بیابان لوت

در این پست صرفا از بیابان لوت خواهم گفت، آنهم به صورت جملات کوتاه و خلاصه برای آگاهی از آنچه در این بیابان داریم.

نقشه حریم لوت

  • مساحت عرصه و حریم ثبت شده بیابان لوت در فهرست میراث جهانی یونسکو، ۴۰ هزار کیلومتر مربع را در برگرفته است ولی باید بدانیم که کل این بیابان با مساحتی در حدود ۱۷۵ هزار کیلومتر، حدود ۱۰ درصد از وسعت سرزمین ما را در بر گرفته‌است
  • لوت به‌معنای برهنه، بی‌آب‌وعلف، تشنه و خالی از همه ‌چیز است.
  • بیابان لوت به عنوان اولین اثر طبیعی ایران در چهلمین اجلاس میراث جهانی یونسکو در سال ۱۳۹۵ به ثبت رسید +.
  • از شاخصه‌های مهمی که بیابان لوت را در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار داد اینها می‌باشد:
    – بلندترین تپه ماسه ای دنیا با بیش از ۴۷۵ متر ارتفاع در بزرگ ریگ یلان
    – بلندترین و طولانی‌ترین یاردانگ‌ها (کلوت‌ها) در دنیا
    نبکاها (گلدان‌های بیابانی) با ارتفاعی بیش از ۱۲ متر
    – قطب حرارتی زمین با بیش از ۷۰ درجه سانتی گراد
    – ویژگی‌های مهم زمین شناختی و جغرافیای طبیعی آن همچون تپه بازالتی گندم بریان، آتش فشان‌های جوان لوت و رودشور
  • باید در خصوص دو واژه بیابان و کویر، تمایز قایل شد و در به‌کار بردن آن دو به‌جای یکدیگر، تجدیدنظر کرد. کویر تنها یکی از عارضه‌های بیابان است. لوت یک بیابان بزرگ است و نباید در گفتار و نوشتار، آن را کویر لوت نام داد. بیابان لوت یا دشت لوت واژه‌های بهتر و جامع‌تری هستند.
  • بیابان به مناطقی گفته می‌شود که بارش سالانه در آن معمولا به ۵۰ میلی‌متر نمی‌رسد و پوشش گیاهی بسیار فقیری دارد، اما کویر به سرزمین‌های رسی پستی گفته می‌شود که میزان نمک بسیار بالایی دارند و به‌عنوان شوره‌زار شناخته می‌شوند.
  • بیابان لوت محدوده‌ای وسیع است که بخش‌هایی از چهار استان پهناور سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، یزد و کرمان را در بر می‌گیرد.
  • بیابان لوت، بیست و هفتمین ‌بیابان بزرگ جهان به‌شمار می‌رود. جالب است بدانیم بزرگ‌ترین بیابان جهان در قطب جنوب قرار دارد.
  • بیابان لوت از جمله مناطق فراگرم و خشک جهان است. در سال‌های ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹  یکی از گرم‌ترین مکان‌ها بر روی سطح کره زمین شناخته شده است که بیشترین دمای ثبت شده آن در سال ۲۰۰۵ با بیشینه دمای ۷۰٫۷ درجه سانتی‌گراد ثبت شده است.
  • با توجه به شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان آن را به‌طور طبیعی به سه واحد کوچک‌تر یعنی لوت شمالی، لوت مرکزی و لوت جنوبی یا لوت زنگی احمد تقسیم‌بندی نمود.
  • در لوت برخلاف گفته برخی از افراد حیات وجود دارد. حیات گیاهی و جانوری منحصر به فرد
  • آسمان شب در بیابان لوت با توجه به دور بودن منبع‌های آلودگی نوری بسیار زیبا است و در بسیاری از نقاط قابل رصد اجرام و اشکال آسمانی

نبکا گلدان بیابانی

نبکا گلدان بیابانی

میدانیم که گیاهان نقش مهمی را در چرخه حیات به عهده دارند و به نوعی همه جانداران به صورتی مستقیم و یا غیر مستقیم به آنها وابسته‌اند. چرخه حیات در محیط‌هایی سخت و خشن همچون اقلیم‌های بیابانی بیشتر به بودن گیاهان وابستگی پیدا می‌کند و هر گیاه نیز در آن تلاش بیشتری برای رشد و ادامه حیات خواهد داشت. این تلاش همان سازگاری‌هایی است که در محیط‌های بیابانی برای گیاهان در شرایطی بسیار سخت رخ میدهد و به اشکال مختلف خود را نشان می‌دهد.

