تمدن فراموش شده شهداد

شهرستان شهداد در شمال شرقی شهر کرمان و در حاشیه بیابان لوت قرار دارد که این بر اهمیت جغرافیایی و تاریخی این شهرستان کوچک افزوده است. شهرستانی که با نام خبیص، نامی که از دیرباز به آن مشهور بوده تا کنون که نامی زیبا برخود دارد مبین اهمیتش برای شروع و پایان سفرهایی به درون و در حاشیه بیابان لوت است. این شهرستان در نزدیکی بسیاری از عارضه‌های بیابان لوت قرار گرفته و از دل تاریخ تاکنون، دارای نشانه‌هایی از تمدنی قدیم و همین‌طور هویتی برای ایران کهن و منطقه خاورمیانه است، تمدن فراموش شده شهداد که حلقه‌های گم شده‌ای را در خود جای داده است.

تاریخی که در این شهرستان کوچک ثبت شده پیش از هزاره چهارم میلاد و حتی قبل‌تر از آن بوده، آنچنان کهن که خود در تاریخی مبهم گم شده است. شهداد فعلی و یا خبیص کهن، علاوه بر گورهای باستانی، قلعه‌ها و کاروانسراهایی از تمام دوران‌ها در نزدیکی عوارض طبیعی خاص همچون رود شور، رود دایمی بیابان لوت، تپه بازالتی گندم بریان، کلوت‌های افسانه‌‌ای، جنگل‌های نبکا و به تازگی هم در نزدیکی دریاچه جوان لوت که از سال ۱۳۹۸ دوباره پس از نیم قرن حاصل از طغیان رودشور در بالادست، قرار دارد. اهمیت تاریخی شهرستان شهداد در این گستره بزرگ بیابانی چنان است که می‌توان گفت یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری را در خود جای داده که حداقل از ۴۵۰۰ سال پیش محل سکونت و همین‌طور تجارت در بین سرزمین‌های دوران گذشته بوده است.

نام خبیص به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود که بین راه‌های بزرگ تاریخی و کهن دروازه‌ای برای ورود به سیستان و بلوچستان و همین طور خطه خراسان در تمامی کتاب‌های تاریخی و جغرافیایی و همینطور سفرنامه‌های متعدد ذکر شده است. جالب آن است که با پیدا شدن درفش شهداد، قدیمی‌ترین پرچم فلزی جهان شاید بتوان گفت که به حلقه‌های گم شده تمدنی قدیمی بین شرق آسیا و بین النهرین نزدیک‌تر شدیم. تمدنی که بدیهی است از این منطقه تا جیرفت تحت سیطله آن بوده است که با عملیات تفحص باستان‌شناسان در یک گور کهن پیدا شد و دوباره این شهرستان توانست، اهمیت مکانی و تاریخی خود برای جهانیان بر سر زبان‌ها اندازد و خبیص را به نمایشی دوباره بگذارد.

سالیان درازی است که دیگر صدای زنگوله‌ شتران از کاروانیان در این شهر کوچک به گوش نمی‌رسد اما هنوز هم شهداد اهمیت خود را حداقل برای بیابان نوردان و کاوش‌جویان از دست نداده است. یکی از مسیرهای اصلی رسیدن به حاشیه بیابان لوت از شهداد می‌گذرد و در این گذر بیننده به سادگی شاهد عوارضی زمین‌شناسی است که در جای دیگر چه در ایران و چه در کشورهای جهان نمی‌تواند ببیند.

سالروز ثبت جهانی بیابان لوت

پنج سال پیش در چنین روزی + کمیته میراث جهانی یونسکو در چهلمین جلسه خود در استانبول ترکیه در روز ۲۷ تیرماه ۸ اثر جهانی از جمله بیابان لوت را به ثبت رسانید +. بیابان لوت اولین اثر ثبت شده طبیعی کشورمان در این فهرست و بیست و یکمین اثر ثبت شده جهانی ایران می‌باشد.

