آلفونس گابریل و استراتیل زوار دو پژوهشگری که در سال ۱۹۵۷ بر روی شرایط ژئومورفولوژیکی و جوی بیابان لوت تحقیق کردهاند در گزارشهای خود وجود دو لایه قطور رسوبی را از دو دوره بارانی بیابان لوت ذکر کردهاند.
کشور ایران سرزمینی وسیع و مرتفع است که ارتفاع متوسط آن از سطح دریا ۱۵۰۰ متر میباشد و در بخش غربی فلات ایران قرار دارد. ارتفاعات بلند در امتداد حاشیه جنوب غربی و شمالی آن گشترش پیدا کرده و ارتفاعات کوتاهتر و به همان اندازه خشن در حد شرقی آن فلات را به دو چاله اصلی تقسیم کرده است. بخش شرقی این چالهها را کشور افغانستان و فرورفتگی غربی آن را ایران تشکیل داده است. در چاله غربی چندین رشته کوه کوتاه و منفرد وجود دارد که اطراف آن را صفحات بیابانی فرا گرفته است و پستترین گودیهای این بیابانها را کویرها تشکیل دادهاند.
قدیمیترین لایه رسوبی ذکر شده در گزارش مربوط به شرایط ژئومورفولوژیکی و جوی بیابان لوت مربوط به عصر یخبندان ریس (Riss) است که پس از یک دوره بارانی رخ داده و دوره جوانتر نیز طبق گزارشات زوار با یخبندان ورم که دوره بعد از یخبندان قدیمیتر است رخ داده است. محقق دیگری به نام بوبک نیز در سال ۱۹۶۳ با مشاهده عکسهای هوایی منطقه و شواهد استراتیل زوار اظهار داشته هر دو رسوبات ذکر شده، به جا مانده و متعلق به یک دوره بوده و نباید بوسیله یک دوره رسوب گذاری بین یخبندان مرطوب از یکدیگر جدا دانست. بوبک این مهم را از آنجا ذکر کرده که با نظر وی ارتفاع کلوتها خیلی بلندتر از آن است که بتوان تصور نمود تشکیلاتی از آنها قطع یا بریده شده است. به اعتقاد وی لایههای دوگانه صرفا به وسیله حرکت طبیعی مواد فرسایشی سردشتهای اطراف نمک بوجود آمدهاند و به دلیل شرایط جوی خشک، این رسوبات دیگر در ارتفاع زیر ۸۰ متر از سطح دریا نیز وجود ندارند.
بوبک در سال ۱۹۶۹ با مطالعه بر روی عکسهای هوایی دشت لوت اینگونه نتیجهگیری کرد که رسوبات ذکر شده باید در داخل دریاچهای کم عمق و محدود رسوبگذاری شده باشد که از دوره پلیستوسن فوقانی باقی مانده است، شرایط جوی بیابان لوت در اوایل عصر یخبندان رو به خشکی رفته و با فرسایش شدید بادی نیز همراه بوده است. بوبک اینگونه ارزیابی میکند که شرایط گرم فعلی بیابان لوت نیز با افزایش میزان هرز آبهای سطحی و شکلگیری بیابان کاملا به شرایط جوی دورانهای گرم قبلی شباهت دارد با وجود آنکه شرایط جوی منطقه را در عصر یخبندان بسیار خشکتر از دوره کنونی میداند. (شرایط ژئومورفولوژیکی و جوی بیابان لوت)
برای اولینبار درشر در سال ۱۹۷۵ شرایط ژئومورفولوژیکی و جوی بیابان لوت را با بازدید هوایی توسط بالگرد انجام داد و با بررسیهای لازم اینگونه نتیجه گرفت که رسوبات پر شده در چاله لوت منشا یک دریاچه داشته و بعدها در دورانهای خشک بوسیله باد فرسایش یافته است.
همانطور که ذکر شد، چاله بخش غربی فلات ایران بوسیله بلندیهای کوتاه با ارتفاعی کمتر از ۲۰۰۰ متر از سطح دریا به چند آبخیز تقسیم و احاطه شده است. آبخیزهای مرکزی ایران حدود دو سوم از سطح کشور ایران را در برگرفته و بزرگترین آبخیز داخلی ایران همان آبخیز کویر نمک است که چیزی حدود ۲۰۰۷۴۷ کیلومتر مربع نیز وسعت دارد و ارتفاع آن از سطح دریا دامنهای بین ۶۵۰ متر در بخش شرقی تا ۸۵۰ متر در بش غربی آن دارد. آبخیز لوت نیز دومین آبخیز بزرگ در صفحات داخلی ایران است که با ارتفاعاتی کوتاهتر از ۱۰۰۰ متر احاطه و از کویر نمک جدا شده است. بیابان لوت بسیار فرسایش یافته و بوسیله بریدگیهای عمیق و درازی به نام کلوت و یاردانگ در جهت شمال غربی و جنوب شرقی امتداد پیدا کرده است.
مواد حاصله از فرسایش این کلوتها بوسیله باد منتقل شده و در حد جنوبی و شرقی آنها به صورت تپههایی ماسهای و عظیم با ارتفاعهایی بالاتر از ۲۰۰ متر نیز انباشه شده است (بیابان لوت پستترین صفحه مرکزی ایران است). میزان بارندگی سالیانه در بخش مرکزی آبخیز لوت کمتر از ۵۰ میلیمتر بوده و حتی برای چندین سال متوالی نیز امکان آن است که بارندگی در این منطقه روی ندهد ولی با این وجود، آثار فرسایشی موجود نشان میدهد که بارندگیهای فصلی و فعالی در منطقه روی داده است. تنها رودخانه مهم این حوزه نیز رود شور است که از ارتفاعات بیرجند سرچشمه گرفته و با حرکت به سمت جنوب به طرف شرق امتداد مییابد و در مسیر نیز رودخانههای کوچک فصلی یا دایمی نیز به آن میپیوندد.