یکی از پدیده‌های منحصر به‌فرد بیابان لوت که به ثبت جهانی آن در فهرست میراث جهانی نیز کمک کرد، نبکا گلدان بیابانی است. حال این شاخصه از بیابان لوت چیست؟
در حقیقت نبکا گلدان بیابانی، تل ماسه‌ای پوشیده از گیاه است که توسط مانعی به مانند بوته‌ها و درختان و دیگر گیاهان با اجتماع خود بوجود می‌آورند. نبکا Nebka کلمه لاتین آن و گلدان‌های بیابانی واژه فارسی آن است. این پدیده خاص در مکان‌هایی که رطوبت خاک در سطح آن وجود دارد بوجود می‌آید، به مانند بستر رودخانه‌ها یا نقاطی که سطح آب زیرزمینی بالاتر است و این رطوبت باعث شده تا شن و ماسه‌هایی که توسط باد در منطقه جابجا می‌شوند در پای گیاه تثبیت شده و به روی‌هم انباشته شود و به مرور نبکا گلدان بیابانی را شکل دهد.
هنگام تشکیل این گلدان‌ها، گیاه به‌طور غریضی خود را از زمین جدا کرده و فاصله می‌‌گیرد و همین کار جا برای انباشت بیشتر ماسه و شن‌ها را زیاد کرده و دورتادور گیاه با جهت بادها، انباشتی از ماسه فرا گرفته و منجر به تشکیل نبکا می‌شود تا در مرور زمان شکلی چون تپه ماسه‌ای را دورتادور گیاه فرا گرفته و انگار گیاه از زمین جدا شده است.
ارتفاع این تل ماسه‌ها در نقاط مختلف متفاوت است که این تفاوت از قطر تاج و ارتفاعی که گیاه از زمین می‌گیرد ناشی شده است. با تشکیل این گلدان‌های بیابانی حیات جانوری زیادی نیز شکل گرفته که خود حاکی از چرخه حیات منطقه است.

به طور کل نبکاها در محدوده وسیعی از بیابان‌های ایران پراکنده‌اند که از ده‌سلم در خراسان جنوبی تا ابوزیدآباد در استان اصفهان و فهرج و شهداد در استان کرمان شامل وجود آنها می‌شود. همانگونه که گفته شد ارتفاع نبکاها در مناطق مختلف متفاوت است و بلند ترین آنها در محدوده فهرج و اطراف روستای شفیع‌آباد در استان کرمان واقع شده‌اند که به بیش از ۱۲ متر ارتفاع هم میرسند. این ارتفاع زیاد نبکاها به شاخصه‌ای برای ثبت بیابان لوت در فهرست میراث جهانی تبدیل شد چرا که نبکاها که در دیگر نقاط جهان به خصوص در عربستان دیده می‌شوند از ارتفاع کمی برخوردار هستند.

پایانی برای فصل بیابان

هرسال با شروع فصل بهار و درآمدن جوانه‌ها و شکوفه‌های بهاری می‌دانیم که به پایانی برای فصل بیابان و استفاده از زیبایی و اقلیم خاص آن رسیده‌ایم. امسال اما با بارش‌های اندک سال قبل و گرم‌تر شدن هوا به این پایان زودتر رسیدیم و دیگر برای بیابان و بیابان‌گردی ها و بهره از طبیعت خدادای مجالی نیست. هر چه بود و برداشت کردیم به پایان رسید تا شروعی دوباره برای کاوش در این گستره بزرگ، بیابان لوت که باید بیش از پیش از آن بهره بریم.
درست است که به پایانی برای فصل بیابان رسیدیم اما در این فرصت چند ماهه برای تجدید قوایی دوباره و کاوش در آنچه بدست آورده‌ایم فرصت مناسبی است تا داشته‌هایمان را جمع‌بندی کرده و آنها را برای تجربه دیگران به اشتراک گذاریم.