جا دارد تا در این روز که سالروز ثبت جهانی بیابان لوت است، نه تنها به مردم کشور ایران بلکه به تمام مردم دنیا تبریک گفته و ما ایرانیان بتوانیم در راستای نگهداری این اثر منحصر به فرد جهانی کوشا بوده تا چنین طبیعت خاص را که ما به عنوان میزبان آن در ایران هستیم به خوبی حفظ و نگهداری نماییم.

تل لولی

در پست قبل از مسیر راه بین نای‌بند به راور نوشتیم که منزلگاه حوض خان اولین منزل این مسیر برای کاروانیان بود. تل لولی ( تَل ) یکی از مکان‌های مهم بین این راه به حساب می‌آید.

مشکل بسیار بزرگی که در حال حاضر برای بکار بردن نام‌‌مکان‌ها داریم، یافتن نام‌ها و مکان‌یابی دقیق آنها به همراه اعلام و تلفظ صحیح و ثبت آنها است، نام‌ها و کلمه‌هایی که با گذشت زمان نه در جایی ثبت شده‌اند و نه از گذشتگان کسی را داریم تا بتوانیم کسب اطلاعات بیشتری داشته باشیم و متاسفانه به مرور زمان نیز همین نام‌ها نیز درحال ازبین رفتن است. در مکان‌های جغرافیایی همچون بیابان لوت که دیگر عبوری روی آن نیست و به دلایل مختلف از نظرها دور مانده است،این فراموشی و از بین رفتن نام‌ها بیشتر دیده می شود. در گزارشات مرحوم دکتر مستوفی هم این مورد ذکر شده بود و طبق پیش بینی ایشان در زمان نگارش گزارش‌های جغرافیایی که توسط ایشان جمع آوری شد و اکنون نیز به عنوان یکی از منابع مهم ما به شمار می‌رود نیز به از بین رفتن و فراموشی این نام‌ها بعد از بیست سال نیز ذکر شده بود. بیست سالی که اکنون از آن بیش از ۵۰ سال گذشته و طبیعتا خیلی از نام‌ها را دیگر کسی نه می‌شناسد و نه شنیده است. در صورتی که در زمانی که راه‌های کاروان رو در حاشیه لوت و بعضا داخل آن زنده بود، تمامی عوارض زمین شناختی به نوعی دارای اسم بود و کاروانیان به راه‌ها و نشانه‌های آن اشراف و آگاهی داشتند.

تل لولی هم یکی از این موارد است که در کمتر کتب و گزارشی میتوانیم به آن دست پیدا کنیم و اطلاعاتی را داشته باشیم. در مسیر حوض خان به کاروانسرای چهل پایه، بیابان خود را بیش از همیشه نشان می‌دهد و گرما و صحرایی که در این مسیر است کاروانیان را به خطر می‌انداخته و زمانی که کاروانیان از این مسیر عبور می کردند هدف،عبور سریع با اشراف و آگاهی در راه بوده، چرا که با کمترین بی توجهی کاروان از مسیر خارج وبه عمق بیابان لوت وارد شده و از دست می رفته است .این بیابان در این نقطه به بیابان‌های اصفهان و کاشان راه دارد. در بیابان لوت شمالی مناطقی وجود دارد که در مسیل و آبرفتی است و با کنار زدن چند متر خاک می توان به آب رسید. به این مکان‌ها شند گفته می‌شود که می توان به یکی از آنها به‌ نام تل لولی اشاره کرد، مکانی که بلوچ‌ها در زمان قدیم در مسیر حوض‌خان به چهل پایه پیدا کرده بودند و برای مصارف خود آب را برداشت می کرده اند و به جز طایفه بلوچ کسی از این مکان خبر نداشته است. تل لولی از حوض خان حدودا یک فرسخ فاصله دارد و محلی است که شاخه‌های گز در آنجا بسیار روییده و زمین به صورت پایاب بوده و با حفر زمین ، آب شیرین بدست می‌آمده است.

