای کاروانیان تبدیل میشدند. همچنین گیاهانی مانند انغوزه و هنگو نشانهای برای تشخیص نوع خاک و حتی اقلیم منطقه بودند و بهطور غیر مستقیم به راه بلد اطلاعات راه و مسیر را میدادند.
خطر همیشگی در بیابان برای راه بلد بیابان چیست؟
هبوب و طوفان شن، گم شدن در وادی این اقلیم زیبا یکی از بزرگترین چالشهای مسیر کاروانیان بوده است. بادهای شدید در بیابانهای ایران میتوانند در عرض چند دقیقه دید را به صفر برسانند و ردِ مسیر را کاملاً محو کنند. در چنین شرایطی، تنها تجربه و حس مسیریابی راه بلد بود که کاروانیان را زنده نگه میداشت. بسیاری از حوادث مرگبار در زمان وجود کاروانیان در ایران، دقیقاً به از دست دادن راهبلد یا اشتباه او در تشخیص مسیر برمیگشت. همانطور که امروز هم بخش زیادی از حوادث رانندگی در بیابان، ریشه در گمکردن مسیر یا دستکم گرفتن شرایط جوی دارد.
افول کاروانهای شتر و ظهور جاده در عصر صنعت
با گسترش راههای شوسه، ورود خودرو و بعدها ساخت جادههای آسفالته در دهههای اخیر، کاروانهای شتری رفته رفته به همراه راه بلدان مسیر بیابانی از صحنه حمل و نقل تجاری کنار رفتند. اما این به معنای از میان رفتن نیاز به راه بلد در بیابانها و حتی مسیرهای خارج از جاده نبود! عبوری ایمن که برای آن هنوز هم به راه بلد بیابان نیاز است و بدون داشتن سرپرست و لیدری مجرب امکان پذیر نیست.
بیابان همچنان همان بیابان ماند! و این یعنی اقلیمی که در کنار زیباییهای خود بیرحم، بینشانه و برای نابلدها خطرناک است! چیزی که تغییر پیدا کرد، فقط وسیله نقلیه بود!
چه کسی جای راه بلد بیابان را گرفت؟ راهبلدِ امروز یا جلودارِ کاروانِ خودروها؟
امروزه در تورهای بیابانگردی، رالیهای آفرودی، سفرهای اکستریم و ماجراجویی و کاروانهای گردشگری بیراههنوردی در مناطق ناشناخته و بیابانهای ایران، فردی با عنوانهایی به مانند جلودار، راهنمای کاروان و یا لیدر تور دقیقاً همان نقش راه بلد سنتی را اجرا میکند. فردی که با خودروی خود در جلوی صف خودروها حرکت میکند و مسیر خودروهای پشتسری را تعیین میکند. مسئولیت ایمنی کل کاروان بر عهده اوست، دقیقا همان وظیفه راهبلد کاروانیان در زمانهای قدیم.
ابزار جدید برای استفاده در همان راهها و با همان مسئولیتهای قدیمی راه بلد
با وجودی که این روزها با ورود تکنولوژیهای متنوع از قبیل جیپیاس و ناوبری ماهوارهای، جای ستارهشناسی و تمامی ابزارهای محیطی یک راه بلد عوض شده، اما نکته جالب توجه این جا است که جلودارهای با تجربه هرگز فقط به جیپیاس اکتفا نکرده و نمیکنند. دستگاه GPS نمیتواند مسیر مسدود، ایمنی لازم، خطالرأس خطرناک، یا کویر نمکی نرم (که عموما خودرو در آن گیر میکند) را نشان دهد! این جا است که تجربه زمینی و محیطی جلودار و تور لیدر با همان دانشی که راه بلد سنتی از پدرانش آموخته بود وارد عمل میشود.
ابزارهای امروز برای راه بلد و تور لیدر شامل اینها است:
- جیپیاس دستی و حتی نرمافزارهای آفلاین برای مسیریابی در مناطقی که آنتن موبایل در دسترس نیست.
