بیرجند به شهداد راهی قدیمی

یکی از مسیرهای کاروان‌رو که از ایام قدیم کاروانیان را از خراسان جنوبی به کرمان می‌رسانده راه بیرجند به شهداد راهی قدیمی است. گروه یاردانگ در دو سفر خود این مسیر را احیا کرده است. (اولین بار در سال ۱۳۹۱ و دیگر بار در سال ۱۴۰۰)
این مسیر در قسمت لوت شمالی در بیابان لوت + بوده که عمدتا بدون عوارض خاصی در دشت وسیع شنی و همین‌طور ریگ‌زار به همراه تپه‌هایی پراکنده با کوه‌های کم ارتفاع پوشیده شده است. این مسیر پیمایش توسط گروه یاردانگ از شمال به جنوب بیابان لوت در حدود ۵۰۰ کیلومتر در هر بار طی شده است. مسیر از بیرجند شروع و بعد از گذر از نخلاب خور، معدن سه چنگی  (سو چنگی)، روستای نایبند، شند علیرضا خان، مسیر قدیم بیرجند به خبیص، گمستان لوت و گندم بریان به کمپ هلال احمر در جاده شهداد به نهبندان می رسد.
در هر دوبار از شهرستان بیرجند در انتهای استان خراسان جنوبی به سمت شهرستان خوسف حرکت کردیم و پس از خارج شدن از جاده به سمت نیزار خور، مشخصا وارد بیابان لوت شده بودیم. در نیزار خور می‌توان گفت آخرین خانواده از حاشیه نشینان بیابان لوت هنوز هم ساکن این منطقه هستند. آنها به خوبی با درک خوب از شرایط محیطی و با آنچه در این بیابان زیبا در دست دارند، کومه‌هایی برای زندگی ساخته‌اند، از چوب بوته‌های تاغ و کاه و گل به همراه فضولات شتر برای استحکام‌بخشی به سازه خودساخته توانسته‌اند محلی برای زندگی داشته باشند که در شرایط محیطی سخت بیابانی به دامپروری و کشت اندک خود رونق دهند. (به این کومه‌ها کوله خلاشه‌ای میگفتند) اینجا آخرین واحه‌های بیابانی در منطقه است و بعد از آن جز بیابان چیزی دیده نخواهد شد.


اگر چه در زمان سفر ما نیزارها خشک بودند، اما مشخص بود که در بهار جانی دوباره می‌گیرند و حاشیه امنی را در کنار بیابان سوزان برای حیات وحش منطقه و پرندگان مهاجر خواهد داشت. شب را در کنار این حاشیه نشینان مهربان کمپ کردیم و صبح زود مسیر ادامه پیدا کرد و به آب‌گرم لوت رسیدیم، چشمه آب‌گرم معدنی که خواص درمانی برای معالجه امراض پوستی و عضلانی دارد و پس از آن در ادامه نیز به شاخه اصلی رود شور  + رسیدیم که آرام و پیوسته در جریان بود و از آنجا نیز به معدن سرب سه‌چونگی راهی شدیم.


بیابان‌ها عموما دارای ذخائر معدنی فراوان هستند و صرفا به دلایلی چون دوری و عدم دسترسی به راه‌های انتقال و همینطور نبود آب مناسب، توجیه اقتصادی برای حفر، استخراج و برداشت وجود ندارد. معدن سه‌چونگی نیز در لوت شمالی دارای ذخائر سرب بوده و نامش را به دلیل واقع شدن در منطقه‌ای نزدیک تپه‌ای سه‌پایه شکل به نام سه چونگی، از آن برگرفته است. رگه‌های سرب این معدن از سنگهای آذرین ائوسن منشا گرفته و با بررسی میدانی از آن مشخص است که با حفر چاه‌های عمیق، استخراج تا جایی پیش رفته که به رگه‌های آب رسیده‌ و به همین دلیل معدن از کار افتاده است. در مجاورت معدن خانه‌های کارگران و مهندسان معدن که متروکه است، حاکی از فعالیتی گسترده در زمان حیات معدن داشته است. سرب شویی بنا به شواهدی چون دیگ‌های مخصوص، در محل صورت می‌گرفته و سنگ سرب حاصل نیز بین ۴۰ تا ۵۰ درصد خلوص داشته است. کارگران از شهرستان خوسف به اینجا آمده و سرب حاصل نیز احتمالا از طریق سبزوار به وسیله راه‌آهن حمل و صادر می‌شده است. این معدن طی سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹ فعال بوده و پس از رسیدن به آب از کار افتاده است.