حوض خان منزل‌گاهی دورافتاده

در بین راه‌های موجود در بیابان لوت منزل‌ها و کاروانسراهایی برای اقامت موقت کاروانیان توسط حاکمان شهر‌های نزدیک ساخته شده تا علاوه بر شب‌مانی و دور ماندن از خطر حمله راهزنان، کاروانیان نسبت به استراحت و علیق چهارپایان خود اقدام کنند.

یکی از این منزل‌ها که در بین مسیر خراسان به کرمان واقع شده منزل حوض خان، منزل‌گاهی دورافتاده است که در نزدیکی قریه نایبند در خراسان جنوبی واقع شده است. این منزل به دلیل نزدیکی با قریه نایبند تحت حفاظت اهالی نایبند بوده و کاروانیان در مسیر نایبند به حوض خان توسط آنان پشتیبانی و راهنمایی می‌شده‌اند. از قریه نایبند تا منزل حوض خان بیست و پنج تا بیست و هفت کیلومتر راه است که شامل عبور از بین کوه‌ها و دربین تنگ‌ها و سپس عبور از بیابان صاف و هموار است. این مسیر نایبند تا راور و بین منزل حوض خان تا کاروانسرای چهل پایه بسیار خطرناک و دشوار از برای پیمایش بوده و کاروانیان در صورت نداشتن راه‌بلد به عمق بیابان وارد می‌شدند و به دلیل نبود چشمه یا حوض‌انبار از بی‌آبی ازبین میرفته‌اند. از همین جهت از سمت نایبند، اهالی این روستا به کمک کاروانیان میرفته اند و از سمت چهل پایه نیز توسط حکومت کرمان راه‌بلد و ماموران برای نجات کاروانیان اجیر شده‌ بودند.

منزل حوض خان در میان دشتی واقع شده که اطرافش را کوه فرا گرفته و در این منزل، چهارطاقی‌هایی برای استراحت کاروانیان به همراه دو حوض انبار بزرگ، یکی مستطیل شکل و دیگری مدور جهت برداشت آب وجود دارد. ساخت این دو حوض انبار را به والی کرمان در زمان صفویه، گنجعلی خان نسبت می‌دهند و از همین جهت به نام حوض خان مشهور گشته است. منزلگاهی به صورت آجری در اینجا بنا شده که کاروانسرا نیست چرا که پلانی متفاوت داشته و چهار حجره در بیرون و پشت به باد که هرکدام محل‌هایی برای آتش‌دان روشنایی و کوره‌ای برای تهیه آتش دارند و همین طور طاقچه‌هایی برای قرار دادن وسایل و این چهار حجره کمی از سطح زمین بالاتر بوده و یکی از آنها همچون اطاقی دارای ورودی ولی بدون درب است. در قسمت داخلی این سازه نیز چند حجره وجود دارد که احتمالا دالان این حجره‌های برای نگهداری چهارپایان بوده و خود حجره‌ها هم برای پالان و همین‌طور بار آنها در ارتفاع نیم متری از سطح زمین و ورودی این حجره‌های داخلی هم بدون درب و محافظ است. در کنار این سازه‌ها برجی در دشت نیز برای رصد دشت ساخته شده است. حوض انبار مستطیلی شکل با پلانی بسیار زیبا دارای ورودی مجزا و سقف آجری است که مخزن آن نیز بسیار عمیق است و با آبگیری این دو حوض انبار در فصل بهار نیاز آبی کاروانیان در طول سال برآورده می‌شود. از قرار گیری برج و همین‌طور بدون درب بودن منزل حوض خان این گمانه می‌رود که محافظان به خوبی از اینجا مراقبت می‌کرده‌اند و خطری کاروانیان را در این منزل تهدید نمی‌کرده است.