- نقشههای ماهوارهای و نقشههای توپوگرافی منطقه برای بررسی بیشتر از وضعیت زمین، رطوبت خاک، رودهای دایمی و مسیرهای احتمالی سیلابهای فصلی
- بیسیم با برد بلند و تلفن ماهوارهای برای هماهنگی میان خودروهای کاروان و ارتباط در مناطق بدون پوشش شبکه در مواقع اضطراری
- ردیابهای شخصی اضطراری PLB (Personal Locator Beacon) برای موقعیتهای بحرانی
چیزی که تکنولوژیهای امروزی نیز نتوانسته جایگزین کند این است که جلودار امروز هم باید بداند طوفان شن از کدام جهت میآید، چرا نباید در دل یک کویر نمکی و به ظاهر خشک وارد شد و چگونه در صورت خرابی خودرو یا گمشدن سیگنال، کاروان را به سلامت به مقصد برساند. دقیقاً همان مهارتهایی که در گزارشهای مربوط به علل تصادفات رانندگی در دل بیابان لوت بارها به آن اشاره شده است. مواردی که به بیتوجهی به شرایط بومی زمین و آب و هوا، نه لزوماً نبودِ فناوریهای پیشرفته در عصر حاضر برمیگردد!
به همین دلیل بسیاری از تورهای معتبر بیابانگردی در ایران، اصرار دارند که جلودار کاروانهای خودروهای آفرودی و دودیفرانسیل، حتماً یک راننده بومی دارای تجربه بیابانی باشد، نه صرفاً کسی که بلد است دستگاه GPS را روشن کند.
پیوندی که هرگز پاره نشد! راه بلد بیابان از دیرباز تا امروز
اگر برای مقایسه بیاییم و راهبلد کاروان شتر را که حدود سیصد سال پیش به این کار مشغول بوده، در کنار جلودار امروزه یک کاروان از خودروهای دودیفرانسیل در دل بیابان و کویر قرار دهیم، شباهتها بیشتر از تفاوتهاست:
|
ویژگی |
راه بلد کاروان شتر | جلو دار کاروان امروز |
|---|---|---|
| ابزار ناوبری | ستارهها، نشانههای زمینی | جیپیاس، تصاویر ماهوارهای |
| ارتباط | فریاد، نشانههایی از دود آتش | بیسیم، ماهواره |
| دانش کلیدی | محل آب، دانایی رمز و راز شنها، پیشبینی هواشناسی و نجوم | نقشهخوانی، پیشبینی هواشناسی |
| خطر اصلی | هبوب و طوفان شن، تشنگی، گم شدن در مسیر | گمشدن سیگنال، خرابی خودرو |
| منبع اعتبار | تجربه نسل به نسل | تجربهی بومی و آموزش فنی محیطی |
| مسئولیت | جان کاروان | جان کاروان |
همانطور که میبینیم، آن چه در طول سالها ثابت مانده، مسئولیت جان افراد کاروان است. فناوری فقط جنبه ابزار را قویتر کرده است نه نیاز به انسانی که بیابان را بشناسد و بتواند در لحظه بحران تصمیم بگیرد.
در بیابانها با تمام پیشرفتهای تکنولوژی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، مکانهایی وجود دارند که نقشه و جی پی اس در مقابل آنها سکوت اختیار کرده و فقط تجربه زنده یک انسان است که راهگشا و رهایی بخش از آن است. از این نظر، جلودارهای امروزی کاروانهای بیابانگردی، وارثان راستین همان راه بلدهای کهن هستند، نه جایگزین آنها!
آیا شما هم راه بلد بیابانها و مناطق صعب العبور را میشناسید؟
ما در یاردانگ به بعضی افراد در صفحه فعالان عرصههای بیاباننوردی اشاره کردهایم. افرادی همچون مهرداد قزوینیان در عصر حاضر و همینطور ملک محمد راهنمای بزرگ لوت در زمان آلفونس گابریل که خدمات ارزندهای به شناسایی بیابان لوت داشتهاند. اگر شما هم کسانی را در این زمینه میشناسید این پست را ارسال کنید تا با ما برای درج نامشان در یاردانگ همراستا شوند.