برای شب مانی مسیر خود را به سمت جاده و سپس روستای نایبند + تغییر دادیم تا هم خود به استراحت و تجدید قوا بپردازیم و هم باک خودروها رو پر کنیم.
مقصد بعدی ما شند علیرضا خان است. شند به مسیل‌های ماسه ای گفته می‌شود که با کندن بستر آن می‌توان به آب رسید. در کتاب کویرهای ایران نوشته سون هدین سوئدی به وجود آب شیرین در این مکان اشاره شده است و گفته شده کاروان‌های قدیم از این محل آب شیرین برداشت می‌کرده‌اند که این مهم در سفر اول ما و با کندن چاله و رسیدن به آب محقق شده بود. پس از شند علیرضا خان راهی گمستان لوت می‌شویم و شب را در آنجا کمپ می‌کنیم. ( گمستان، قهستان و گهستان همه نام‌هایی است که برای این منطقه در سفرنامه‌ها و اسناد ذکر شده است)
صبح را با رسیدن به دشت هامادا مسطح و یکدست در شرق گمستان لوت شروع می‌کنیم که انگار با ریگ‌ها فرش شده و دیگر می‌دانیم که مسیرمان مستقیم است و برای رسیدن به شهرستان شهداد با عبور از کنار تپه بازالتی گندم بریان + به آخر مسیر رسیده‌ایم.

در این دو سفر و با انجام تحقیقاتی میدانی توانستیم به احیا راه کاروان‌رو بیرجند به شهداد راهی قدیمی و کهن دست یابیم و در ضمن آنچه در سفرنامه‌ها و اسناد مکتوب دیگر ثبت شده است را به صورت میدانی تجربه کنیم.

بدیهی است که این مسیر نیز همچون دیگر مسیرهای بیابان لوت نیاز به هماهنگی و اخذ مجوز‌های لازم از نهاد‌های امنیتی مربوطه را دارد که علاوه بر آن وجود یک راهنما و تجهیزات مناسب بیابان نوردی نیز از الزامات اینگونه سفرها است.

دره و تنگه جوله رود

یکی دیگر از عوارض زمین شناختی بیابان لوت که در ناحیه لوت شمالی قرار دارد، دره و تنگه جوله رود است. این دره توسط فرسایش آبی شدید بوجود آمده است و بلندترین دره و تنگه بیابان لوت می‌باشد. با توجه به موقعیت خاص این تنگه و دره به آن نام‌هایی چون خسک رود، خشک رود، جوله رود، رتیل و امیر داده شده که هر کدام بنا به علت خاصی و در زمان خاص بوده است. با وجود آنکه می‌دانیم تعویض اسامی و تغییر آن‌ها حتی در مکان‌هایی که اسامی آنها به ثبت نرسیده و در قدیم بین مردم رایج بوده بسیار اشتباه است، متاسفانه شاهد حذف آن اسامی و یا تبدیل و تغییر آنها هستیم.
این دره از قدیم در بین بلوچ‌ها به نام جوله رود مشهور بوده است. جوله در گویش بلوچی به معنی شکاف و دره است. از طرفی هم رود فصلی خسک رود یا به نام دیگر آن خشک رود نیز که از کوه پختو در بالادست این دره سرچشمه می‌گیرد نیز نام خود را به این دره و تنگه داده و بد نیست بدانیم که در برخی از نقشه‌های قدیمی نیز نام خسک رود به عنوان یک منزل ثبت شده است و همین‌طور از آنجا که درون این دره گونه‌ای از رتیل‌ها فراوان دیده می‌شود، در خیلی از سندها از آن به عنوان تنگ رتیل ذکر شده است. (رتیل‌های خورشیدی یا شتری با رنگ زرد و شکم و پاهای پر مو و پرز دارای دو آرواره قوی هستند که در این دره به دلیل سایه پذیری دیواره‌های آن و تنوع شکار در آن زیست خوبی دارند) و در دهه جاری نیز به دلیل کشته شدن امیر طالبی در ورودی این تنگه با برخورد به مین شاهد نام‌گذاری تنگه به نام تنگ امیر بوده‌ایم.
این تنگه با داشتن حدود ۲۰ کیلومتر دیواره در طرفین آنهم در ارتفاع‌های مختلف و حدود ۳۰ کیلومتر مسیر بدون دیواره بلند‌ترین تنگه و دره کویری در بیابان لوت است. دره در سمت جنوبی خود ریزش داشته و عبور در آن میسر نیست، ضمن آنکه هنوز به قطعیت در خصوص پاکسازی آن از سمت ورودی شمالی آن نیز تردید‌هایی عبور را با خطر همراه می‌کند. به هرجهت عبور از این تنگه چه در سمت بالایی دیواره‌های آن و چه از داخل نیازمند داشتن راهنما و تجهیزات مناسب است که در کنار مجوزهای لازم از نهاد‌های امنیتی و مرتبط امکان پذیر خواهد بود. لازم به ذکر است که با وجود سست بودن دیواره‌های تنگه به خصوص در قسمت بالایی آن از نزدیک شدن به لبه‌های تنگه باید اجتناب کرد.