در حال حاضر با وجودی نزدیکی این منزلگاه به نایبند و جاده شوسه ترانزیتی، کمتر کسی است که به اینجا رفته و به همین علت مامن خوبی برای حیوانات شده و شاید به دلیل جمع شدن آب در حوض انبار‌های آن و سایه سار حجره‌های درونی در مقابل آفتاب جبیر و آهوان دشت را برای استراحت به خود جلب نموده است. در روبروی سازه منزلگاه حوض خان اثری از دو قبر به چشم می‌خورد که به یقین از کاروانیانی بوده که نتوانسته‌اند راه را ادامه دهند و دیگران در آنجا به خاک سپرده‌اند. با وجود فرسودگی و خرابی حوض انبارها هنوز هم بزرگی و معماری خاص آنها به خصوص در حوض انبار مستطیلی به خوبی به چشم می‌آيد.

تنگ رتیل

یکی از جاذبه‌های دیدنی بیابان لوت تنگ‌هایی است که به زیبایی شما را ساعت‌ها محو تماشای خود می‌کند. یکی از این تنگ‌ها، تنگ رتیل است که در واقع مسیل رودخانه‌ای است که از کوه جهلی سرچشمه گرفته و در مسیر رود فصلی دهک و عبور از دق گمستان لوت و به موازات رود یا خشک رود در نهایت به همراه دیگر رودهای فصلی و دایمی بیابان لوت به چاله مرکزی یا همان گود لوت می‌ریزد.

لازم است بدانیم تنگ با تنگه در واژه پارسی تفاوت داشته و طبق نوشتار فرهنگ دهخدا تنگه شاخه‌ای از دریا است که بین دو خشکی واقع شده و دو دریا را بهم وصل می‌کند و تنگ دره‌ای است عمیق و باریک با دیوارهای بلند.

تنگ رتیل بار اول توسط آقای اکبر رشیدی از فعالان و پیمایش‌گران بیابان لوت به این نام خوانده شد که ایشان نیز به دلیل وجود رتیل‌های زیادی که در این تنگ وجود داشت این وجه تسمیه را برای آن بکار بردند. بد نیست بدانیم در بیابان وسیع لوت، عارضه‌های طبیعی زیادی وجود دارد که به دلیل دورافتادگی و از نظر دور بودن حتی در سفرنامه‌ها و کتاب‌های تاریخی نیز نامی برای آنها بکار برده نشده و بالطبع کسانی که در این بیابان به تحقیق و سفر مشغول هستند با دیدن این عارضه‌ها سعی در نام‌گذاری با وجه تسمیه مناسب می‌نمایند تا برای دیگران که بعدها به این مکان‌ها می‌رسند، نامی برای شناسایی وجود داشته باشد.
از دیگر نام‌هایی که برای این تنگ گذاشته شده تنگ امیر است، به دلیل فاجعه مرگباری که در انفجار مین در ابتدای تنگ در سال ۱۳۹۲ رخ داد و (امیر طالبی گل) از فعالان گردشگری و محیط زیست با ماشین بر روی مین رفت و جان خود را از دست داد. از آن روز به بعد خیلی‌های نام این تنگ را تنگ امیر گذاشتند.
بعضی‌ها هم نام تنگ را از رود فصلی کناری آن خسک رود یا خشک رود به تنگ خشک رود و یا تنگ خسک رود می‌نامند که به دلیل آنکه این رود فصلی ربطی به تنگ نداشته نباید صحیح قلمداد شود.
این تنگ در حدود ۱۲۰ کیلومتری شهرستان شهداد (خبیص) و در نزدیکی جاده شهداد به نهبندان قرار دارد و دیواره‌هایی بلند به مانند تنگ چاهکوه در جزیره قشم دارد که با بلندی حدود ۴۰ تا ۱۰۰ متر نیز دیده می‌شود و شیبی ۱۵ درصد تا ۱۰۰ درصد را شامل شده است. انگار فرسایشی آبی به صورت عمودی در این تنگ روی داده است. دیواره این تنگ بسیار سست بوده و از دانه‌های درشت ماسه تشکیل شده که بهم پیوسته است. درون تنگ حشرات زیادی را می‌توان دید که شاید یکی از علت‌های وجود رتیل‌های زیاد آن همین منبع غذایی خوب برای آنها باشد. رتیل خورشیدی که با نام رتیل شتری هم مشهور است در این تنگ بسیار دیده می‌شود. وجه تسمیه نام‌گذاری این رتیل بر اساس داستان‌های زیادی است همچون آنکه با آرواره‌های قوی خود شکم شترهایی که خوابیده بوده را پاره می‌کرده و یا رنگ بدنش که همچون رنگ شتر است و یا شکارچی شب‌رو که از نور خورشید فراری است و در لانه خود می‌ماند.