بدانیم که بیابان لوت تنها برای گذر و عبور نبوده و بیاییم چون گذشتگان که بی‌دلیل پا در راهی نمی‌گذاشتند شریک داشته‌هایمان شویم. با درک و آگاهی می‌توانیم از دانسته‌های کهن درس گرفته و بدانیم چشم انداز آینده این بیابان منحصر به فرد چه می‌تواند باشد.
بیابان لوت همان‌طور که به سادگی در فهرست میراث جهانی قرار نگرفت، اگر توجه خاص را به خود جلب نکند و قدم‌هایی جدی برای محافظت از آن برنداریم، با تخریب‌های زیادی که شاهد آن هستیم به سادگی از این فهرست بیرون خواهد آمد.
بدانیم که با شناخت و آگاهی نسبت به این گستره طبیعی خاص باید رویکردی برای حفظ حریم آن در چهارگوشه آن کوشا بوده و اقدامات لازم را با فرهنگ‌سازی مناسب خود و اطرافیانمان در جهت آگاهی رسانی‌های لازم برای این مهم به انجام رسانیم.

+ دریاچه‌ای منحصر به فرد که پس از ده‌ها دوباره تشکیل شد.
+ کلوت‌هایی که به حرات منحصر به‌فرد ترین در نوع خود هستند.
+ نبکاهای خاص این بیابان زیبا که جزو بلندترین خود در جهان هستند.
+ ریخت‌شناسی خاص منطقه از بابت پوشش گیاهی و جانوری خاص آن.
+ رودهای دایمی و فصلی این بیابان بزرگ.
+ هرم‌های ماسه‌ای بزرگ و بلند که خود با اشکال منحصر به فرد خود در چندین جهت پراکنده شده‌اند.
+ آتش‌فشان‌های جوان و تپه بازالتی گندم بریان.

اینها همه جزء کوچکی از این بیابان وسیع هستند که باید با آگاهی لازم در حفظ تک‌تک آنها کوشا باشیم. این زیبایی‌ها و اقلیم متفاوت برای همه جهان نیاز به مراقبتی خاص دارد که اگر رها شود به یقین از بین خواهد رفت.
به امید آینده‌ و آگاهی بیشتر از این طبیعت بی‌نظیر

احیا میل‌ها در بیابان

این روزها تب بیابان‌گردی و کویر نوردی شامل بیشتر گردش‌گران شده و اغلب با در اختیار داشتن ماشین‌های آفرودی، بیابان را در دو فصل پاییز و زمستان به زیر پا گذاشته‌اند. شاید یکی از چیزهایی که در مسیرهای خارج جاده‌ای برای همه قابل دیدن است و شاید به سادگی از کنار آن میگذریم میل‌هایی باشد که روزگاری از اهمیت خاصی برخوردار بوده‌اند.
همان‌طور که در مطلبی در این خصوص نگارش شده بود که در اینجا قابل دسترس است + میل‌ها با امیدی که برای راهیان بیابان در دلشان ایجاد می‌کرده کارایی نشانه‌گذاری و شناختن راه از بی‌راه را داشته و اهمیت زیادی را در زمان خود داشته است. چه خوب است که باهم در این راستا و برای احیای راه‌های قدیمی و کهن چند دقیقه ای وقت گذاشته و با احیا میل‌ها در بیابان با قرار دادن تکه سنگی بر روی آنها از تخریب محیطی آنها خودداری کرده و کوشا باشیم.

چهل پایه در تاریخ

با وجود مستندات جدید که توسط پژوهشگر دانا، جناب آقای رضا شیرازیان به دستم رسید، توانستم نگاهی به نقشه‌های تاریخی از دوره قاجار تا پهلوی اول داشته باشم و در آنها به وضوح نام چهل‌پایه، حوض گنجعلی‌خان (حوض خان) و قریه نایبند دیده می‌شد.
استنادی که در بحث مالکیت کاروانسرای چهل‌پایه برای بعضی از دوستان کرمانی برای کاروانسرای چهل پایه وجود داشت و طبق نظرشان این کاروانسرا در تقسیمات جدید کشوری وارد خاک خراسان جنوبی شده است. با نگاه به این نقشه‌ها این نظر نیز از سمت این دوستان مردود است. کاروانسرا هیچگاه در خاک ولایت و استان کرمان نبوده است. چهل پایه در تاریخ نیز به همین نام و در خارج از محدوده استان کرمان وجود داشته است.
چهل پایه در تاریخ نیز جزو ولایت قهستان بوده که این ولایت در پایین استان خراسان قرار داشته و بعدها با حذف شدن قهستان محدوده آن به استان خراسان جنوبی رسیده است.