آتش‌فشان‌های بیابان لوت

در پهنه بیابان لوت سه دهانه آتش‌فشانی وجود دارد که از نظر دوره‌های زمین‌شناختی بسیار جوان می‌باشند. نتیجه فوران این آتش‌فشان‌ها، مخروط‌های منفردی است که در سطح دشت پراکنده‌اند و تبدیل به یکی از زیباترین جلوه های زمین‌شناختی در این منطقه شده‌اند. موقعیت مکانی هر سه این دهانه‌ها در لوت شمالی، در شمال غربی منطقه گندم بریان +  بوده که خود از زیبایی‌های بیابان لوت + است. جالب است که بدانیم گسل نایبند نیز دقیقاً از میان این مخروط های آتشفشانی عبور می‌کند و بر اساس فرضیه‌ای فعال شدن این آتش‌فشان‌ها نیز به خاطر فعالیت این گسل در این منطقه می‌باشد.
مدت‌ها نامی برای این آتش‌فشان‌ها در نظر گرفته نشده بود تا آنکه به قدردانی از خدمات دکتر کردوانی و دکتر محمودی این تصمیم در دهه گذشته گرفته شد و دوتا از آنها به نام‌های این بزرگان آتش فشان کردوانی و آتش فشان محمودی نامگذاری شد.
رسیدن به آتش‌فشان‌های بیابان لوت به دلیل ناامنی و سختی مسیر دشوار است و تا مدت‌ها کمتر کسی به بالای دهانه‌های آن رسیده بود به خصوص در مسیری که از سوی این دهانه‌ها به سمت تپه بازالتی گندم بریان راه دارد مناطق مشکوک به مین‌گذاری و تله‌های انفجاری زیاد است که از همین روی بازدید از آن‌ها، علاوه بر اخذ مجوز‌های لازم، نیاز به راهنما و تجهیزات مناسب دارد.