تنگ رتیل طویل‌ترین تنگ در بیابان لوت است که حدود ۲۰ کیلومتر دیواره در ارتفاع‌های متفاوت داشته و حدود ۳۰ کیلومتر هم بدون دیواره است و بالطبع از تنگ یا دره زبان مار با اختلاف فاحشی طویل‌تر است. تنگ زبان مار هم در بلندترین شاخه خود حدود ۸ کیلومتر درازا دارد. عبور پیاده نیز در بیشتر قسمت‌های تنگ رتیل به دلیل ریزش آوار دیوارها غیر ممکن است چه برسد برای عبور با خودرو که علاوه بر ریزش دیواره‌ها در بعضی نقاط به حدی تنگ می‌شود که عبور خودرو اصلا ممکن نیست.

توجه:
بدیهی است سفر به بیابان لوت نیاز به داشتن تجهیزات مناسب و خودرو دو دیفرانسیل به همراه راهنمای مجرب منطقه است. علاوه بر آن کسب مجوز‌های مربوطه از نهادهای ذیربط از واجبات سفر بوده و به دلیل خطرناک بودن منطقه نیاز به هماهنگی‌های لازم است و گروه یاردانگ بر این موارد تاکید اکید دارد.

طبسین راهی در میان بیابان لوت

لوت شمالی در تقسیم بندی بیابان بزرگ لوت دارای عوارض زمین شناختی بسیاری است که آن را برای مطالعه و تحقیقات در تمامی زمینه‌ها مستعد ساخته است. علاوه بر این عوارض زمین شناختی، نشانه‌ها و سازوکار‌های زیادی در آن به چشم می‌خورد که یکی از آنها تباسین راهی در میان بیابان لوت است ؛ شاه‌راهی کشیده شده از خراسان جنوبی به خبیص (شهداد) برای عبور کاروانیان که به صورت راه شوسه،در دل لوت شمالی به عنوان نگینی راه را از شمال به جنوب کشیده و هنوز هم با گوش فرا دادن شاید بتوان طنین زنگ کاروان شتران را از میان تاریخ بیرون کشید.

راهی که از گرماب شروع شده و به حواشی تپه گندم بریان و رود شور می‌رسد. این راه که پس از گذشت سالیان سال انگار زمینی جارو خورده و مشخص به چشم می آید، محلی برای عبور کاروانیان و داد و ستد آنها بوده و علاوه بر آن ، مشتاقان زیارت امام هشتم نیز در این راه طی مسیر می‌کرده‌اند. تباسین یا طباسین، تبسین یا طبسین راهی در میان ناکجا آباد و گستره بیابان لوت است که تا کسی این بیابان بزرگ را ندیده باشد به شگفتی آن پی نخواهد برد.

راهی که با بودن در آن خیالی راحت برای در راه بودن و گم نشدن را برای کاروانیان به ارمغان می‌آورده است.

بیابان لوت

در این پست صرفا از بیابان لوت خواهم گفت، آنهم به صورت جملات کوتاه و خلاصه برای آگاهی از آنچه در این بیابان داریم.

