در بیابانهای ایران نامهای بسیار که هیچ معنا و مفهومی ندارند رایج است. نامهایی که در سفرنامهها و کتابهای تاریخ و جغرافیا نیز بعضا به چشم میخورند. بارسک و باد ریز نیز یکی از آن نامها است که شاید تنها یک نفر از مستشرقین از آن یاد کرده و بعضا یکی دو نفر دیگر نیز همچون دکتر مستوفی در گزارشات خود به آن اشاره دارند.
بارسک اصطخری را میتوان با نام دیگری که توسط راهنمایان قدیمی لوت به نام باد ریز، یاد میشود شناخت. یک تپه شنی که نام باد ریز به معنای تشکیل شده و یا بهتر بگوییم، توده شده به وسیله باد مشهور است. بارسک و باد ریز در یک منزلی رود شور قرار دارد مکان تپهای نه چندان بلند که تا گود نیمه نیز یک منزل (حدود ۳۰ کیلومتر) راه برایش ذکر شده است. اگر چه دکتر مستوفی در گزارشات خود از بارسک و باد ریز به عنوان کوهی کم ارتفاع از جنس سنگهای آذرین نام برده است که دو تیغه داشته و ارتفاع آن از سطح دشت مجاور ۱۰۰ متر میباشد. بارسک را حتی در متن عربی اصطخری به همین شکل و در نسخههای دیگر آن به بارسل و بارستل هم اشاره شده است، اگر چه در ترجمه فارسی کتاب اصطخری به همان نام بارسک آمده است.
بارسک یا باد ریز محل انشعاب یک راه فرعی در بیابان لوت است که در جهت جنوب شرقی از دره خسک رود گذشته و به قبر خارجی میرسد. از این راه در کتابهای اصطخری، همین طور ابن حوقل و مقدسی نوشته شده که در میانه راه بارسک تا قبر خارجی، دشتی است که سنگهای ریز و درشتی به رنگ سفید و حتی سبز (کوارتز) ریخته است. رنگ سفید سنگها را به کافور و سبزی آنها را چون شیشه مثال زدهاند.