دره و تنگه زبان مار

اقلیم و عوارض زمین‌شناختی در بیابان لوت بسیار متنوع است به صورتی که با ورود به هر نقطه از آن شما با شگفتی بسیار روبرو خواهید شد. یکی از این عوارض وجود تنگه‌ها و دره‌هایی است که بیشترشان توسط فرسایش‌های آبی و بادی در روزگاران کهن پدید آمده‌اند. دره و تنگه زبان مار از آن دسته است که احتمالا در اثر فرسایش شدید آبی که به علت نبودن پوشش گیاهی در منطقه رخ داده است بوجود آمده است. دره و تنگه زبان مار در شرق منطقه کلوت‌های شهداد و غرب چاله مرکزی لوت است که برای دسترسی به آن پس از گذر از منطقه کلوت‌ها در جاده شهداد به نهبندان از جاده خارج شده و به سمت جنوب رفته که پس از طی مسیری حدود ۵۰ کیلومتر در دشت لوت به این مکان زیبا خواهیم رسید. مدت‌ها بود که به علت دور افتادگی از مسیر کاروانیان در گذشته و همین‌طور ناشناخته بودن منطقه کسی به وجود این دره زیبا و عجیب پی نبرده بود و شاید اولین بار بود که در پیمایشی جناب آقای مهرداد قزوینیان، با تهیه نقشه هوایی، عکس‌ و فیلم‌های منطقه و بر اساس شکل ظاهری آن از بالا که همچون زبان دوشاخه مار بود آن را به این نام خواند.
دره هم‌چون زبان دوشاخه مار در نقطه‌ای پایانی از هم جدا شده و به دو راستا تفکیک می‌شود. طول این دره حدود ۹ کیلومتر است و دیواره‌های آن در بعضی نقاط به ۳۰ متر ارتفاع هم می‌رسد.
به دلیل طوفان شن، کف دره پوشیده از ماسه بوده و به همین علت ورود به آن توسط خودرو به دلیل احتمال ریزش دیواره‌های آن در داخل و همین‌طور عرض کم آن بسیار خطرناک است.
در داخل دره لاشه حیوانات و پرندگان دیده می‌شود که خود دلیل خوبی برای تردد روباه شنی در آن به دنبال شکار و تغذیه از این لاشه‌ها است.
در آخر بازهم یادآور می‌شویم سفر به این منطقه همچون دیگر مناطق بیابان لوت نیازمند آشنایی کامل با مسیر، داشتن تجهیزات مناسب و داشتن تجربه بیابان‌نوردی است. علاوه بر اینها با توجه به قرار گرفتن آن در خارج از منطقه سبز گردشگری بیابان لوت، نیازمند اخذ مجوزهای مربوطه از ارگانهای ذیربط است.

گرم‌ترین نقطه بیابان لوت

بیابان لوت و عوارض خاصی که در آن وجود دارد، همیشه مداجله‌ای برای ثبت دما و گرم‌ترین نقطه ثبت شده در آن داشته است. یکی از مواردی که همیشه در بین می‌باشد عنوان گرم‌ترین نقطه بیابان لوت و کره زمین بوده است که از طرفداران زیادی برخوردار است. در این خصوص باید یادآور شویم برای ثبت عنوانی چون گرم‌ترین نقطه بیابان لوت نیاز به فاکتور‌های زیادی است که با توجه به نبود ایستگاه‌های هواشناسی در منطقه به سادگی از آن‌ها نمی‌توان گذشت.
پیشتر در خصوص ثبت گرما در بیابان لوت در این پست + به تفصیل سخن گفته‌ایم و لازم است بدانیم برای سنجش دمای سطح زمین به استاندارهایی چون زاویه تابش خورشید، میزان شدت تابش خورشید، نوسانات تشعشعات خورشیدی، جنس سطح زمین و رنگ خاک، جریان هوای غالب در منطقه تحت سنجش، وضعیت ژئومرفولوژی و شرایط توپوگرافی منطقه را باید در نظر داشت.
پس با این شرایط باید در عنوان گرم‌ترین نقطه سطح زمین با درایت و محتاطی بیشتری سخن گفت و در این بیابان صرفا می‌توانیم بر اساس آمار ماهواره ناسا و اندازه‌گیری آن بحث و نتیجه‌گیری کنیم.
بد نیست بدانیم پست‌ترین نقطه بیابان لوت حدود ۱۰۸ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و بالاترین درجه ثبت شده توسط ماهواره‌های ناسا در گذشته بیابان لوت ۷۰/۷ درجه سانتی گراد بوده است و در تحقیقاتی که پس از آن به نتیجه رسیده و به عنوان یک مقاله علمی منتشر شده است دمای آن بالای ۸۰ درجه سانتی گراد هم ثبت شده است. این مقاله را از اینجا می‌توانید دریافت کنید + .