نقشه حریم لوت

  • نام لوت در هیچ کتاب تاریخی و یا جغرافیایی و حتی سفرنامه‌های کهن بکار برده نشده و تنها به صورت لغوی در فرهنگ دهخدا از آن به معنی برهنه، عریان و فاقد همه چیز گفته شده است. در همان لغت نامه متاسفانه از آن در جایابی به منطقه‌ای در شمال کرمان و کویر ذکر شده که می‌دانیم درست نیست و لوت کویر نیست و بیابان است که مفصل در این پست + از آن گفته‌ایم.
  • مساحت عرصه و حریم ثبت شده بیابان لوت در فهرست میراث جهانی یونسکو، ۴۰ هزار کیلومتر مربع را در برگرفته است ولی باید بدانیم که کل این بیابان با مساحتی در حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر، حدود ۱۰ درصد از وسعت سرزمین ما را در بر گرفته‌است
  • بیابان لوت به سه قسمت لوت شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود که لوت جنوبی به لوت زنگی احمد و لوت مرکزی به چاله مرکزی لوت شهرت دارند. لوت شمالی به لوت بیرجند و لوت خراسان نیز نامیده می شود.
  • بیابان لوت به عنوان اولین اثر طبیعی ایران در چهلمین اجلاس میراث جهانی یونسکو در سال ۱۳۹۵ به ثبت رسید +.
  • از شاخصه‌های مهمی که بیابان لوت را در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داد اینها می‌باشد:
    – بلندترین تپه ماسه ای دنیا با بیش از ۴۷۵ متر ارتفاع در بزرگ ریگ یلان
    – بلندترین و طولانی‌ترین یاردانگ‌ها (کلوت‌ها) در دنیا
    نبکاها (گلدان‌های بیابانی) با ارتفاعی بیش از ۱۲ متر
    – قطب حرارتی زمین با بیش از ۷۰ درجه سانتی گراد
    – ویژگی‌های مهم زمین شناختی و جغرافیای طبیعی آن همچون تپه بازالتی گندم بریان، آتش فشان‌های جوان لوت و رودشور
  • باید در خصوص دو واژه بیابان و کویر، تمایز قایل شد و در به‌کار بردن آن دو به‌جای یکدیگر، تجدیدنظر کرد. کویر تنها یکی از عارضه‌های بیابان است. لوت یک بیابان بزرگ است و نباید در گفتار و نوشتار، آن را کویر لوت نام داد. بیابان لوت یا دشت لوت واژه‌های بهتر و جامع‌تری هستند +.
  • بیابان به مناطقی گفته می‌شود که بارش سالانه در آن معمولا به ۵۰ میلی‌متر نمی‌رسد و پوشش گیاهی بسیار فقیری دارد، اما کویر به سرزمین‌های رسی پستی گفته می‌شود که میزان نمک بسیار بالایی دارند و به‌عنوان شوره‌زار شناخته می‌شوند.
  • بیابان لوت محدوده‌ای وسیع است که بخش‌هایی از چهار استان پهناور سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، یزد و کرمان را در بر می‌گیرد.
  • بیابان لوت، بیست و هفتمین ‌بیابان بزرگ جهان به‌شمار می‌رود. جالب است بدانیم بزرگ‌ترین بیابان جهان در قطب جنوب قرار دارد.
  • بیابان لوت از جمله مناطق فراگرم و خشک جهان است. در سال‌های ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹  یکی از گرم‌ترین مکان‌ها بر روی سطح کره زمین شناخته شده است که بیشترین دمای ثبت شده آن در سال ۲۰۰۵ با بیشینه دمای ۷۰٫۷ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است.
  • با توجه به شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان آن را به‌طور طبیعی به سه واحد کوچک‌تر یعنی لوت شمالی، لوت مرکزی و لوت جنوبی یا لوت زنگی احمد تقسیم‌بندی نمود.
  • در لوت برخلاف گفته برخی از افراد حیات وجود دارد. حیات گیاهی و جانوری منحصر به فرد
  • آسمان شب در بیابان لوت با توجه به دور بودن منبع‌های آلودگی نوری بسیار زیبا است و در بسیاری از نقاط قابل رصد اجرام و اشکال آسمانی