پس در حال حاضر تنها باید امید داشته باشیم که شاید با قرار گرفتن کاندیداتوری این کاروانسرا برای مطرح شدن در لیست یونسکو شاهد رسیدگی بیشتر به آن باشیم. مطلبی که کامل در مورد آن در این پست + شرح داده شده است.

نگارش کتابی در مورد بیابان لوت

مدتی است که درحال نگارش کتابی در مورد بیابان لوت هستم. از آنجا که به عنوان مرجع و اطلاعات، برای مطالعه بر روی این بیابان وسیع کتاب‌ها و سفرنامه‌هایی از قدیم وجود دارد، نیاز است تا با به روز رسانی آن اطلاعات آنهم با آگاهی‌های حال حاضر، این مورد به انجام برسد.
از این روی به اطلاعات مفید تمامی علاقمندان به این بیابان بزرگ نیاز دارم، خوشحال خواهم شد پیشنهادهای تمامی دوستان را برای استفاده در این کتاب بکار برم. چنانچه تمایل دارید، با من به آدرس پست الکترونیکی nafissis@gmail.com در ارتباط بوده و پیشنهادهای خود را برای کامل‌تر شدن فصل‌های این کتاب ارسال نمایید.

نقاشی‌های نگهبانان کوچک

با ثبت جهانی بیابان لوت به عنوان اولین اثر طبیعی ایران در یونسکو، اهمیت مشارکت های مردمی در حفاظت و صیانت از این اثر جهانی و مشارکت مردم و جوامع محلی در توسعه پایدار گردشگری در عرصه و حریم این اثر بیش از پیش احساس می شود. در این راستا چه خوب است تا از الان نسبت به سرمایه گزاری انسانی و آشناسازی کودکان به داشته‌های خود اقداماتی صورت پذیرد تا شاید فرداها شاهد به نتیجه رسیدن و نگهداری میراث ایران و جهان باشیم.
درهمین راستا انجمن حامیان بیابان لوت، به دنبال آشنایی کودکان منطقه به این گستره بزرگ بیابانی اقدام به اجرای مسابقه نقاشی برای کودکان با عنوان نقاشی‌های نگهبانان کوچک نمود.

مسابقه نقاشی‌های نگهبانان کوچک با هدف نهادینه شدن رفتارها و هنجارهای صحیح در همه‌ موضوعات اجتماعی، به‌ ویژه در شیوه‌ رفتار با محیط زیست و طبیعت، از سنینِ کودکی و با فراهم آوردن شرایطی که عشق و علاقه را در آنها ایجاد کند، به انجام رسید.
جا دارد تا از دست‌اندرکاران این انجمن و پیگیری‌های خوب سرکار خانم دکتر سمیه ذهاب ناظوری تشکر ویژه داشته باشیم.

اسامی کودکان شیفته این بیابان و برگزیده این مسابقه:

نفیسه خدایی، مهدی مومن زاده، محمد مومن زاده، پارسا وحدتی، آیناز وحدتی، الناز ذهاب ناظوری، زینب محمدی، بهاره ضیغمی، سحر غلامی، مهلا زمانی فرد، ملیکا امیر مجاهدی، نیایش احمدی، ستایش غلامی، منصوره ایرانمنش، مریم زابلی زاده، ستایش امیری مقدم، فاطمه بلوچ، عاطفه شیخ زاده، رقیه محمدی زاده، سحر شهنوازی، آیناز رضازاده، مرضیه لشکری، آوا پورآبادی، محدثه علیزاده، فاطمه زهرا تیرگری، سمیه زنگی آبادی

و سه نقاشی بسیار زیبا ازین کودکان مشتاق:

جنگ تملک بر سر کاروانسراها

ایران زیبای ما با پهنه گسترده خود، از شمال به جنوب و از غرب به شرق، مکان‌ها و آثار تاریخی و باستانی را در خود جای داده که این کثرت می‌تواند به علت وجود اقلیم‌ متفاوت منطقه، تمدن‌ها و دولت‌هایی باشد که در این عرصه بزرگ و یکپارچه آن هم در دوران‌هایی متفاوت به حکومت پرداخته اند. آن‌چه در عصر حاضر به جا مانده نیز مکان‌هایی تاریخی و باستانی است که بعضا رها شده و دیگر آثاری که شاید به درستی به آنها پرداخته نشده است؛ آثار و بناهایی که بیشتر آنها با مرمت غیراصولی و عدم آگاهی، دیگر آن چیزی نیست که بوده و یا رها گشته که به مرور در حال ازبین رفتن است. ازبین رفتن و تغییرکاربری‌ها، همینطور مرمت‌های غیراصولی و عدم کارشناسی لازم در آن‌ها سبب شده تا به این آثار و بناها لطمه بزرگی وارد شود. نتیجه این تخریب‌ها صدمه‌ای بزرگ بر پیکره فرهنگی و تاریخی مردم ایران زمین است.
جالب است بدانیم برخلاف عصر حاضر، پراکنش تمدن‌ها در دوره‌های باستان و کهن، در مکان‌هایی از ایران وجود داشته‌اند که اکنون دورافتاده ترین مکان‌ها به حساب می‌آیند و خبری از آن هیاهوی اعصار قدیم در آن مکان‌ها وجود ندارد. یکی از این مناطق بیابان لوت است که در حاشیه خود، تمدن‌های بزرگی را جای داده بوده که می‌توان از آثار به جای مانده و کاوش‌های صورت گرفته، به ارزش مکانی آنها در زمان باستان پی برد. از آنجا که در دوره‌های تاریخی گذشته، راه‌ها به عنوان مسیرهایی برای رسیدن از مکانی انسانی به مکان دیگر در این بیابان وجود داشته است، شاهد آثاری از این عبور در راه‌ها هستیم. راه‌هایی که اکنون با دور افتادن از مکان‌های سکونت و عدم تردد تنها در نوشته‌های قدیمی و سفرنامه‌ها می توان از آنها خواند. راه‌هایی کاروان رو که با خاموش شدن طنین زنگ شترها، دیگر به جز آثاری از قبیل میل‌های نشانه راه، سنگ‌چین ها و یا کاروانسراهای قدیمی چیزی از آنها دیده نمی‌شود.

داستان از آنجا شروع شد که مردم استان کرمان با اعلام قرار گرفتن کاروانسرای چهل پایه در لیست انتخابی کاروانسراهای خراسان جنوبی، برای ثبت در میراث جهانی یونسکو نگران و برآشفته شدند و این کاروانسرا را حق استان خود و در لیست کاروانسراهای استان کرمان می‌دانستند! جنگ تملک بر سر کاروانسراها می‌باشد! حال داستان چیست؟ و چرا باید این حس و این عکس‌العمل برای مردم کرمان پیش بیآید؟ چرا میراث فرهنگی استان خراسان جنوبی بعد از گذشت اینهمه سال در رویکردی جدید نگاهش به این کاروانسرای دورافتاده معطوف شده است؟
کاروانسراها در مسیر راه‌های بیابان لوت، کم نیستند و بر اساس مسافت و سختی مسیر برای شب‌مانی کاروانیان کاربرد داشته، تا آنان از گزند اشرار و راهزنان به دور باشند. یکی از این‌ها کاروانسرای چهل پایه است که در مسیر راور به روستای نایبند ساخته شده و قبل از منزل حوض خان است. این کاروانسرا در آخرین قسمت از مرزبندی استان‌های کرمان و خراسان جنوبی واقع شده و با وجود نزدیکی به جاده راور به روستای نایبند از دسترس به دور مانده است. شاید بی‌راه نباشد که مردم استان کرمان این کاروانسرا را از آن خود می‌دانند، چرا که این کاروانسرا به دستور والی کرمان گنجعلی خان و توسط فردی آگاه و مردم‌دوست به نام سلیمان خان بهجه‌الدوله (بهجه‌الممالک) و برای به دور ماندن کاروانیان از گم شدن در بیابان لوت ساخته شده است. برای محافظت از راه نیز والی کرمان نگهبانانی را از راور برای اینکار تا منزلگاه حوض خان در نزدیکی روستای نایبند استخدام کرده بود. تمامی اینها حکایت از آن دارد که این مسیر تا روستای نایبند جزو استان کرمان قلمداد می‌شده و روستای نایبند هم آخرین نقطه استان خراسان جنوبی و از توابع شهرستان طبس بوده است. اما اکنون طبق تمامی نقشه های کشوری و مرز بندی استانی، این کاروانسرا در آخرین نقطه استان خراسان جنوبی واقع شده است.