آب در بیابان

کاروانیان برای عبور از بیابان‌ و رسیدن به منزل‌گاه‌ها با دو مشکل اساسی روبرو بوده‌اند که یکی از آنها تامین آب و دیگری علوفه و علیق چهارپایان همراه خود بوده است. با توجه به این‌که برخلاف تصور همگان، آب در بیابان پیدا می‌شود! آبی که با وجود شور بودن می‌تواند برای رفع عطش و شرب چهار پایان مورد استفاده قرار بگیرد، پس مشکل اصلی عبور از بیابان‌ها تامین علیق شترها بوده است که هر کاروان می‌بایست به مقدار مورد نیاز و بسته به نوع مسیر با خود حمل می‌کرده‌.
آب شرب مورد نیاز افراد کاروان نیز در روش‌های مختلف و بسته به نوع مسیر حمل می‌شده است و از دیرباز عابران بیابان روش‌های خاص خود را برای نگهداری و استفاده از آن داشته‌اند. می‌دانیم که در زمانی دور مردم خوب بلوچ به عنوان راهنمایان و عبور کنندگان اصلی بیابان لوت در این بیابان وسیع تردد می‌کردند و برای همین، به روش‌های مختلف آب شرب خود را برای گواراتر شدن تا به امروز حمل می‌کرده‌اند. مرسوم‌ترین روش برای حمل آب آشامیدنی توسط بلوچ‌ها که هنوز هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، استفاده از بطری‌های آب معدنی خالی است که با ابتکار جالبی به صورت قمقمه برایشان تغییر کاربری داده است. در این روش که به آن سولوک ( SOLLOK ) به معنی گالن کوچک در زبان بلوچی اطلاق می‌شود از همین بطری‌ها و یا گالن‌های ۴ لیتری و حتی ظروف آلومینیومی که در دسترس باشد استفاده می‌کنند و در ابتدا به دور آنها یک لایه پارچه نخی بسته و بعد با پارچه گونی کنفی که متخلل است آنها را پوشش داده و پس از محکم کردن با تکه بند یا تسمه‌ای در بالا آن را مهار کرده تا به مانند بند قمقمه کارایی داشته و در کنار وسیله نقلیه خود از موتور تا ماشین در جایی که حتی المکان سایه داشته باشد قرار میدهند. (در گذشته نیز به پالان و جهاز شتر آویزان میکرده‌اند) در عکسی که در لینک + قرار داده شده یکی از این سولوک‌ها که در بیابان رها شده را با جزییات کامل می‌توانید ببینید.
برای استفاده پس از پر کردن بطری‌ها پوشش روی آنها که از گونی کنفی است را خیس کرده و در سایه‌ و محلی که در حرکت وسیله نقلیه به آن باد بخورد قرار می‌دهند. بدیهی است آب درون بطری با این ترفند خنک‌تر از دمای محیط شده و برای نوشیدن گوارا خواهد بود.

کاربرد میل‌ها در قطب شمال

آیا می‌دانستید میل‌ها به جز در راه‌ها و بیابان‌ها که کاربردی مشخص در جهت راهنمایی کاروانیان و راهیان راه داشته است در قطب شمال نیز توسط کاوشگران کارایی داشته است؟ در خصوص میل‌ها در بیابان‌ها در این لینک به تفصیل گفته‌ایم + اما بد نیست بدانیم، کاربرد میل‌ها در قطب شمال، بسیار متفاوت از آنچه در بیابان‌ها مورد استفاده بوده به‌ کار می‌آمده است. کاوشگران در مسیر‌های بسیار دشوار و صعب‌العبور قطبی گاها دچار درماندگی و گم‌گشتگی شده و اغلب به دلیل نداشتن آذوقه به درکی از مرگ می‌رسیدند و برای آنکه تلاش‌های خود و گروه را پیش از مرگ خود حفظ نمایند سازه‌هایی سنگی و میل مانند را درست ‌کرده و نقشه‌ها و گزارشات مکتوب خود را در داخل آن جاسازی کرده تا علاوه بر حفظ در مقابل بلایای طبیعی، آنها را برای تیم‌های جستجو و دیگر کاوشگران باقی گذارند. با این کار ماحصل کاوش آنها به خوبی به جا مانده و راه‌گشای تیم‌های دیگر می‌شده است. این میل‌ها در قطب شمال با سنگ‌ ساخته می‌شده و ارتفاع قابل ملاحظه‌ای از سطح زمین داشته است.