نبکا گلدان بیابانی

نبکا گلدان بیابانی

میدانیم که گیاهان نقش مهمی را در چرخه حیات به عهده دارند و به نوعی همه جانداران به صورتی مستقیم و یا غیر مستقیم به آنها وابسته‌اند. چرخه حیات در محیط‌هایی سخت و خشن همچون اقلیم‌های بیابانی بیشتر به بودن گیاهان وابستگی پیدا می‌کند و هر گیاه نیز در آن تلاش بیشتری برای رشد و ادامه حیات خواهد داشت. این تلاش همان سازگاری‌هایی است که در محیط‌های بیابانی برای گیاهان در شرایطی بسیار سخت رخ میدهد و به اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد.

یکی از پدیده‌های منحصر به‌فرد بیابان لوت که به ثبت جهانی آن در فهرست میراث جهانی نیز کمک کرد، نبکا گلدان بیابانی است. حال این شاخصه از بیابان لوت چیست؟
در حقیقت نبکا گلدان بیابانی، تل ماسه‌ای پوشیده از گیاه است که توسط مانعی به مانند بوته‌ها و درختان و دیگر گیاهان با اجتماع خود بوجود می‌آورند. نبکا Nebka کلمه لاتین آن و گلدان‌های بیابانی واژه فارسی آن است. این پدیده خاص در مکان‌هایی که رطوبت خاک در سطح آن وجود دارد بوجود می‌آید، به مانند بستر رودخانه‌ها یا نقاطی که سطح آب زیرزمینی بالاتر است و این رطوبت باعث شده تا شن و ماسه‌هایی که توسط باد در منطقه جابجا می‌شوند در پای گیاه تثبیت شده و به روی‌هم انباشته شود و به مرور نبکا گلدان بیابانی را شکل دهد.
هنگام تشکیل این گلدان‌ها، گیاه به‌طور غریضی خود را از زمین جدا کرده و فاصله می‌‌گیرد و همین کار جا برای انباشت بیشتر ماسه و شن‌ها را زیاد کرده و دورتادور گیاه با جهت بادها، انباشتی از ماسه فرا گرفته و منجر به تشکیل نبکا می‌شود تا در مرور زمان شکلی چون تپه ماسه‌ای را دورتادور گیاه فرا گرفته و انگار گیاه از زمین جدا شده است.
ارتفاع این تل ماسه‌ها در نقاط مختلف متفاوت است که این تفاوت از قطر تاج و ارتفاعی که گیاه از زمین می‌گیرد ناشی شده است. با تشکیل این گلدان‌های بیابانی حیات جانوری زیادی نیز شکل گرفته که خود حاکی از چرخه حیات منطقه است.

به طور کل نبکاها در محدوده وسیعی از بیابان‌های ایران پراکنده‌اند که از ده‌سلم در خراسان جنوبی تا ابوزیدآباد در استان اصفهان و فهرج و شهداد در استان کرمان شامل وجود آنها می‌شود. همانگونه که گفته شد ارتفاع نبکاها در مناطق مختلف متفاوت است و بلند ترین آنها در محدوده فهرج و اطراف روستای شفیع‌آباد در استان کرمان واقع شده‌اند که به بیش از ۱۲ متر ارتفاع هم میرسند. این ارتفاع زیاد نبکاها به شاخصه‌ای برای ثبت بیابان لوت در فهرست میراث جهانی تبدیل شد چرا که نبکاها که در دیگر نقاط جهان به خصوص در عربستان دیده می‌شوند از ارتفاع کمی برخوردار هستند.