کاروانسرای چهل پایه نمونه‌ای از کاروانسراهای سالم و در کمترین تخریب محیطی و انسانی ، از دوره صفویه است که دارای پلان خاص بوده و تمامی سازه‌ها و استانداردهای زمانه خود را برای یک کاروانسرا دارا است. کاروانسرا درون‌گرا و با پلان مربع، داری چهار برج در طرفین و یک ورودی اصلی است که به عنوان دروازه در شب‌ها و مواقع خطر بسته می‌شده است. دور حیاط مرکزی حجره ها وجود دارد که حجره روبروی ورودی کاروانسرا شاه‌نشین آن است. در پشت حجره‌ها محل قرار گیری احشام بوده که با دو ورودی از سمت راست و چپ در حیاط مرکزی به آنها می‌رسیده‌اند. در بیرون کاروانسرا و ضلع ورودی آن حجره‌های کوچکی برای ساربان‌ها و یا کسانی که بعد از بسته شدن درب ورودی به کاروانسرا می‌رسیدند وجود دارد. تمامی حجره‌های داخلی و بیرونی دارای بخاری هیزمی بوده که برای تامین گرما و یا پخت و پز مورد استفاده قرار می‌گرفته است. بربالای کوه پشت سر کاروانسرا، برجی برای نگهبانی وجود دارد تا افراد داخل کاروانسرا را در مواقع خطر آگاه سازند. در سمت چپ کاروانسرا نیز کوره آجرپزی که برای زمان ساخت کاروانسرا مورد استفاده بوده و یک حوض انبار استوانه‌ای با ورودی خاص و زیبا قرار دارد که آب خود را از رودخانه فصلی پشت کاروانسرا تامین می‌کرده است. در سمت راست نیز یک حوض انبار مستطیل شکل و همین طور یک آب انبار قرار دارد که وجه تسمیه نام کاروانسرا از همین آب انبار است. آب انبار و حوض انبار دو تعریف جداگانه برخلاف آنچه مرسوم است دارد. حوض انبار مخزن آبی است که بوسیله رودخانه‌های فصلی و بارش‌های باران پر می‌شود. آب انبار مخزنی است که در زیر زمین حفر شده و بوسیله زهکش، آبهای اطراف به داخل آن راه پیدا می‌کند.
آب انبار کنار کاروانسرا بوسیله پله‌های زیادی به زیر زمین می رود که با عدد چهل به عنوان عددی که نشان‌دهنده کثرت است درهم شده و نام چهل پایه را برآن نهاده‌اند. برداشتن آب از این آب‌انبار به دلیل پایین رفتن زیاد از سطح زمین بسیار خطرناک و سخت بوده است.
حال که از منظر مرز استانی مشخص شد که کاروانسرای چهل پایه به واقع درون مرزهای استان خراسان جنوبی است به اینجا می رسیم که تا امسال میراث فرهنگی خراسان جنوبی چه کار برای این کاروانسرا انجام داده و چه مرمتی صورت گرفته است؟ اصلا در مرز این استان و یا مرز آن یکی دیگر برای این کاروانسرای باشکوه چه تاثیری در روند نگهداری و مرمت آن خواهد داشت؟ آیا میراث فرهنگی کرمان با دارا بودن چندین و چند مورد ثبتی از کاروانسرا و قلعه و برج، کاری برای نگهداری و مرمت انجام داده است؟ کاروانسرای چاهکوران در بیست و پنج کیلومتری شهرستان راور به چه سرانجامی رسیده؟ یا کاروانسرای دربند به چه صورتی نگهداری می‌شود؟ در دو کیلومتری شهرستان راور و در روستای ده شیب قلعه خشتی قهقه که دارای شماره ثبت میراث نیز می‌باشد در چه وضعیتی است؟ مردم استان کرمان و خراسان جنوبی چه فعالیتی برای شناساندن و پیگیری مطالبات خود برای نگهداری و مرمت آثار و ابنیه استان‌های خود داشته اند؟ چرا کاروانسرای چهل پایه امسال بر سرزبان‌ها افتاده است؟ از منزلگاه حوض خان چه اطلاعاتی را میراث خراسان جنوبی دارد و چه برنامه‌هایی را برای نگهداری و مرمت آن در دستور کار خود قرار داده است؟ با کاندیداتوری کاروانسرای چهل پایه در استان خراسان جنوبی و ثبت در میراث جهانی یونسکو چه اتفاقی خواهد افتاد؟ همه اینها سوالاتی است که می تواند ذهن خواننده و بیننده و دیگرانی که به نوعی از این کاروانسراها و بناها اطلاع دارند را  به خود جلب کند.