کتابخانه الکترونیکی یاردانگ

با عبور از فصل‌های پاییز و زمستان، سفرهای بیابانی به اتمام رسید و دیگر آن شور و هیجان رفتن به اینگونه مکان‌ها پایان یافته و این می‌تواند فرصتی برای جمع‌آوری اطلاعات از شناخته‌ها و ناشناخته‌های بیابان باشد.
از آن جهت برآن شدیم تا کتابخانه الکترونیکی یاردانگ را از داشته‌های مکتوب در خصوص بیابان‌ها را در اینجا قرار دهیم. اگرچه پایگاه میراث جهانی بیابان لوت نیز در اقدامی پسندیده کانالی را در بستر رسانه‌ای تلگرام برای مخاطبین این‌گونه اطلاعات فراهم کرده است امابه دلیل آنکه برای بسیاری از علاقمندان دسترسی به این فضا به دلیل ف ی ل ت ر بودن آن می‌تواند مشکل باشد که به این جهت نسبت به ایجاد این کتابخانه که در دسترس باشد اقدام به عمل آمد.
پس این پست به‌روزرسانی خواهد شد و  کتاب‌ها و سفرنامه‌های مربوط به بیابان‌های ایران در اینجا به عنوان کتابخانه الکترونیکی یاردانگ قرار می‌گیرد. (با توجه به اینکه بعضی از این کتاب‌ها احتمالا دارای حق کپی رایت بوده و ناشر دارای حق و حقوقی در این موارد می‌باشد، ناشر در اینگونه موارد می‌تواند از طریق ایمیل info@yardang.ir اعلام تا نسبت به تصحیح اقدام به عمل آید.)


  • کویرهای ایران نوشته سون هدین
    ترجمه پرویز رجبی از انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی
    جهانگرد فعال سوئدی که با سفرهای خود به ایران و همین‌طور تصاویری که به هنرمندی هرچه تمام‌تر آنها را به قلم درآورده توانسته راهگشای مناطق بیابانی ایران و افغانستان تا هند و تبت باشد. فایل این کتاب را از این لینک دریافت کنید +

  • سفرنامه خانیکوف گزارش سفر به بخش جنوبی آسیای مرکزی
    ترجمه دکتر اقدس یغمایی و ابولقاسم بیگناه از موسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوی
    جغرافیدان و دانشمند روسی که سفرهای زیادی را به ایران به عنوان نماینده سرکنسولگری روسیه در تبریز داشته و شرح سفر خود را در این کتاب قدیمی بیان کرده است. فایل این کتاب را از این لینک دریافت کنید +


  • سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس یا دوهزار میل در ایران
    ترجمه حسین سعادت نوری از انتشارات کتابخانه ابن‌سینا
    یکی از افسران انگلیسی که به نوعی برای خنثی کردن اقدامات ماموران روسی به ایران وارد شد و در جنگ جهانی اول هم به عنوان رییس پلیس جنوب ایران منصوب گردید. ژنرال سایکس مناطق بسیار از ایران به خصوص شرق و جنوب شرقی ایران را به عنوان یک محقق جغرافیا و تاریخ دیده و در این کتاب ماحصل برداشت‌های خود را به نگارش در آورده است. فایل این کتاب را از این لینک دریافت کنید +

  • عبور از صحاری ایران نوشته آلفونس گابریل
    ترجمه فرامرز نجد سمیعی از انتشارات آستان قدس رضوی
    دکتر آلفونس گابریل پزشک اتریشی که به همراه همسرش (آگنس – گابریل -کومر) سه بار به ایران سفر کرده است. دکتر گابریل در سفرهای خود کویرها و بیابان‌های ایران را زیر پا گذاشته و در یک بررسی علمی آن‌ها را از نظر جغرافیایی، زمین‌شناسی، گیاه‌شناسی و جانورشناسی مورد مطالعه قرار داده است. در این کتاب ماحصل برداشت‌ها و گزارشات وی را خواهید خواند. 
    فایل این کتاب را از این لینک دریافت کنید +

