از هزارچیل در پستهای قبل یاردانگ گفتهایم. در راه شوری که مارکوپولو از آن در خاطرات و سفرنامه خود ذکر کرده بود. آیا به این فکر کردهاید که عارضه چیل به چه معنا است؟
چیل در فرهنگ بیابان نشینی به معنای چین است و وقتی زمین در مناطقی از بیابان چین خوردگی پیدا میکند به آن Chill میگفتهاند. حال این که چگونه چین به واژه چیل آن هم در طول زمان تبدیل شده اطلاعی در دست نیست! اما میدانیم که از این واژه در بسیاری از نشانهها و عوارض بیابانی استفاده شده است. از این واژه در کتاب عبور از صحاری آلفونس گابریل نیز استفاده شده، در جایی که برای جا در پای مارکوپولو گذاشتن + وی از منطقهای به نام هزارچیل میگذرد. منطقه و مکانی که مارکوپولو از آن در سفرنامه خود یاد کرده است و چین خوردگیهای زمین به صورت عمودی در آمده و به عدد تکثر هزار و کثرت به آن هزارچیل نام دادهاند. ( کتاب عبور از صحاری ایران در کتابخانه الکترونیکی یاردانگ برای استفاده عموم به صورت فایل PDF در این لینک + قرار داده شده است)
البته در نوشتهها و گزارشات دکتر مستوفی، ایشان چیل را در تعبیری به چاله و زمینی گود که در کنار ریگ قرار دارد و آب باران در آن جمع میشود نسبت دادهاند! بیشتر به نظر میرسد چیل را باید همان چین و چین خوردگی زمین دانست تا چالهای که دکتر مستوفی به آن اشاره داشتهاند.
Comments ۱