این بار جنگ تملک بر سر کاروانسراها بود ولی امید است تا همه ما دست از کسب مقام‌های قهرمانی پوچ، برای اولین شدن‌ها برداشته و فقط برای نگهداری داشته‌هایمان که اتفاقا کم هم نیستند تلاش کنیم، داشته‌هایی که با نگهداری آنها فرهنگ و تاریخ ایرانمان برای نسل‌های آینده مشخص و پایدار خواهد ماند.

برای دیدن بیشتر عکس‌های این کاروانسرا و دیگر مکان‌های بیابان لوت به این آدرس + مراجعه کنید.

بازهم نا امنی در حاشیه بیابان لوت

بازهم نا امنی در حاشیه بیابان لوت حادثه ساز شد. با وجودی که تقریبا بیابان لوت امن و پاکسازی شده، اما هنوز در مناطقی از آن نا امنی و حمله دزدان و اشرار وجود دارد. بیابان لوت با گستره جغرافیایی خود محل خوبی برای مخفی شدن، عبور و گذر است و در بعضی سال‌ها این عبور منجر به درگیری‌هایی در منطقه می‌شود. پایگاه میراث جهانی بیابان لوت و نیروی انتظامی استان‌هایی که به نوعی قسمت‌هایی از بیابان لوت در آنها قرار گرفته برای تردد توریست‌ها و بیابان‌گردها مجوز را صادر می‌کنند که متاسفانه خیلی از تور‌ها و توریست‌ها بدون در نظر گرفتن اینگونه موارد امنیتی نه تنها خود را به خطر می‌اندازند بلکه برای نیروهای امنیتی نیز دردسرهایی را ایجاد می‌کنند.

 در شهرستان راور دوباره شاهد درگیری اشرار منطقه و عبوری با اهالی روستای هور بوده‌ایم. اشرار پس از این درگیری به سمت دهانه‌دزد فرار کرده که با بسیج نیروی‌های انتظامی، این منطقه امنیتی شده و درگیری ادامه داشته است.

لازم به ذکر است دهانه دزد معبر و گردنه ورودی از حاشیه لوت به بیابان لوت است که در ۱۵ کیلومتری روستای هور قرار دارد و در سفرنامه‌‌ها از این مسیر و این گردنه یاد شده است. در گزارش‌های دکتر مستوفی و دکتر آلفونس گابریل نیز از این مسیر به عنوان راهی کوتاه از شهداد به آتش‌فشان‌های بیابان لوت برای عبور راهزنان یاد شده است. گروه یاردانگ نیز در زمستان ۱۳۹۸ در سفری اکتشافی این مسیر را پیمایش و ثبت کرده است که گزارش آن در شماره آتی ماهنامه سفر به چاپ خواهد رسید.

جا دارد تا با تاکید دوباره برای سفری ایمن ذکر نماییم که بیابان لوت با ثبت جهانی در یونسکو برای همه مردم جهان از اهمیت بالا برخوردار بوده و اخذ مجوز‌های لازم از مراجع امنیتی از الزامات سفر به این بیابان زیبا و شگفت انگیز است. بدیهی است این مجوزها برای امنیت گردشگران و توریست‌ها در منطقه بیابان لوت است.