  •  

داستانک ششم

از راور و قلعه قهقهه + از زهیر خان جدا شدم و به سوی روستای مکی + راهی شدم. قرار بود تا زهیر خان را در آنجا ببینم و برایم از روستا و آبشارش برایم بگوید. می‌دانستم آبشار مکی را جور دیگر با داستانی از زهیر خان خواهم شنید، پس بی‌صبرانه و سریع از تنگه‌های مسیر رسیدن به روستا که به نام کوچه مشهور بود گذشتم و با اندکی استراحت در روستای مکی به سوی آبشار این روستا رفتم. اینبار برخلاف همیشه که خبری از زهیرخان نداشتم و به ناگهان در مسیرم پیدا می‌شد او را چپق به دست در زیر درخت نخل و سایه سارش منتظر دیدم که برایم دست تکان می‌داد.
بعد از سلام و احوال‌پرسی در کنارش به سمت آبشار راهی شدیم و در تعجب بودم که او با وجود سن و سال زیادش از من سرحال‌تر مسیر سربالایی آبشار را با گیوه‌هایی که دیگر رنگ و رویی نداشت قدم برمی‌داشت. گفتم زهیر اینجا چه تاریخی دارد، اینجا چه اتفاقاتی را شاهد بوده؟ جوابی نداشت و آهی کشید و گفت صبر کن! آب چشمه‌ای که از کوه به پایین می‌ریخت گرم بود و در دو طبق به حوضچه‌ کوچک زیرش می‌ریخت. پس از لختی استراحت زهیر‌خان با دست اشاره کرد و مرا به دنبال خود به سمت پایین کشاند. به داخل مجموعه کلبه‌های فصلی و از کنار جوی آب چشمه و آبشار از کنار استخر کم عمق گذشتیم و مرا به بالای کوه کنار کلبه‌ها برد. کوهی که ارتفاع قابل ملاحظه‌ای داشت و در دامنه شیب‌دار آن متوقف شد. وقتی نفس‌ام جا آمد رد قبرهایی را دیدم و آن وقت بود که زهیر‌خان شروع به گفتن داستانش کرد.
برایم از دیوی گفت که در بیابان لوت ساکن است و به دستور سلیمان نبی به زیر زمین ساکن شده و هنوز خبر از زمان و حال ندارد. دیوی که به تبعید سلیمان به زیر زمین رفته و برای همین در آتشی که در زیرزمین افروخته سبب گرمی چشمه‌های آب و تشکیل آبگرم شده و هنوز هم خود را در زندان زیرزمینی لوت گرفتار می‌داند. برایم از فجایعی که در زمان سلیمان برای ساکنان حاشیه لوت توسط دیو همراه بوده و از این قبر‌های بالای کوه که نتیجه کشتاری بوده که دیو دو شاخ بر مردمان راور و روستاهای اطرافش داشته و در پی کشتارش این قبرستان توسط مردم پس از تبعید دیو به زیر زمین ساخته شده است.
زهیر خان با من به دوراهی مسیری آمد که از سمتی به سوی دشت لوت راهی می‌شد و با امید دیدارش به سوی آتش‌فشان‌های جوان لوت راهی شد

پاکسازی بیابان لوت

با خبر شدیم که طی مراسمی آیین خانه تکانی و پاکسازی میراث جهانی بیابان لوت در استان خراسان جنوبی، روستای دهسلم با همکاری پایگاه استان، جامعه محلی و فعالان حوزه گردشگری میراث جهانی بیابان لوت در روز جمعه ۲۰ اسفند ۱۴۰۰ برگزار شد.

در این مراسم تعدادی از فعالان محیط زیست و علاقمندان به بیابان لوت شرکت داشتند و به صورت نمادین قسمتی از مسیر روستای دهسلم به ریگ یلان را به پاکسازی زباله از این منطقه پرداختند.

error: Content is protected !!