پایانی برای فصل بیابان

هرسال با شروع فصل بهار و درآمدن جوانه‌ها و شکوفه‌های بهاری می‌دانیم که به پایانی برای فصل بیابان و استفاده از زیبایی و اقلیم خاص آن رسیده‌ایم. امسال اما با بارش‌های اندک سال قبل و گرم‌تر شدن هوا به این پایان زودتر رسیدیم و دیگر برای بیابان و بیابان‌گردی ها و بهره از طبیعت خدادای مجالی نیست. هر چه بود و برداشت کردیم به پایان رسید تا شروعی دوباره برای کاوش در این گستره بزرگ، بیابان لوت که باید بیش از پیش از آن بهره بریم.
درست است که به پایانی برای فصل بیابان رسیدیم اما در این فرصت چند ماهه برای تجدید قوایی دوباره و کاوش در آنچه بدست آورده‌ایم فرصت مناسبی است تا داشته‌هایمان را جمع‌بندی کرده و آنها را برای تجربه دیگران به اشتراک گذاریم.

بدانیم که بیابان لوت تنها برای گذر و عبور نبوده و بیاییم چون گذشتگان که بی‌دلیل پا در راهی نمی‌گذاشتند شریک داشته‌هایمان شویم. با درک و آگاهی می‌توانیم از دانسته‌های کهن درس گرفته و بدانیم چشم انداز آینده این بیابان منحصر به فرد چه می‌تواند باشد.
بیابان لوت همان‌طور که به سادگی در فهرست میراث جهانی قرار نگرفت، اگر توجه خاص را به خود جلب نکند و قدم‌هایی جدی برای محافظت از آن برنداریم، با تخریب‌های زیادی که شاهد آن هستیم به سادگی از این فهرست بیرون خواهد آمد.
بدانیم که با شناخت و آگاهی نسبت به این گستره طبیعی خاص باید رویکردی برای حفظ حریم آن در چهارگوشه آن کوشا بوده و اقدامات لازم را با فرهنگ‌سازی مناسب خود و اطرافیانمان در جهت آگاهی رسانی‌های لازم برای این مهم به انجام رسانیم.

+ دریاچه‌ای منحصر به فرد که پس از ده‌ها دوباره تشکیل شد.
+ کلوت‌هایی که به حرات منحصر به‌فرد ترین در نوع خود هستند.
+ نبکاهای خاص این بیابان زیبا که جزو بلندترین خود در جهان هستند.
+ ریخت‌شناسی خاص منطقه از بابت پوشش گیاهی و جانوری خاص آن.
+ رودهای دایمی و فصلی این بیابان بزرگ.
+ هرم‌های ماسه‌ای بزرگ و بلند که خود با اشکال منحصر به فرد خود در چندین جهت پراکنده شده‌اند.
+ آتش‌فشان‌های جوان و تپه بازالتی گندم بریان.

اینها همه جزء کوچکی از این بیابان وسیع هستند که باید با آگاهی لازم در حفظ تک‌تک آنها کوشا باشیم. این زیبایی‌ها و اقلیم متفاوت برای همه جهان نیاز به مراقبتی خاص دارد که اگر رها شود به یقین از بین خواهد رفت.
به امید آینده‌ و آگاهی بیشتر از این طبیعت بی‌نظیر

احیا میل‌ها در بیابان

این روزها تب بیابان‌گردی و کویر نوردی شامل بیشتر گردش‌گران شده و اغلب با در اختیار داشتن ماشین‌های آفرودی، بیابان را در دو فصل پاییز و زمستان به زیر پا گذاشته‌اند. شاید یکی از چیزهایی که در مسیرهای خارج جاده‌ای برای همه قابل دیدن است و شاید به سادگی از کنار آن میگذریم میل‌هایی باشد که روزگاری از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند.
همان‌طور که در مطلبی در این خصوص نگارش شده بود که در اینجا قابل دسترس است + میل‌ها با امیدی که برای راهیان بیابان در دلشان ایجاد می‌کرده کارایی نشانه‌گذاری و شناختن راه از بی‌راه را داشته و اهمیت زیادی را در زمان خود داشته است. چه خوب است که باهم در این راستا و برای احیای راه‌های قدیمی و کهن چند دقیقه ای وقت گذاشته و با احیا میل‌ها در بیابان با قرار دادن تکه سنگی بر روی آنها از تخریب محیطی آنها خودداری کرده و کوشا باشیم.