گردنه دهانه دزد ورودی به بیابان لوت

هوبره پرنده‌ای برای قاچاق

داستان حیات وحش در ایران سالهاست، به سمتی می‌رود که پایان خوشی را نخواهد داشت. در طی سالیان اخیر شاهد آن هستیم که گونه‌های بسیاری از جانوران یا به خط انقراض رسیده‌اند و یا به نزدیکی آن و این دست‌اندازی در طبیعت ابعاد گسترده و گوناگونی را دارد که تنها با رسیدگی به تمامی آنها می‌توان تا حدی به کنترل و افزایش حیات وحش رسید.
این‌بار داستان به مانند نجات یوزپلنگ آسیایی و کمپین‌ها و نهاد‌های فعال در این زمینه نیست که بتوان پایشی را انجام داد و فرهنگ جامعه را به سمت دلسوزی و اهمیت به آن رساند.
هدف اینبار پرنده‌ای مهاجر است که با نام هوبره یا آهوبره و در زبان محلی‌ها چنس، آنهم در بیابان‌های جنوبی ایران  که شاید بهتر بگوییم هوبره پرنده‌ای برای قاچاق!

هوبره پرنده مورد علاقه شکارچیان و قوش بازان کشورهای حاشیه خلیج فارس است و برای همین اقبال زندگی در دشت‌های ایران از این پرنده زیبا گرفته شده است.
زنده‌گیری این پرنده برای قاچاق به این کشورها نه تنها ضربه کاری به نسل این پرنده می‌زند بلکه توسط شکارچیان زنده‌گیر این پرنده و به دلیل تخریب منابع طبیعی و پوشش گیاهی برای ایجاد دیواره‌ای که در انتهای آن دام گسترده شده، ضربه شدیدی به عرصه منابع طبیعی آن هم در بیابان‌هایی که پوشش گیاهی فقیر دارند میزنند.

هوبره پرنده‌ای است که برای پرواز ابتدا بر روی زمین می‌دود و سپس بال‌ها را می‌گشاید و پرواز می‌کند. پرنده وقتی مواجه با خطر شود و یا در حال تغذیه و دانه برداری است بر روی زمین راه می‌رود و همین سبب می‌شود تا تله‌ها را بر این اساس درست و جاسازی در بوته‌ها کنند.

هوبره پرنده‌ای کوچ‌رو است و در اوایل پاییز تا زمستان از چین یا روسیه به دشت‌های ایران مهاجرت می‌کند. قاچاق هوبره نه برای گوشت آن بلکه برای بازآموزی به صورت شکار برای پرنده‌های شکاری در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و بیشتر قطر هدف زنده‌گیری این شکارچیان قرار می‌گیرد.
قاچاق حیات وحش کلا دارای نظامی خاص و مافیایی است که از خرده‌پاها و دلالان شروع شده و به شبکه بزرگی می‌رسد که کالا را به مقصد اصلی می‌رساند. متاسفانه به دلیل عدم توجه مورد نیاز به این پرنده زیبا این شبکه در جنوب ایران بسیار گسترده بوده و نسل آن با آهنگ تندی به سمت انقراض پیش می‌رود.

هوبره لانه خود را بر روی زمین و لابلای بوته‌ها استتار می‌کند و تخم‌‌ها بدون حفاظ خاصی در دشت و درون لانه پرنده قرار دارد. متاسفانه شبکه قاچاق این پرنده تخم‌ها را نیز مورد تاراج قرار داده و از هیچ چیز این پرنده حتی مرده آن نمی‌گذرند. قاچاق هوبره با مبلغ بسیار ناچیز و حدود یک میلیون تومان شروع شده و در نهایت در بازار‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس تا مرز باورنکردنی ۱۰ هزار دلار هم به فروش میرسد و به تفریح پرنده‌بازان شکاری در می‌آید.

برای اطلاعات تصویری و درک بهتر می‌توانید مستند بسیار خاصی که توسط فتح‌اله‌ امیری و نیما عسگری تهیه شده را ببینید +.

پوستر مستند هوبره